تبليغاتX
گلبانگ سربلندی


به هیچ عنوان آدم بد بینی نیستم. اما برخی مسایل اگر حتی یک بار هم اتفاق بیفتند ناپسند هستند و جا دارد به موقع تذکر داده شوند تا شاید موارد مشابهی پیش نیاید. امروز سه عکس را که از گوشه گوشه این شهر شکار کرده ام در معرض قضاوت شما عزیزان قرار می دهم:
نمای اول؛ سنگدلی و بی مسوولیتی در قبال حیات وحش:
تصویر روبرو مربوط به یک صبح جمعه است که با دوستان عزیزم جناب ریاضی و مهندس بهادران برای پیاده روی به قسمت شمالی شهر و منطقه ای که مورد استفاده بسیاری از همشهریان عزیز جهت ورزش صبحگاهی قرار می گیرد رفته بودیم. نمی دانم این روباه زیبا چطور مرده و آیا مرگ او طبیعی بوده و یا کسانی آن را شکار کرده اند اما مسلما اگر حیات وحش مورد حمایت و حفاظت بود این لاشه پر مگس این جا نبود.

 

 

نمای دوم، فرهنگ مصرف:نان خشک

ساعت ۹:۳۰ صبح از خانه خارج می شدم که با منظره مقابل روبرو شدم. حجم بسیار نان خشک باعث شد کنجکاو شوم که این حجم نان خشک در چه زمانی جمع آوری شده؟ از راننده سوال کردم. گفت: مربوط به دیروز و امروز صبح است. البته خیلی هم ترسیده بود و می پرسید چرا عکس می گیرید! من هم به او قول دادم که مشکلی برایش پیش نمی آید.القصه، هم نانواها باید در بالا بردن کیفیت نان بیشتر تلاش کنند و هم مردم نگاهی دوباره به نوع مصرف خود بیندازند. راستی سهم شما در این تولید چقدر است؟

نمای سوم، یک سوزن به خود، یک جوالدوز به دیگران:

در بسیاری از موارد مسوولین را به کم کاری متهم می کنیم و به طور حتم گاهی هم آنان در نگهداری شهر کوتاهی می کنند اما آیا ما خود هیچ مسوولیتی نداریم؟ عکس روبرو نمایی از وضع شهر، یک روز پس از بارندگی هفته گذشته است. ببینید این همشهری ما چطور جوی آب را برای راحتی خود در عبور و مرور بسته و چه اوضاعی را به وجود آورده است. البته او مقصر است اما چرا کسی با او برخورد نمی کند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 14:44  توسط امیر خسرو شجاعی | 

باور کنید نه اهل نفرین هستم و نه دلم می خواهد از این کلمات استفاده کنم، اما اگر شما هم فرزند خردسالی داشته باشید که خوردن تنقلات کم ارزش و حتی مضری مانند پفک، چیپس، نوشابه و... برای سلامت او زیان دارد و شما نهایت سعی خود را در برای دور کردن او از این گونه خوراکی ها انجام دهید و آن گاه هر روز چندین بار از رسانه ای فراگیر مانند تلویزیون آن ها را تبلیغ کنند و همه رشته های شما را پنبه نمایند آنگاه به من حق می دهید و با من همصدا می شوید.

جالب این جاست که این کار طبق قوانین موجود کشور نیز کاملا مطرود است چنان که طبق ماده 84 قانون برنامه چهارم توسعه کشور، همه دستگاهها از تبلیغات مواد خوراکی مضر برای سلامت مردم منع شده اند اما متاسفانه صدا و سیما با تبلیغ گسترده  چیپس، پفک، نوشابه و... این قانون را نقض می کند و به سلامت کودکان مستقیما ضربه می زند.

نمی دانم چه دست هایی در کار است و چه کسانی از این ماجرا سود می برند اما هدف قرار دادن کودکان برای به دست آوردن سود و منفعت، بسیار ناجوانمردانه است و کسانی که این کار را می کنند مستحق نفرین هستند. 

ضمنا گلبانگ شهر سبز با مطلبی تحت عنوان باران و کفش های سوراخ به روز است

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 19:44  توسط امیر خسرو شجاعی | 

این روزها همه جا صحبت از تصویب لایحه هدفمند کردن یارانه هاست و همه نگرانند که چه اتفاقی خواهد افتاد. هر چند  هدفند کردن یارانه ها و بازنگری در پرداخت یارانه به اقشار گوناگون یک ضرورت است و بر روی کاغذ بسیار مفید اما سابقه دولت در اجرای برنامه های گوناگونی مانند سهمیه بندی بنزین، پرداخت سهام عدالت و از همه مهم تر مسکن مهر که هر کدام با سر و صدا و تبلیغ زیاد انجام شد ولی با چالش های گوناگون و ضعف های مختلف رو به رو گردید و تورم زیادی را به سیستم اقتصادی جامعه تحمیل کرد، نگرانی مردم را افزایش می دهد. در این مورد مسکن مهر شاید از همه بزرگ تر و البته ضعیف تر بود به طوری که طبق مصاحبه تازه  رييس انجمن انبوه‌سازان، در طي سه و نيم سال گذشته كمتر از 500 واحد مسكن مهر ساخته شد. وي همچنين از كاهش 60 درصدي اخذ پروانه مسكن طي اين مدت خبر داد و پیش بینی کرد که: تورم موجود‏ و اجراي هدفمند كردن يارانه‌ها باعث افزايش 50 تا 60 درصدي قيمت مسكن  در ماه های آینده مي‌شود.(متن خبر)هدفمند کردن یارانه ها

از این گذشته من نمی دانم که این چگونه عدالتی است که هزینه بالا و غیر منطقی تولید در کشور ما را که به علت های مختلفی چون تحریم های اقتصادی و گران بودن قطعات و خدمات بین المللی - مستهلک بودن سیستم تولید- بروکراسی های معیوب و نیروی انسانی نامتناسب- مدیریت ضعیف و ناکارآمد- نبود سیستم رقابتی و عدم حضور بخش خصوصی و... شکل گرفته بایستی مردم پرداخت کنند و چطور می توان مثلا ما به تفاوت قیمت بنزینی را که به علت تحریم، باید بسیار بالاتر از قیمت جهانی خریداری شود از مردم دریافت کرد؟

اما به هر حال هر گونه بی دقتی درتشخیص گروه هایی که باید تحت پوشش این طرح قرار گیرند و یا اشتباه در محاسبه میزان پرداختی به این گروه ها می تواند چالش های بزرگی پیش روی افراد کم درآمد جامعه قرار دهد. در این ضمینه گروهی از کارشناسان صحبت از تورم سه رقمی می کنند که البته امیدوارم این فاجعه رخ ندهد.

همچنین اضافه کنید سوء استفاده های برخی سودجویانی را که از هر فرصتی برای پر کردن جیب های خود استفاده می کنند.فراموش نکرده ایم که در سال های گذشته، یک تغییر اندک در قیمت بنزین چه تورم سنگینی را به مردم تحمیل می کرد و برخی با این بهانه قیمت ها را به طور سرسام آوری افزایش می دادند.

حال با توجه به مطالب عرض شده، توجه به تمام زوایای طرح و همچنین نظارت دقیق بر اجرای صحیح و پیشگیری از سوء استفاده های احتمالی ضروریست و امیدوارم این طرح مانند طرح مسکن مهر و دیگر طرح های پر سر و صدای دولت غیر کارشناسی و غیر اصولی نباشد و مردم را عاصی نکند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 23:22  توسط امیر خسرو شجاعی | 
معمر در زبان عربی به معنای مهندس است و معمولا توسط افراد قبل از نام خانوادگی افراد تحصیل کرده در رشته مهندسی عمران و ساختمان بکار میرود ، اینکه ایا نام کوچک پادشاه لیبی معمر است و یا این واژه لقب او است معلوم نیست ، ولی آنچه مسلم است پادشاه هشتاد و چند ساله لیبی که مانند هنرپیشه های سینمایی هر روز گریم می کند دارای رفتارهای عجیبی است ، مثلا گفته می شود او تا کنون در هیچ یک از دیدارهای رسمی یک لباس را دو بار نپوشیده است ، حال بماند که هر یک از لباسهای ایشان حکایت خاص خود را دارد و یا ایشان در اجلاس چند روز پیش سازمان ملل در نیویورک بجای استفاده از پانزده دقیقه وقت اختصاصی خود یکصد دقیقه سخنرانی نمود که بیش از نود دقیقه آن فحش و ناسزا بود. بطوریکه مترجم وی پس از سی و پنج دقیقه ترجمه همزمان کم آورد و شخص دیگری جایگزین او شد.
 

g6

بد نیست بدانید سالها است که او جز در کاخ خودش در هیچ عمارت دیگری اقامت نمی کند و هر گاه برای سفرهای خارجی به دعوت روسای کشورهای دیگر به خارج از لیبی سفر میکند چادر و خیمه و خدم و حشم فراوان خود را به همراه می برد .
 
چند سال پیش در سفر به فرانسه در فضای سبز کاخ الیزه (یا ورسای) خیمه و بارگاه خود را برپا نمود و سوژه مناسبی برای خبرنگاران و مطبوعات شد و شایعات فراوانی را به دنبال داشت در سفر اخیر به نیویورک هم ابتدا در پارک ملی نیویورک چادر زدند که ماموران پلیس به دنبال اعتراض برخی از اهالی مبنی بر امنیتی شدن فضای پارک پلیس هیئت لیبیایی را مجبور به جمع کردن خیمه ها نمود و نهایتا هیئت لیبیایی فضای سبز چند هکتاری منزل یکی از ثروتمندان را در حومه نیویورک به مبلغ گزافی برای چند روز اجاره نمود و آنها چادر پادشاه لیبی را در این ملک برپا نمودند.

g2

آنچه مسلم است پادشاه لیبی در سن هشتاد سالگی بسیار علاقه دارد که سوژه مطبوعات و رسانه ها باشد ولی شاید از همه جالب تر کادر حفاظتی و محافظین وی باشد ، کادر حفاظتی وی که بسیار ورزیده و جوان بوده پس از آزمونهای فراوان و گذراندن دوره های سخت انتخاب شده و بیش از چهارصد نفر می باشند که در شیفت های چهل نفره مسئول حفاظت از جان وی را برعهده دارند و در سفر نیویورک هنگامی که پادشاه لیبی برای خرید سوغاتی به یکی از فروشگاههای شهر نیویورک رفته بود این کاروان چهل نفره (البته به همراه تعداد بیشمار پلیسهای محلی) باعث راه بندان و ایجاد ترافیک در شهر نیویورک شد.

کادر حفاظتی ایشان که بر خلاف دیگر محافظین هیچگاه لباس شخصی (در حال شیفت و محافظت) نمی پوشند همگی از میان دختران مجرد انتخاب شده اند و تا زمانی که در خدمت هستند حق ازدواج ندارند.
 


g1



g3



g4

ضمنا گلبانگ شهر سبز هم به روز است
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 1:35  توسط امیر خسرو شجاعی | 
 

عشق

آوای باد انگــــار آوای خشکــــــــسالیست

بگــــــذار تا بگویم: تقـــــــــدیر لاابالیست

باید که مهــــــربان بود، باید که مهر ورزید

زیرا که زنده ماندن هر لحظه احتمالیست

                                                  ؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 20:6  توسط امیر خسرو شجاعی | 

ایلنا: علی دیلمی عضو شورای مرکزی خانه کشاورز در رابطه با وضعیت کشاورزی استان فارس گفت: متاسفانه به دنبال دو سال خشکسالی متوالی در استان کشاورزان در حد زیادی ضرر کرده و با مشکلات جدی کاری و معیشتی رو‌ به رو شده‌اند.

وی که از تولیدکنندگان جو و گندم استان است، افزود: طی این دو سال حداقل 50درصد محصول جو و گندم استان کاهش یافته و چغندر قند هم از رده کشت خارج شده است.

وی همچنین از تعطیل شدن 4 کارخانه قند استان خبر داد و گفت: به دنبال نابودی کشت چغندر قند به د لیل وادرات بی‌رویه شکر به کشور کارخانه‌های چغندر قند استان از دو سال پیش به طور کلی تعطیل شده و هیچ محصول چغندر قندی وجود ندارد که به کارخانه فرستاده شود.

دیلمی همچنین در پاسخ به سئوال ایلنا که چرا تاکنون اقدام موثری در ابطه با مشکلات کشت چغندر قند صورت نگرفته است گفت: استان فارس در سال 1385 میزان 810 هزار تن تولید چغندر داشته و در سال 86 این میزان به 400 هزار تن کاهش یافت و در سال گذشته به طور کلی تولید چغندر قند در استان از بین رفت و هیچ چغندر قندی تولید نشد و به دنبال همین مساله نامه‌های زیادی به وزیر نوشته و درصدد حل بحران برآمدیم اما دولت اقدامی موثر در این رابطه انجام نداده است.

وی همچنین ادامه داد: دولت تنها به فکر این است که شکر زرد به کشور وارد کرده و به کارخانه‌ها جهت تصفیه بدهد اما این مسله شاید مشکل کارخانه‌ها را به طور موقت حل کند اما به طوردائم هیچ مشکلی از بخش کشاورزی حل نخواهد شد.

این تولیدکنننده استان فارس گفت: کشت چغندر قند از درآمدزایی و اشتغال‌زایی بالایی برخوردار است چنانچه در ازای هر یک تن تولید چغندر قند 7 روز کاری برای کارگران کار تولید می‌شود و در این صورت برای 3 میلیون تن چغندر قند وارد شده به کشور محاسبه کنید چه میزان کارگر بیکار می‌شوند.

دیلمی در پاسخ به سئوالی که با وجود این که دولت از این آمار آگاه است پس چرا چنین سیاستی را برای کشت چغندر قند به کار گرفته گفت: کشاورزی ایران به طور کلی سیر نزولی خود را در چند سال گذشته طی کرده‌است و علت اصلی آن مشکلات زیربنایی و کشاورزی سنتی کشور است.

وی همچنین یادآور شد در حال حاضر تنها 45درصد برنامه‌های بخش کشاورزی در برنامه پنجم اجرا شده و 55درصد آن هنوز عملیاتی نشده است و با این روند نخواهیم توانست به برنامه چشم‌انداز 20 ساله دست یابیم. این عضو شورای مرکزی استان فارس در ادامه گفت: مشکلات فعلی کشاورزان استان نه تنها قدرت کشت را از آنها گرفته بلکه قدرت امرارمعاش را هم از آنها سلب کرده و دولت هیچ فکری برای این مسئله انجام نداده است.

این کشاورز استان فارس تصریح کرد: خشکسالی و کم آبی در 2 سال گذشته نه تنها کشاورزی استان را نشانه گرفته بلکه به محیط زیست آسیب رسانده و دریاچه‌های بختگان، پریشان، مهارلو را خشک کرده و محیط زیست به خطر افتاده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 15:27  توسط امیر خسرو شجاعی | 
تا اطلاع ثانوی فقط در وبلاگ گلبانگ شهر سبز به روز هستم.

این کار برای آشنایی بیشتر دوستان با وبلاگ جدید است.

هم اکنون با مطلبی تازه در این وبلاگ به روز هستم.(اینجا)

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 7:59  توسط امیر خسرو شجاعی | 

 

شادی

فکر می کنم که همه شما از این که به جای این پیر مرد باشید و در ورطه یک سیلاب بزرک گیر بیفتید وحشت دارید(خود من که این طور هستم) اما اگر به چهره او نگاه کنید می بینید که او از ته دل شاد است.

اما چطور می تواند در این ورطه هایل خوشحال باشد؟

شاید برای این که تنها وسیله امرار معاش خود را نجات داده است.

این عکس مصداق بسیار خوبی برای این کلام سعدیست که می فرماید:

قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.

امیدوارم که شما دوستان همیشه ملبس به لباس عافیت باشید و مصیب را هرگز ملاقات نکنید. این آرزوی من برای تمام انسان هاست که در صلح و شادی زندگی کنند و آزاد باشند از زورگویی ها و ظلم و ستمی که دنیا را فرا گرفته است. در این شب های پایانی ماه مبارک رمضان از خداوند هم می خواهم که همواره ما انسان ها را در مسیر رشد و عدالت قرار دهد و ما را از ستم به هم نوعان خود دور کند و کاش دیگر این بلایای طبیعی را به مشکلات ما انسان ها اضافه نکند. که ضعیف و کوچکیم در مقابل قهر پروردگار.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 4:59  توسط امیر خسرو شجاعی | 
عصرايران: بخش خبري 20:30 كه به تهيه و انتشار اخبار يكسويه و جناحي شهرت دارد ،‌در اقدامي نادر ،‌ گزارشي نسبتاً‌ مفصل از بازداشتگاه كهريزك و جنايت هاي صورت گرفته در آن را پخش كرد به گونه اي كه اين بخش خبري كوتاه ،‌اين بار تا دقايقي بعد از ساعت 21 نيز ادامه يافت.

به گزارش عصرايران ، در اين گزارش ،‌ براي اولين بار تصاويري نزديك از بيرون و درون بازداشتگاه مخوف كهريزك به نمايش در‌آمد كه نشان مي داد ،‌اين مكان ، نه يك بازداشتگاه متعارف كه مجموعه اي از سوله ها و بناهاي احداث شده در يك محيط بياباني بوده است كه متاسفانه از آن براي نگهداري انسان ها در شرايط بسيار وخيم و مرگبار استفاده مي شد.

در اين گزارش كه مشخص بود دستور ويژه اي خارج از روال معمول 20:30 براي ساخت آن وجود داشته ،‌ نه تنها از توجيهات مبتذلي مانند اين كه قربانيان كهريزك قبل از بازداشت بيمار بوده اند خبري نبود وعاملان جنايات صورت گرفته ،‌نفوذي و ايادي دشمن خارجي معرفي نشدند بلكه در گفت و گو با پدر يكي از قربانيان كهريزك(مرحوم كامراني) وي به صراحت از برخي اظهارات عجيب از جمله اين كه كشته شدگان كهريزك ،‌مننژيتي بوده اند ،‌انتقاد شد و به علاوه سردار تشكري ،‌رئيس بازرسي كل نيروي انتظامي نيز صراحتاً‌ اعلام داشت متهماني كه جنايات كهريزك را رقم زدند ،‌ نيروهاي رسمي اين نيرو از درجه دار تا سرهنگ بوده اند و همچنين ذكر شد كه برخي قضات نيز در اعزام متهمان به كهريزك مرتكب تخلف شده اندكه پرونده هاي آنان نيز در مراجع قانوني تحت رسيدگي است.

در واقع اين بخش از گزارش ،‌رديه اي بود بر اظهارات تعدادي از مسوولان كه همواره تصور مي كنند با پاك كردن صورت مساله و انداختن تقصيرها بر دوش دشمن و عوامل بي نام و نشان نفوذي و ... مي توانند از بحران ها عبور كنند و به زعم خود آبروي نظام را حفظ نمايند يا دوستان متخلف يا مجرم خود را تبرئه كنند.

همچنين بهرامي ، ‌رياست دادسراي نيروهاي مسلح نيز به صراحت گفت كه شرايط و رفتارهاي صورت گرفته در بازداشتگاه عامل مرگ تعدادي از بازداشتي ها بوده است و نه بيماري قبلي آنها و عللي از اين دست.

در واقع تصريح مقامات مسوول بر گناهكار بودن تعدادي از ماموران انتظامي و قضايي ،‌نويد بخش اين بود كه نوعي واقع گرايي در بررسي اين پرونده وجود دارد.

در اين گزارش همچنين به شرايط وخيم بهداشتي در كهريزك و ضرب و شتم بي رحمانه افراد دربند آن اذعان شد و خبرنگار سيما ،‌پاي صحبت برخي افراد شكنجه شده نشست كه از اقدامات انجام شده در دوران بازداشت ،‌شكايت ها داشتند.

در برنامه سيما ،‌همچنين از دستور مقام معظم رهبري در خصوص تعطيلي بازداشتگاه كهريزك و اقداماتي كه متعاقب آن توسط شوراي عالي امنيت ملي ،‌ قوه قضاييه ،‌مجلس شوراي اسلامي ،‌ نيروي انتظامي و استانداري تهران براي پيگيري موضوع و احقاق حقوق بازداشتي ها صورت گرفته نيز اطلاعاتي منتشر شد كه در بخشي از آن مشخص شد كه تا كنون 98 ميليون تومان به رها شدگان از كهريزك غرامت پرداخت شده و تعدادي از آنان براي درمان عوارض ناشي از بازداشت ،‌به بيمارستان هايي در تهران و كرج معرفي شده اند.

حتي يكي از مسوولان استانداري تهران اين را هم گفت كه براي اشتغال افرادي كه مشكل اشتغال داشته و در پي بازداشت بيكار شده اند با وزارت كار رايزني شده است تا مشكلات آنها حل شود و جالب اينجاست كه برخي آزاد شدگان ،‌تقاضاي وام نيز داشته اند كه با اين تقاضاها هم موافقت شده است.

در بخش ديگري از اين گزارش سردار تشكري از شكايت صدها شهروند از نيروي انتظامي خبر داد و گفت به تمام اين شكايت ها رسيدگي و هر جا كه ثابت شده ماموران پليس خسارتي وارد كرده اند ،‌غرامت پرداخت شده است.

اين در حالي است كه پيشتر برخي مسوولان مدعي بودند ماموران پليس هيچ تخلفي نداشته اند و خسارت هاي وارده به اموال مردم توسط اراذل و اوباشي بوده است كه لباس پليس پوشيده بودند!

در اين گزارش ،‌ همچنين تصاويري از ضرب و شتم مردم توسط نيروهاي ويژه پليس به نمايش درآمد و هنگامي كه اين تصاوير تكان دهنده پخش مي شد ، گزارشگر سيما در متني كه مي خواند بر لزوم برخورد با اين ماموران تصريح مي كرد و البته تاكيد داشت كه حساب اين افراد را بايد از حساب كليت نيروي انتظامي كه حافظ امنيت جامعه است ،‌ جدا كرد.

در پايان اين گزارش ،‌ سردار تشكري ،‌رئيس بازرسي كل نيروي انتظامي در مقابل دوربين صدا و سيما ،‌رسماً‌ از تمام كساني كه در هر مرتبه اي متحمل خسارت و آسيب شده اند ،‌ عذرخواهي كرد و همچنين محاكمه بي اغماض عاملان جنايات كهريزك و اجراي سريع احكام قضايي درباره آنها ،‌خواسته افكار عمومي جامعه اعلام شد.

از آنجا كه برنامه هايي مانند 20:30 نوعاً‌ عهده دار آماده سازي افكار عمومي براي رويدادهاي آتي هستند و رويكردهاي آنان در سطوح بالا -و نه فقط در حوزه تهيه كنندگان- تدوين مي شود ،‌به نظر مي رسد پخش چنين گزارشي كه در كارنامه سيما كم سابقه و شايد هم بي سابقه باشد ،‌نشان از عزم مسوولان ارشد نظام براي برخورد جدي با عملان جنايات كهريزك داشته باشد .

مع الوصف ،‌اين نگراني وجود دارد كه كل وقايع ناگوار رخ داده بعد از انتخابات ،‌به رويدادهاي تلخ يك بازداشتگاه خلاصه شود و با محاكمه آخرين و ضعيف ترين حلقه هاي "زنجيره قانون شكني"، پرونده مختومه شود. اين نگراني از آن جهت جدي است كه در چنان وضعيتي ،‌هر چند با مجازات مرتكبان نهايي جرائم ،‌ بخشي از عدالت اجرا شده ، اما ريشه ها و بسترهايي كه موجب شكل گيري اين اوضاع و حوادث شده اند ،‌همچنان به حيات خود ادامه خواهند داد و اين زخم ،‌در جايي ديگر ،‌ باز سر برخواهد آورد.

و نكته پاياني اين كه در كنار انتقادات انبوهي كه به 20:30 وارد است ،‌ برنامه طولاني يك شنبه شب آن را بايد يك فراز مثبت دانست و آرزو كرد كه اي كاش رسانه ملي ،‌هميشه -و نه مقطعي و از سر مصلحت- ‌بازتاب دهنده صداي مردم باشد.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 1:57  توسط امیر خسرو شجاعی | 

وزير منتخب بهداشت و درمان پس از اخذ راي اعتماد از نمايندگان مجلس ضمن با اظهار خوشحالي از اين مساله گفت: انتخاب يك زن در كابينه قطعا براي زنان كشور ما مهم است و من امروز سربلندم و افتخار مي‌كنم.

به گزارش ایسنا مرضيه وحيد دستجردي در حاشيه جلسه امروز مجلس در جمع خبرنگاران گفت: فكر مي‌كنم خانم‌ها امروز به آرزوي ديرينه خود رسيدند كه يك زن در كابينه دولت قرار بگيرد و مطالبات آنها را دنبال كند، فكر مي‌كنم اين انتخاب قدم مهمي براي خانم‌ها باشد.

اولین وزیر زن

اما اولین وزیر زن ایران چه کسی بود؟

فرخ‌رو پارسا تحصیلات ابتدایی خویش را در دبستان هما در تهران سپری نمود و برای ادامه تحصیل در دوره متوسطه به دانشسرای مقدماتی رفت. وی توانست دوره متوسطه را با کسب رتبه اول به پایان رسانده و به دانشسرای عالی راه یابد. او در سال ۱۳۲۱ دانشسرای عالی را با اخذ مدرک لیسانس در رشته علوم طبیعی به پایان رسانید و به دانشگاه تهران راه یافت. وی تحصیلات دانشگاهی خویش را در رشته پزشکی ادامه داد و توانست در سال ۱۳۲۹ با اخذ درجه دکترا از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل گردد.

فرخ‌رو پارسا در سال ۱۳۲۱ با احمد شیرین‌سخن ازدواج کرد و از همان سال پس از اخذ مدرک لیسانس از دانشسرای عالی به تدریس در دبیرستان‌های تهران پرداخت. او پس از پایان تحصیلات دانشگاهی تا مقطع دکترا، علیرغم اینکه در رشته پزشکی دانش‌آموخته شده بود کار طبابت را رها کرد و ترجیح داد که به کار فرهنگی بپردازد؛ بدین ترتیب او در وزارت فرهنگ آن دوران مشغول به کار شد.

وی در سال ۱۳۳۳خ به همراه تنی چند از همکارانش «انجمن بانوان فرهنگی» را برای دبیرستان‌های دخترانه آن دوران تأسیس نمود و در سال ۱۳۳۵خ به عنوان یکی از اعضای هیات رئیسه «شورای همکاری جمعیت‌های بانوان ایرانی» انتخاب شد.

فرخ‌رو پارسا همچنین نخستین مدیر کل زن در ایران بود. در سال ۱۳۳۹ با آغاز به کار دانشگاه ملی ایران، وی عهده‌دار سِمَت مدیر کلی دبیرخانه دانشگاه ملی ایران شد. انتصاب یک زن به این سمت، اعتراضات زیادی را در محافل اداری، فرهنگی و سیاسی تهران به راه انداخت ولی مقامات دانشگاه توانستند از برکناری فرخ‌رو پارسا جلوگیری کنند.

او در سال ۱۹۶۸ به عنوان وزیر آموزش و پرورش ایران انتخاب شد.

پس از انقلاب ۱۳۵۷ خورشیدی، وی با اتهاماتی چون: «حیف و میل اموال بیت المال و ایجاد فساد در وزارت آموزش و پرورش و کمک به نشو و نمای فحشا در آموزش و پرورش و همکاری موثر با ساواک و اخراج فرهنگیان انقلابی از وزارت فرهنگ ایران و غیره...» در دادگاه انقلاب اسلامی شعبه تهران به ریاست صادق خلخالی محاکمه شد و به عنوان «مفسد فی الارض» (عامل فساد بر روی زمین) در تاریخ ۱۸ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ برابر با ۸ مه سال ۱۹۸۰ اعدام گردید.

 منبع ویکی پدیا

همچنین در وبلاگ گلبانگ شهر سبز می توانید آخرین اثر استاد شجریان را که پس از حوادث اخیر اجرا کرده اند بخوانید و دانلود کنید.

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 1:55  توسط امیر خسرو شجاعی | 

هنوز از تب و تاب عطش ناک تابستان چیزی کاسته نشده است و همگان به دنبال خنک کردن خود هستند و به دنبال چیزهای سرد می گردند تا شاید از فشار گرمای تابستان بر جسم خود بکاهند اما این سردی ها تنها مطبوع جسم هستند و بر عکس، روح انسان در همین گرما هم سردی را دوست ندارد. این روزها فضای بی روحی بر جامعه حاکم است که بی ربط به مسایل سیاسی اخیر نیست. حتما شما هم توجه دارید که یک نوع کرختی و سردی فضا را احاطه کرده است و هیچ چیز مزه سابق را نمی دهد.نود

به عنوان مثال رمضان امسال را در نظر بگیرید که هر چند معنویت و روح بخشی خود را به عنوان ماه میهمانی خدا داراست اما چون سال های پیش طعم دعای ربنای استاد شجریان را در هنگام افطار ندارد. نوایی که سال هاست رمضان را عطرآگین می کند و به قول یکی از مجریان تلویزیون نمک ماه رمضان است. و این باعث شده که رمضان امسال حداقل نزد من آن گرمای همیشگی را نداشته باشد.

مورد دوم که باز هم گرمای سال های قبل را ندارد لیگ برتر فوتبال است که در غیاب برنامه نود برگزار می شود . برنامه ای پر طرفدار که باعث دقت عمل مسوولین فوتبال کشور می شد و همه مراقب رفتار خود بودند که مبادا خلافی مرتکب شوند و در حضور "عادل" محاکمه شوند. واقعا جای آن بحث های داغ و پر تب و تاب، مسابقه پیامک، خنده های صمیمی فردوسی پور و... در فوتبال ما خالیست.

و اما مورد سوم که شاید تنها برای من و شمایی که با فضای مجازی کار داریم مانوس باشد سردی فضای مجازیست که بعد از انتخابات بر این محیط حاکم شده و دوستان کمتر می نویسند و کمتر می خوانند و کمتر نظر می دهند. البته گروهی خود اذعان داشته اند که پس از اتفاقات اخیر دچار دو گانگی و حیرت شده اند و حتی در قبول اخبار هم مردد هستند  اما باز هم این کم رمقی عجیب است. شخصا این وبلاگ را تنها جایی می دانم که گاه می توان در آن از دغدغه ها گفت و درد دل کرد. همیشه شاد بودم که دوستانی این مطالب را می خوانند و با هم تبادل نظر می کنیم. در گذشته دوستان بسیار فعال بودند و محیط گرمی برای تبادل افکار به وجود آمده بود که متاسفانه  امروز اثری از آن حرارت نیست. 

به هر حال امیدوارم که در سایه ی درایت مسوولین و جناح های مختلف سیاسی دوباره فضایی آرام و شایسته فراهم شود و این کرختی و سردی جای خود را به فضایی پر شور و پر کار و پر حرارت بدهد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:53  توسط امیر خسرو شجاعی | 

 

در ادبیات علمی داریم به نام "معانی" که به یارای آن چگونگی مطابقت کلام با مقتضای حال و مقام شنونده و خواننده بررسی می شود و موضوع این علم بررسی جمله ها از نظر معانی ثانویه است.

جمله ها گاه می توانند دو معنای کاملا متفاوت داشته باشند که معنای اولیه، همان معنای ظاهریست و معنای ثانویه آن در بطن جمله نهفته است. همچنین گاه معانی خاصی برای برخی کلمات عرف می شود که به هیچ وجه نمی توان این معنی را از کلمات مترادف آن مستفاد کرد. به عنوان مثال در عبارت "صلیب سرخ" اگر ما کلمه سرخ را برداریم و به جای آن مترادف آن "قرمز" را قرار دهیم هرگز مخاطب ما، تشکیلات جهانی برای نجات بیماران در مواقع خاص را، در ذهن نخواهد آورد و ذهن او سریعا به سمت صلیبی قرمز رنگ متمایل می شود.

در موارد دیگری نیز چنین کاربردهایی را برای کلمات می بینیم که یک انسان بلیغ و فرهیخته در هنگام سخن گفتن با وسواس به این نکات و معانی دقت می کند و اصولا فرق یک انسان دانشمند و ادب آموخته با یک فرد عادی در به کار بردن همین ظرافت های کلامیست به طوری که تا شخصی سخن بگوید شما می توانید عیار دانش او را بسنجید. چنان که شاعر می فرماید:

                                  تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد 

تمام این مقدمه را عرض کردم تا به "هلو" برسم همه شما عزیزان خوب می دانید که وقتی کلمه"هلو" برای تعریف از انسان به کار می رود دقیقا معنای زیبا رویی را به ذهن متبادر می کند  و خوردن چنین هلویی هم باز معنایش مشخص است! و این ادبیات هرگز برای سخن گفتن در باب خوبی و ایمان کسی به کار نمی رود. اما به هر حال کسی هست که هیچ یک از قواعد روزگار را محترم نمی شمارد(نه این که نداند) و این نوع سخن گفتن سزاوار ایرانیانی که در دنیای ادبیات سرآمد هستند نیست و امیدوارم این نقص روزی بر طرف شود.

به همین بهانه کاریکاتور زیر را هم از نو اندیش ببینید:

هلو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 0:20  توسط امیر خسرو شجاعی | 
مهر: پس از حضور ماشین آلات راهسازی برای ساخت جاده، احداث مجتمع پتروشیمی در یک کیلومتری دریاچه پریشان و خشک شدن کامل این ذخیره گاه بین المللی، کارخانه سنگ شکن هم برای بهره برداری اقتصادی از طبیعت دریاچه پریشان، پا به حریم هفتمین تالاب بین المللی جهان گذاشت.

در روزهای گذشته اقدامات پایه ای و زیرساختی برای ساخت کارخانه سنگ شکن در حریم دریاچه پریشان و در نزدیکی روستای زوالی که در حوزه آبی پریشان قرار دارد، صورت پذیرفته است.

در این خصوص، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کازرون، با تأیید این خبر گفت: این کارخانه در فاصله حدود سه تا چهار کیلومتری دریاچه پریشان و در کنار "درکه مشیری" قرار گرفته که بر اساس ضوابط به آن مجوز داده ایم.

گرچه خانبازی به نوع ضابطه های در نظر گرفته شده برای صدور چنین مجوزی اشاره نکرد، اما با احتمال ایجاد آلودگی به وسیله این کارخانه گفت: از صاحب کارخانه تعهداتی هم گرفته ایم تا در صورت آلودگی، فوراً کارخانه را تعطیل کند.


رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کازرون در حالی خبر از احداث این کارخانه می دهد که برخی اهالی روستای زوالی در گفتگو با خبرنگار مهر از آنچه آنان با عنوان تهدیدی برای سلامت فرزندانشان و دریاچه پریشان یاد می کنند، اظهار نگرانی کرده اند.

یکی از اهالی این روستا گفت: وقتی صاحب کارخانه سنگ شکن که این روزها زیاد به منطقه می آید متوجه نگرانی ما شد، گفت شما نمی توانید کاری بکنید چون من مجوز لازم را از مجاری قانونی به دست آوردم.

این روستا نشین همچنین به دغدغه های اهالی پریشان اشاره کرد و گفت: نمی دانم سازمان حفاظت محیط زیست بر چه اساسی مجوز چنین کارخانه ای را در کنار دریاچه پریشان صادر کرده است. می خواهم بدانم آیا کسی که این مجوز را صادر کرده حاضر است خودش و خانواده اش را بیاورد در این روستا و در کنار گرد و خاک و سر و صدا و دیگر آلودگی های کارخانه سنگ شکن زندگی کند؟

نگرانیهای اهالی روستای زوالی در حالی مطرح می شود که فعالان محیط زیست نیز این اقدام را غیرمنطقی خوانده و آن را برای اکوسیستم شکننده دریاچه پریشان بحران زا توصیف کردند.

یکی از فعالین محیط زیست در این خصوص به خبرنگار مهر گفت: نمی دانم چرا سازمان حفاظت محیط زیست که در شرایط فعلی بایستی تمامی تلاش خود را برای بازگرداندن طبیعت دریاچه پریشان نماید و حیات را به این منطقه و به اهالی آن بازگرداند، دست به صدور چنین مجوزهایی که اعتبار آن سازمان را زیر سوال می برد، می زند.

محمد هاشمی همچنین خاطر نشان کرد: کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست می دانند این کارخانه در حریم دریاچه پریشان واقع شده است و پسابهای آن، آلودگی های صوتی و گرد و غبار ناشی از آن می تواند تبعات جبران ناپذیری را برای دریاچه پریشان به دنبال داشته باشد، به ویژه آنکه این کارخانه می خواهد از منابع سنگی و کوه های دریاچه پریشان برداشت کنند.

موضوع احداث کارخانه سنگ شکن در حالی مطرح می شود که طبیعت دریاچه پریشان، بحرانی ترین روزهای خود را سپری می کند و علائم حیات جانوران و آبزیان آن به شدت کاهش یافته است.

نقل ازفردا

ضمنا پیش از این و در پی آتش سوزی نیزار های پریشان در مطلبی تحت عنوان جناب فرماندار محیط زیست را به دست فردی لایق بسپارید  از مسوولین خواسته بودم که این اداره حیاتی برای کازرون را به دست فرد شایسته ای بسپارد و حتی اعلام آمادگی نمودم تا در صورت عدم توجه به این خواسته همراه با سایر دوستانی که به طبیعت کازرون علاقه مندند حرکتی نمادین و اعتراضی را در مقابل فرمانداری برنامه ریزی کنیم. این بار هم بر این نکته تاکید می کنم و منتظر حمایت شما هستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 13:11  توسط امیر خسرو شجاعی | 

 

پیش از هر چیز باید عرض کنم که به هیچ وجه قصد ندارم که خدمات پزشکان متعهد و درستکار را با این یادداشت زیر سوال ببرم اما گاه در مواجهه با برخی از نمایندگان جامعه پزشکی مسایلی را می بینیم که سوالات زیادی را به ذهن متبادر می کند. در این که شهر ما شهری بسته و فراموش شده است که بنا به فرمایش رئیس شبکه بهداشت شهرستان با مشکل جذب پزشک روبروست هیچ شکی نیست (این در حالیست که دانشگاه آزاد کازرون یکی از معدود واحدهای دانشگاه آزاد است که رشته پزشکی دارد) اما مساله كيفيت خدمات بهداشتي از كميت آن مهم تر است كه بايد با اتخاذ تدابير متناسب در اين راه گام برداشت. در اين بين صداقت پزشكان و پايبندي به اصول انساني و سوگند پزشكي خود مساله ايست كه تنها به شخص پزشك باز مي گردد و هر چند اكثريت قريب به اتفاق اين عزيزان اين موارد را در كار خود لحاظ مي كنند گاه مواردي  نيز ديده مي شود كه انسان را متاسف مي كند و شائبه هايي به وجود مي آورد.

آن چه سبب نگارش اين متن شد شنيدن گلايه اي از يك شهروند است كه شايد گاه نظاير آن را ديده باشيد.

امروز در تاكسي نشسته بودم كه بنده خدايي كنار دست من در صندلي جلو نشست (قابل توجه راهنمايي و رانندگي) و از همان ابتدا شروع به گلايه كرد:

"آم اي چه شهرين داريم؟ 10 روزن سي يه درد پوي ساده دارم مي رم وا ميام!"

پرسيديم چي شده؟

فرمود: (به همون لهجه كازروني گفت البته)چند روزي بود كه در قسمت پشت زانويم درد خفيفي را احساس مي كردم كه كمي آزارم مي داد. سراغ دكترx (نام يكي از جراحان معروف شاغل در كازرون) رفتم كه ايشان پس از معاينه گفت:"شما شكستگي داريد و بايد تحت عمل جراحي قراربگيريد و نياز به دوقطعه پلاتين داريد!"

گفتم: دكتر درد من آن قدر شديد نيست. و شباهتي به درد شكستگي ندارد.

-         من پزشكم يا تو؟!

گذشت و از آن جا كه به تشخيص دكترx  شك كرده بودم نزد دكترy  رفتم و ماجرا را براي ايشان تعريف كردم كه فرمودند:" كمي كشيدگي در ناحيه پشت زانويتان وجود دارد!"

من كه حسابي از اين همه تفاوت در تشخيص شوكه شده بودم و نمي دانستم به كداميك اعتماد كنم نزد پزشك سوم كه كمي با ايشان آشنايي داشتم(البته ايشان دارو ساز هستند) رفتم و جريان را بازگو كردم كه ايشان هم كمكي به رفع ترديد من نكردند و فرمودند" خوب طبيعيست! تشخيص ايشان اين بوده و تشخيص اوشان آن!"

حتما شما هم تاييد مي كنيد كه ماجراي عجيبيست.

من هم حسابي متعجب بودم كه اين دو تشخيص چه شباهتي با هم مي تواند داشته باشد و به اين فكر فرو رفتم كه اين بيمار بيچاره كه خودش اطلاعي از علم پزشكي ندارد چگونه بايد اين دو راهي را پشت سر بگذارد.

حال به نظر شما تفاوت اين دو تشخيص مي تواند طبيعي باشد يا يكي قصد سوء استفاده از سادگي بيمارش را داشته است؟

ايا چنين كساني در جامعه پزشكي شهرستان وجود دارند كه پول بيمار را بيش از سلامتي آنان دوست داشته باشند؟

اگر پاسخ مثبت است شما هم با چنين افرادي روبرو شده ايد و جريانات مشابهي را ديده ايد؟

راه حل چيست و چگونه مي شود اين مشكل را حل كرد؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 22:41  توسط امیر خسرو شجاعی | 
از آن جا که اغلب دوستان با وبلاگ جدید من آشنایی ندارند بدین وسیله ثبت مطلب جدیدی با عنوان فوق را در وبلاگ جدید به شما عزیزان اطلاع می دهم لطفا در آدرس زیر مطلب را مطالعه فرمایید:

http://amirkhosro.blogspot.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 0:34  توسط امیر خسرو شجاعی | 
بارها شنیده ایم که زنان ایرانی که برای زیارت عتبات عالیات به عراق می روند با برخورد نادرست ماموران عراقی مواجه می شوند. بازرسی های بدنی نامتعارف و هتک حرمت زنان این سوال را به ذهن متبادر می کند که زیارت عتبات با این قیمت چگونه می تواند مورد اقبال باشد. البته کسانی که به این سفر مبادرت می کنند نمی دانند چنین رفتاری در انتظار آنان است اما چه سودهایی به جیب مسوولان تدارک این گونه سفرها می رود که اقدامی نمی کنند و همچنان این سفرها را ادامه می دهند؟
 
جمعي از زائران كه به تازگي از زيارت عتبات عاليات عراق بازگشته‌اند نسبت به بازرسي برخي از زنان زائر ايراني توسط ماموران مرد عراقي در كربلا اعتراض كردند

آنان با شرم‌آور خواندن اين عمل خواستار پيگيري موضوع از سوي مقامات مسئول شدند.

يكي از زائران ايراني كه از طريق كاروان‌هاي مجاز عازم زيارت عتبات عاليات شده در اين باره به همشهري گفت: در مقر بازرسي سيطره كربلا، زائران مرد و زن را جدا كردند. ابتدا بازرسي از مردان انجام شد، با اصرار عراقي‌ها از محل بازرسي دور شديم. پس از بازرسي همه اعضاي كاروان‌ها، بانوان با ناراحتي اعلام كردند كه ماموران مرد عراقي آنها را مورد بازرسي بدني قرار داده‌اند.

چرا زنان ايراني در كربلا توسط ماموران مرد بازرسي شوند؟ اين براي ايرانيان شرم‌آور است كه مردان عراقي از زنان‌شان تفتيش كنند، آيا بايد اين خفت و خواري را به تماشا نشست و دم نزد؟ اين جملاتي بود كه اين زائر عتبات عاليات با حزن و اندوه بيان كرد.

وي با ابراز تأسف از اين موضوع اعلام كرد: بازرسي بانوان ايراني توسط ماموران مرد عراقي تاثير بسيار بدي در روحيه آنها داشت و اعتراض اعضاي كاروان‌ها نيز به جايي نرسيد.

همچنين جمعي از زائران نيز با انتشار نامه‌اي كه نسخه‌اي از آن در اختيار همشهري قرار گرفت در اين باره متذكر شده‌اند: مراتب اعتراض خود را نسبت به واقعه تاسف‌بار بازرسي بدني جمعي از بانوان مسلمان ايراني توسط نيروهاي مرد مقر بازرسي سيطره، مجاور ترمينال كربلا ابراز مي‌داريم. اين واقعه تاسف‌بار چنان آثار رواني و حيثيتي در زائران بر جاي گذاشت كه حلاوت زيارت كربلا و نجف را تحت‌الشعاع قرار داد.

در ادامه اين نامه آمده‌است:... با اين اتفاق جاي اين سؤال وجود دارد كه زيارت رب‌النوع آزادگي و غيرت براي چه منظوري صورت مي‌گيرد؟ همچنان‌كه حضرت علي(ع) مي‌فرمايند: اگر خلخال زن يهودي در حاكميت اسلام مورد تعرض قرار گيرد و كسي از شدت غم اين حادثه جان دهد مذمتي بر او نيست... اگر ما بندگان صالحي باشيم از خداي متعال براي خود مرگ مي‌طلبيم تا شاهد چنين رفتاري در مجاورت و سايه سيد‌الشهدا نباشيم.

بازبيني‌هاي غير‌متعارف

هر از چندي اخباري مبني بر بد رفتاري ماموران عراقي و سعودي در سفرهاي عمره و عتبات عاليات منتشر مي‌شود كه مسئولان نيز صرفا به ابراز اميدواري براي حل مشكلات بسنده مي‌كنند.

سال گذشته نيز اخباري مبني بر بازرسي نامناسب و زننده از بانوان زائر ايراني منتشر شد. نماينده ايلام در مجلس در تاييد اين اخبار اعلام كرد كه زائران ايراني عتبات عاليات در مرز مهران به دلايل واهي مورد بازبيني‌هاي غيرمتعارف ماموران عراقي مرزي قرار گرفتند و ماموران عراقي زنان زائر را به‌صورتي زننده مورد بازرسي بدني قرار دادند. داريوش قنبري افزود: ماموران مرزي عراق علاوه بر اين اقدام، زنان ايراني را مجبور كردند لباس‌هاي خود را از تن در آورند.

امسال نيز به‌دنبال ابراز نارضايتي برخي از زائران از نحوه برخورد ماموران عراقي، هيأتي 3نفره از نمايندگان مجلس براي بررسي موضوع عازم عراق شدند. پايگاه اطلاع رساني حج به نقل از جواد آرين‌منش، نايب رئيس كميسيون فرهنگي مجلس اعلام كرد: هيأتي ۳ نفره از سوي مجلس براي بازرسي نامحسوس از نحوه برخورد با زائران ايراني به عراق اعزام مي‌كند.

ادامه برخوردهاي نامناسب عراقي‌ها

زائران بازگشته از سفر عتبات عاليات همچنان نسبت به نحوه برخورد نامناسب و زننده ماموران عراقي در مرز ورودي و بازرسي‌هاي شهرهاي اين كشور معترض هستند.
در همين حال اداره ارتباطات خبري بعثه مقام معظم رهبري نيز از ادامه اعتراض زائران ايراني از نحوه برخوردهاي پليس عراق خبر داد.

براساس اين گزارش، برخوردهاي نامناسب، بازرسي‌هاي نابه‌جا و معطلي كاروان‌هاي زوار در جاده‌هاي گرم از جمله مواردي است كه زائران ايراني نسبت به آن نارضايتي خود را اعلام كردند.

تاثيرات وجود اشغالگران در عراق، بمب‌گذاري و حملات تروريستي، وجود اضطراب و استرس و جو شديد نظامي از جمله عوامل تشديد‌كننده برخوردهاي نامناسب با زائران ايراني و ساير زائران كشورهاي ديگر در كشور عراق است.

بنا به گزارش‌هاي رسيده از زائران ايراني، در برخي از موارد تهديد به بازداشت و زندان زائران و برخوردهاي خودسرانه نظاميان عراقي با زائران ايراني موجب ناراحتي‌هايي براي عده‌اي از زائران شده‌ است.

نقل از:همشهری آنلاین
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 2:34  توسط امیر خسرو شجاعی | 

محمدباقر قالیباف، شهردار تهران در جدیدترین مطلب وبلاگ شخصی خود می نویسد:محمدباقر قاليباف

یکی از دغدغه هایی بسیار مهم امروز«کارآمدی دین در اداره جامعه» است. مطلبی که شاید بارها در سخنرانی ها و افتتاحیه های مختلف به نحوی به آن اشاره کرده ام. اعتقاد دارم اگر امروز بخواهیم از آرمانهای امام و شهدا دفاع کنیم؛ باید این کارآمدی را به همگان اثبات کنیم.

یکی از مشکلاتی که در راه اثبات کارآمدی دین در اداره جامعه با آن مواجه هستیم، هزینه کردن دین برای پوشاندن نقص ها و کم کاریهایمان است، که مصداق آن را در جاهای مختلف می توانیم ببینیم.

در ایام جنگ یک روز به یکی از رزمندگان دستور دادم تا برای شناسایی قبل از عملیات، مسیری را شناسایی کند تا از آن معبر عملیات کنیم. فردای آن روز وقتی به سنگر رفتم دیدم همه بچه های لشکر جمع هستند؛ رزمنده ای که قرار بود کار شناسایی را انجام دهد برای بچه های لشکر صحبت می کرد.بدون اینکه کسی متوجه حضورم شود به حرفهای او گوش دادم.

داشت به بچه ها می گفت : «من دیشب خواب آقا امام زمان(عج) را دیدم، ایشان به من گفتند که فردا نباید از آن مسیر عملیات کنید و مسیر دیگری را برای عملیات به من نشان دادند و . . . »

کاسه صبرم لبریز شد. رفتم جلو و پس گردنی محکمی بهش زدم. کلی دعوایش کردم که «این حرفها چیه می زنی؟» بعد با همان عصبانیت گفتم: «برو به همان محوری که امام زمان در خواب به تو گفته و آن محور را شناسایی کن. ما که توی خواب تو نبودیم که ببینیم امام زمان چه محوری رو برای شناسایی و عملیات معرفی کرده!»

چند ساعت بعد از این حرفها و درگیری لفظی، این رزمنده آمد پیشم وگفت: «حاج باقر معذرت میخواهم؛ ببخشید. اون حرفهایی که داشتم به بچه های لشکر در مورد خوابم می گفتم همش دروغ بود. حلالم کنید.»

ازاو پرسیدم: «چرا این حرفها رو زدی ؟»

جواب داد : «راستش رو بخواهید ترسیده بودم برای شناسایی برم. برای اینکه شما من رو از شناسایی آن محور معاف کنید مجبور شدم این حرفها رو بزنم؛ ببخشید. آخه خیلی ترسیده بودم»

بعد از شنیدن حرفهاش از او خواهش کردم به مشهد برگردد و دیگر به لشکر ما نیاید.

همیشه دیده ام آدمهایی را که برای نقصها و کم کاریهایی که درکارهایشان دارند از دین هزینه می کنند. برای اینکه خود را حفظ کنند دین را سپر خود قرار می دهند. و چه ضربه های از این راه به دین وارد شده و چه انحرافهایی که در دین آمده است.

امروز نیز صحنه جنگ است. اگر روزی با سلاح از دینمان دفاع کردیم، امروز باید با عملکردمان به دفاع از دین بپردازیم. کارنامه خود را ببینیم، آیا باعث تعالی دین و باورهای دینی شده ایم؟ یا سبب دین گریزی و تخریب باورهای دینی شده ایم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 10:22  توسط امیر خسرو شجاعی | 

در خبرها خواندم که یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری افغانستان فتح اصفهان را  به عنوان یکی از برنامه ها (رویاهای) خود اعلام کرده است. فکر می کنم باید  ضمن تاکید به دوستی دو ملت ایران و افغانستان  به این دیوانه بخندیم و البته اعلام کنیم اگر هم ایرانیان در مسائل مختلف با هم اختلاف داشته باشند در یک چیز متحد هستند و آن پاسداری از مرزهای ایران عزیز است و نه ایشان و نه هیچ اجنبی دیگر نمی تواند چنین خیالاتی را در سر بپرورد. متن خبر را بخوانید و نظرتان را اعلام فرمایید:

ايران خبر: رمضان بشردوست يكي از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري افغانستان در گفتگويي با خبرنگاران افغاني، در پاسخ به اين سئوال كه اگر شما رييس جمهور شويد، با نيروهاي خارجي مستقر در افغانستان چه مي‌كنيد، گفت: اگر يك سرباز آمريكايي را خون افغانها را بريزد براي يك ثانيه هم آنها را تحمل نمي كنم اما اگر آمريكاييها با ما همكاري كنند تا پيشاور و اصفهان را بگيريم، نور علي نور است.

وي از تشكيل يك گروه پنج هزار نفري كماندوها در صورت پيروزي در انتخابات رياست جمهوري خبر داد و گفت: اگر در هر نقطه از دنيا كسي يك افغان را كشت يا يك سانتي متر از خاك افغانستان را مثل ايران و پاكستان اشغال كرد، اين گروه كماندو او را حتي اگر در آسمان هفتم هم پنهان شود پيدا مي كند و به سزاي عملش مي رساند.

بشر دوست در ادامه سخنان عجيب خود افزود: اگر يك ايراني يك افغان را بكشد من صد درصد او را خواهم كشت، حتي اگر آن افغان دهها ايراني را هم به قتل رسانده باشد طبق حقوق بين الملل ايران حق ندارد او را اعدام كند.

وي در پاسخ به اين سئوال كه اگر خون يك افغان در امريكا انگليس يا روسيه ريخته شود او چگونه نيروهاي كماندوي خود را به آن كشورها اعزام مي‌كند، گفت: در آن كشورها معمولا حقوق بين الملل حاكم است و ما با آنها ميثاقهاي مشترك بين المللي داريم.

رمضان بشر دوست اكنون عضو مجلس نمايندگان افغانستان است و به اختلالات رواني شهرت دارد. سال گذشته هم وزير دفاع افغانستان، بشردوست را فردي ديوانه خواند كه از تيمارستانهاي فرانسه مرخص شده است.

عزيزالله لودين رييس كميسيون مستقل انتخابات افغانستان نيز اعلام كرد: يكي از نقاط ضعف قانون اساسي افغانستان اين است كه هر ديوانه اي مي تواند نامزد انتخابات رياست جمهوري شود و در اين باره محدوديت قانوني وجود ندارد.

نقل از فردا

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 22:57  توسط امیر خسرو شجاعی | 

ما هم در این انتخابات ضرر کردیم و ۶ میلیون از آرای رییس جمهورمان را از دست دادیم!

به گزارش لحظه نیوز (لحظه نیوز) این سخن عجیب و غریب، اظهارات مردی با موهای بلند و یاور همیشگی احمدی نژاد، مهدی کلهر است. مشاور احمدی نژاد که در رادیو گفت و گو در مناظره ای سه طرفه با بیژن نوباره و حسام الدین آشنا گفت و گو می کرد، در واکنش به اعتراضات "آشنا" در مورد نتایج انتخابات گفت: ما هم دراین انتخابات ضرر کردیم.

کلهر افزود: ضرر ما به مراتب بیشتر بوده، درواقع 6 میلیون از آرای دکتر احمدی نژاد رییس جمهور، کسر شده و از دست داده ایم.

آشنا در واکنش به این اظهارات گفت: واقعاً شما معتقدید که آقای احمدی نژاد باید 30 میلیون رای میاورده است؟

کلهر نیز پاسخ داد: قطعاً همینگونه است!

بخش هایی از این گفت و گو در پی می آید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 13:28  توسط امیر خسرو شجاعی | 

۱- در حکم جدید احمدی نژاد به مشایی که ایشان را به سمت مشاور و رييس دفتر رييس‌جمهوري برگزيد نکته جالبی دیده می شود.

ایشان می فرمایند:

"در آستانه ميلاد اسوه ايثار و شهادت حضرت امام حسين(ع) و ياران باوفايش و ضمن تقدير فراوان از همه خدمات ارزشمند گذشته، جنابعالي را كه انساني مؤمن و فداكار و مورد اطمينان كامل هستيد به سمت «مشاور و رئيس دفتر رييس‌جمهوري» انتخاب مي‌نمايم."

ظاهرا ایشان گمان می کنند ۷۲ تن از یاران  امام حسین (ع) همگی همراه او و در یک روز متولد شده اند!

لینک متن کامل حکم در فردا

۲- اگر برای نماز قضای پدر بزرگوارتان اجیر می خواهید دیگر نگران نباشید. در آدرس زیر می توانید به صورت آنلاین ثبت نام فرمایید:

http://www.namazgozar.com/form.php

 نمازقضای آنلاین

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 17:18  توسط امیر خسرو شجاعی | 

 

اسیر عراقی

در روزگاری نه چندان دور مردانی از جنس پولاد در این سرزمین زندگی می کردند که هر یک قهرمانی بودند در معنویت و نورانیت و نشانه هایی از شور و شعور و حماسه. آنان جان بر کف نهادند تا بیگانگان جرات نکنند ناموس و شرفشان را بد نگاه کنند. شرفشان دینی بود و اسلام نابی که برای حفظ آن مقابل تمام زورگویان جهان ایستاده بودند و ناموسشان خاک کشورشان بود، هموطنشان بود که باید به هر قیمتی پاس داشته می شد، حتی به قیمت جان.این قهرمانان بی بدیل و البته بی ادعا در قالب ارتشی و سپاهی و بسیجی افتخارها آفریدند تا امروز ما به ایرانی بودن خود ببالیم.
در این میان بسیجیان آن قدر ...
بقیه را در وبلاگ جدیدم اینجا مطالعه فرمایید
 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 11:34  توسط امیر خسرو شجاعی | 

 

سانحه ایلوشین در مشهد

دیگر نمی توان تسلیت گفت به کشته شدگان بلکه باید تمامی ناسزاها را نثار مسوولین بی کفایتی کرد که جان مردم برایشان هیچ ارزشی ندارد چطور می توان پذیرفت که در عرض کمتر از ۱۰ روز دو سانحه هوایی برای هواپیماهای مسافربری در کشور رخ دهد؟ هر چند تعداد کشته و زخمی های این حادثه مشخص نیست اما چه فرقی می کند که یکی باشد یا بیشتر؟

نمی دانم باید چه گفت بیش  از این شما قضاوت کنید.

متن خبر:

یک فروند هواپیمای ایلوشین مسافربری شرکت هواپیمایی آریا در مسیر تهران-مشهد لحظاتی پیش در هنگام فرود در فرودگاه هاشمی نژاد مشهد از باند این فرودگاه خارج و دچار سانحه شد.

مدیرکل فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد با تایید این خبر گفت: این هواپیما در هنگام فرود در فرودگاه هاشمی نژاد مشهد از باند این فرودگاه خارج و دچار سانحه شده است.

اسماعیلی افزود: هرگونه اطلاعات بیشتر در باره این خبر را از سازمان هواپیمایی کشوری پیگیری کنید. هنوز از تعداد کشته شدگان این سانحه هوایی اطلاعات در دسترس نیست.

رضا جعفرزاده سخنگوی سازمان هواپیمای کشوری در گفتگوی کوتاه از هر گونه اظهارنظر درباره این سانحه هوایی خودداری کرد. اطلاعات تکمیلی درباره این خبر متعاقبا منتشر می شود.

پرواز شماره 1525 تهران- مشهد که ساعت 17 از فرودگاه مهرآباد به مقصد مشهد حرکت کرده بود هنگام فرود به علت ترکیدن لاستیک از باند فرودگاه شهید هاشمی نژاد خارج شد.

نه روز قبل نیز یک فروند هواپیمای توپولف مسافری شرکت هواپیمایی کاسپین به شماره پرواز 7908 در مسیر هوایی تهران- ایروان 16 دقیقه پس از برخاستن از فرودگاه بین المللی امام خمینی (ره) در حوالی شهر قزوین دچار سانحه شد و سقوط کرد. در این سانحه تمام مسافران آن کشته شدند.

مسافران سانحه دیده پرواز تهران - مشهد که دقایقی قبل در هنگام نشستن در فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد از باند خارج شده است به مسجد فرودگاه منتقل شدند.

این مسافران که شامل اکثریت مسافران می شود توسط اورژانس به مسجد منتقل شده اند و ماموران امداد اورژانس در حال خدمات رسانی به آنها هستند.

یک فروند هواپیمای مسافربری متعلق به شرکت هواپیمایی آریا تور به شماره پرواز 1525 که از مقصد تهران به مشهد حرکت کرده بود، هنگام نشستن در فرودگاه از باند خارج شده و به موانع اطراف برخورد کرده است.

اطلاعات اولیه حاکی از آن است که تا کنون دست کم دو ردیف اول سرنشینان این پرواز جان باخته اند. همچنین شمار مجروحان حادثه که اغلب دچار آسیب از ناحیه سر شده اند حداقل 30 نفر برآورد می شود.

مسئولان قرار است تا نیم ساعت دیگر تعداد دقیق مجروحان و کشته شدگان را اعلام کنند.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 21:10  توسط امیر خسرو شجاعی | 

مدت ها بود در این فکر بودم که مطالبی را که در باب مسایل روز شهر و کشورمان انتشار می دهم در وبلاگ جداگانه ای ثبت کنم که البته به هر دلیل این مساله محقق نمی شد اما اشکالات بسیار زیاد بلاگفا که حتما شما را هم عاصی کرده مرا بر آن داشت که در یک سرویس دهنده بهتر وبلاگی را ثبت کنم. از طرفی دلم نیامد که این وبلاگ را که زحمات زیادی برایش کشیده ام کاملا کنار بگذارم بنابر این تصمیم گرفتم که از این پس مطالب عادی و ادبی را در همین وبلاگ و مطالبی را که به مسایل روز مربوط می شود در وبلاگ جدیدم در معرض قضاوت شما گرامیان بگذارم البته گاه ممکن است مطلبی را در هر دو وبلاگ به صورت مشترک به کار بگیرم.

نام وبلاگ جدید من "گلبانگ شهر سبز" است.از همین امروز شروع می کنم. مطلب زیر برای این وبلاگ و مطلبی با عنوان چشمه و سنگ در وبلاگ جدید: 

از دوستانی که گمان می کنند اطلاعاتشان در باب کامپیوتر کم است خواهش می کنم مطلب زیر را بخوانند شاید به خود امیدوارتر شوند:

شرکت بریتیش تله کام یا همان BT لیستی از احمقانه ترین سوالاتی را که کاربران کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ازمشاوران آنها پرسیده اند را منتشر کرد. برخی از این سوالات آنقدر خنده دار است که حتی خود سوال کنندگان پس از فهمیدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده اند.

۱- کاربر: کامپیوتر می گوید هر کلیدی را (any key) فشار دهید اما من نمی توانم دکمه any را روی کی بوردم پیدا کنم؟

۲- کاربر: من نمی توانم کانال های تلویزیون را با مونیتورم عوض کنم.

۳- کاربر: من با یک نفر در اینترنت آشنا شدم می توانید شماره تلفن او را برای من پیدا کنید؟

۴- کاربر: اینترنت من کار نمی کند!
مشاور: مودم را وصل کرده اید ، همه سیم های کامپیوتر را چک کرده اید؟ کاربر: نه الان فقط مانیتور جلوی من است هنوز کامپیوتر و مودم را از جعبه در نیاورده ام!

۵- کاربر: پسر ۱۴ ساله من برای کامپیوتر رمز گذاشته و حالا من نمی توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش کرده؟
کاربر: نه آن را به من نمی گوید چون با من لج کرده.

۶- مشاور: لطفا روی مای کامپیوتر (کامپیوتر من) کلیک کنید.
کاربر: من فقط کامپیوتر خودم را دارم کامپیوتر شما پیش من نیست.

۷- مشاور: مشکل شما به خاطر نرم افزار اسپای ویری است که روی دستگاهتان نصب شده(Spy در انگلیسی به معنی جاسوس است)
کاربر: اسپای!؟ ببینم یعنی او می تواند از داخل مانیتور وقتی لباس عوض میکنم من راببیند؟

۸- کاربر: ماوس پد من سیم ندارد!
مشاور: من فکر کنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نیست سیمی داشته باشد.
کاربر: پس چگونه می تواند ماوس را پیدا کند؟ یعنی وایرلس است؟

در یک مورد دیگر نیز مرکز مشاوره مایکروسافت در انگلیس لیستی از سوال های ابلهانه مشتریانش را اینگونه منتشر کرده است.
مرکز مشاوره : چه نوع کامپیوتری دارید؟ مشتری : یک کامپیوتر سفید…
مرکز : روی آیکن My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن.
مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟
مشتری : سلام…من نمی تونم پرینت کنم.
مرکز : میشه لطفاً روی Start کلیک کنید و…
مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی!
مشتری : من مارتا هستم، نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : «نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم ، اما کامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش کنه…
مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم…
مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟
مشتری : نه.
مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟
مشتری : یه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خریده.
مرکز : و الآن F8 رو بزنین.
مشتری : کار نمی کنه.
مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟
مشتری : من کلید F رو ۸ بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته…
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد ۷ هست.
مشتری : اون ۷ هم با حروف بزرگه؟
یک مشتری نمی تونه به اینترنت وصل بشه…
مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟
مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد.
مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟
مشتری : پنج تا ستاره.
مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟
مشتری : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.
مشتری : اوه، ببخشید… Internet Explorer
مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه!
مشتری : من بیش از ۴ ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟
مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتری : من داشتم توی Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم
بیش از ۴ ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم می کنید؟
مشتری : من دارم اولین ایمیلم رو می نویسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟
مشتری : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 10:35  توسط امیر خسرو شجاعی | 

 

فقر

فقر و محرومیت یکی از دردناک ترین مقولات زندگی بشر است و بسیاری از مردم کشور ما یا خود درگیر این پدیده هستند و یا به وضوح جلوه های غم انگیز آن را در گوشه و کنار شهر ها و روستاهای کشور دیده اند. پس از انقلاب امام خمینی (ره) در اقدامی به جا و مناسب به منظور فقر زدایی از جامعه اقدام به تاسیس نهادی غیر دولتی به نام کمیته امداد امام خمینی نمود که هدف آن جمع آوری کمک های مردمی و رسیدگی به اوضاع فقرا بود. امروز پس از حدود ۳۰ سال از این واقعه اما انگار این نهاد انقلابی هم وظیفه خود را فراموش کرده و کمک های مردمی را در جهاتی غیر از آن چه مردم می اندیشند مصرف می کند که این امر ضرورت بازنگری را  در اعتماد به این نهاد افزایش می دهد. حقیر خود تا امروز این نهاد را مورد اعتماد می پنداشتم اما خبر زیر باعث شد که طور دیگری بیندیشم خبر را بخوانید:

ایلنا: سرپرست کمیته امداد امام خمینى (ره) علت کمک این کمیته به مردم برخى از کشورها را نوعى سرمایه‌گذارى براى نظام جمهورى اسلامى مى‌داد ند و معتقد است این کمک‌ها برخى تهدیدات نسبت به جمهورى اسلامى را خنثى مى‌کند.

حسین انوارى در رابطه با سیاست کمیته امداد براى کمک به کشورهاى خارجى گفت‌: کمکى که کمیته امداد به کشورهاى خارجى مى کند در واقع انتقال الگوهاى حمایتى و امدادى است.

انوارى افزود: کمیته امداد شکم گرسنگان این کشورها را سیر نمى کند بلکه با برپایى کلاس‌هاى آموزشى سعى در توانمندسازى دختران و پسران این کشورها و ایجاد اشتغال براى آنها دارد.

سرپرست کمیته امداد امام خمینى (ره) در واکنش به این سوال که شما مى‌گویید کمیته امداد کمک نقدى به این کشورها نمى‌کند درحالى که خبرها حاکى از این است که این کمیته به دختران دم‌بخت برخى از این کشورها جهیزیه مى‌دهد، گفت:‌‌ کمیته امداد در پى ترویج فرهنگ اسلامى است. هدف کمیته امداد جلوگیرى از ایجاد مفاسد اجتماعى در این کشورها و ترویج فرهنگ ازدواج است، به همین جهت بخشى از جهیزیه دختران آنها را تامین مى‌کنیم.

سرپرست کمیته امداد در پاسخ به این سوال که گمان نمى کنید چراغى که به خانه رواست به مسجد حرام است، چنین پاسخ داد: اگر قرار باشد چنین شعارى سر داده شود باید وزارت امور خارجه، سازمان ارتباطات اسلامى و همه کمیسیون‌هاى مشترکى که ایران در خارج از کشور دارد تعطیل شود، زیرا ‌در بسیارى از دستگاه‌هاى کشور هزینه‌هاى بسیار زیادى صرف سیاست‌هاى جمهورى اسلامى ایران در سطح بین‌المللى مى شود زیرا ایران با بسیارى از کشورها بده بستان دارد.

سرپرست کمیته امداد یادآور شد: براى اینکه تهدیدات نسبت به جمهورى اسلامى کم شود باید یک سرى سرمایه گذارى بر مردم کشورهاى مختلف صورت گیرد و ‌یک سرى سرمایه‌گذارى هم روى مسئولان کشورها؛ ‌بنابر این اگر درست نگاه کنیم اقدامات کمیته امداد در کمک به کشورهاى دیگر براى پرنور نگه داشتن این چراغ است.
 
کمک من و شما به این نهاد برای آن است که در کشورمان و در گوشه خیابان ها تصاویر رقت باری را که همه بارها دیده ایم شاهد نباشیم اما مسوولان این نهاد از کمک مردم استفاده سیاسی می کنند. آیا نباید این نهاد را تحریم کرد؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 15:21  توسط امیر خسرو شجاعی | 

 

سانحه سقوط هواپیما

هویت اصلی و سوابق سه جودوکای زنده هواپیمای توپولف(رسوایی تازه مسوولین ورزش کشور)

آمار متفاوت فارس و کیهان از نماز جمعه دیروز

"صدا و سیما همه چیز را بر عکس نشان داد"

قيمت بنزين و گازوئيل ليتری 250 و 80 تومان

تصویر: پاسخ احمدی نژاد به منتقدان مشایی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 12:2  توسط امیر خسرو شجاعی | 

 

مشایی

علی رغم انتقادات بسیار از سوی مردم ، علما و مراجع به دولت نهم برای استفاده از مشایی، در دولت دهم ایشان نه تنها کنار گذاشته نمی شوند بلکه به عنوان معاون اول رئیس جمهور فعالیت خواهند کرد تا ثابت شود روابط فامیلی در دولت هیچ جایی ندارد!

به گزارش فارس: رييس جمهور در آخرين جلسه هيات دولت كه در مشهد مقدس برگزار شدتعدادي از معاونان جديد خود را معرفي و اعلام كرد

در آخرين جلسه هيأت دولت «مجتبي ثمره هاشمي»به سمت دستيار ارشد رييس جمهور ، «اسفنديار رحيم مشايي»به سمت معاون اول رييس جمهور ، «پرويز داودي»به سمت مشاور رييس جمهور، «علي اكبر صالحي» به سمت معاون رييس جمهور و رييس سازمان انرژي اتمي،«مسعود زريبافان»به سمت معاون رييس جمهور و رييس بنياد شهيد و امور ايثارگران و «حميدبقايي»به سمت معاون رييس جمهور و رييس سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري منصوب شد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 10:57  توسط امیر خسرو شجاعی | 

گفته بودم که شاید دوباره مطلب ننویسم ولی چه باید کرد که به جز این وبلاگ جایی برای درد دل کردن نمی یابم و این بار هم مجبور به بازگشت شدم. این بار هم درد جانکاهی بر قلبم سنگینی می کند که مرهمی بر آن نیست. با چشمانی گریان این مطلب را می نگارم و از درد به خود می پیچم.کاریکاتور بهبهانی

حتما شما هم خبر تاسف بار سقوط هواپیمای شرکت کاسپین را با ۱۶۸ مسافر شنیده اید و می دانید این هواپیما هم از نوع معروف روسی بود که تا کنون سوانح زیادی داشته است. این حادثه اولین حادثه نبود و آخرین نیز نخواهد بود. این داستان تکراریست که توپولوفی به واسطه نقص فنی سقوط می کند و تعداد کشته شدگان آن بیش از ظرفیت مجاز این نوع هواپیماست و پس از آن هم مسوولین گوی سبقت را در تسلیت گویی به ملت از یکدیگر می ربایند تا هر چه بیشتر مردمی بودن خود را القا کنند، تلویزیون هم سریعا می گردد و اخبار سوانح مشابه را در کشورهای دیگر پخش می کند(هرچند یک هواپیمای شخصی باشد که از قضا مسافران آن هم جان سالم به در برده اند) و پس از مدت کوتاهی هم همه چیز فراموش می شود و هیچ برخوردی هم با مسوولین امر نمی شود.

با کمال تاسف و تاثر این مصیبت را به تمام ملت ایران تسلیت عرض می کنم و برای جان باختگان این حادثه رحمت و مغفرت الهی مسالت می نمایم.

در همین رابطه مطلب زیر را هم از وبلاگ اقتصاد نویس مطالعه فرمایید:

ندونم کاری تا کی؟

لینک زیر را هم بخوانید تا بیشتر در جریان شایسته سالاری ها در این مملکت قرار بگیرید:

وزیر علوم، نابغه ریاضی قرن!

و این هم کاریکاتور پر معنای روزنامه مردمسالاری:

سقوط هواپیمای توپولف

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 22:36  توسط امیر خسرو شجاعی | 

 

گوسفند

تعجب نکنید. دقیقا منظورم صدای گوسفند بود. آری تصمیم گرفته ام که به قول آقای "ریاضی" من هم گوسفند باشم و فقط" بَ...ـع بَ...ـع" کنم و از این به بعد کاری به کار اوضاع مملکت نداشته باشم چرا که گوسفند بودن را به دیوانگی ترجیح می دهم.

حتما می پرسید حالا چرا این قدرعصبانی هستم؟

نه من عصبانی نیستم! چرا که به عنوان یک ایرانی بنا بر فرمایش "دکتر دشمن زیاری" عزیز من از مردم تمام جهان خصوصا آمریکا و کانادا رضایمند ترم و وقتی می بینم همه چیز خوب و درست پیش می رود که دیگر نباید بی خود و بی جهت انتقاد کنم و طبعا بهترین کار این است که حرف زیادی نزنم و فقط بگویم بَ...ـع .

فقط یک مشکل وجود دارد و آن این که هر روز در این اینترنت و رادیو و تلویزیون و سایر اسباب ساخت دست بیگانگان اخبار جالبی وجود دارد که هی میزان رضایتمندی مرا افزایش می دهد  و این است که می ترسم از این همه خبر مسرت بخش، از شدت خوشی دیوانه شوم و برای همین هم دیگر نه اخبار می خوانم و نه می شنوم و فقط می گویم بَ...ـع!

به عنوان مثال فقط به برخی از اخبار دو روز گذشته اشاره می کنم تا شما هم بگویید بَ...ـع چیز ببخشید منظورم این است که بفرمایید حق با من است و من فقط باید بگویم بَ...ـع!

حتما شما هم در جریان اخبار مربوط به اتفاقات اخیر چین قرار گرفته اید و می دانید که دست کم 150 نفر از مسلمانان "ایغوری" به دست حاکمان کمونیست و از خدا بی خبر چینی کشته شده اند. می خواهم بدانم دولت به صرف این که رئیس جمهور چین یکی از معدود کشورهای جهان است که ریاست جمهوری احمدی نژاد(دکتر محمود احمدی نژاد) رو تبریک گفته نباید این رفتار را محکوم کند؟ مگر نه این است که طبق قانون اساسی، ما باید از همه کشور های مظلوم دفاع کنیم؟ پس چرا وقتی مسلمانان چینی کشته می شوند خفه می شویم؟ و چرا وقتی مسلمانان چچن به دست ولادمیر پوتین کشته می شوند خفه می شویم؟ آیا فقط فلسطینی ها مسلمانند؟ اونوقت برخی می فرمایند ما می خواهیم در جهان عدالت برقرار کنیم و من که هی به میزان رضایتمندیم اضافه میشه می گویم بَ...ـع!

یکی دیگر از مسایلی که رضایتمندی مرا افزایش می دهم مساله انتخابات اخیر است که در این مورد فقط می گویم بَ...ـع!

کشته شدن هموطنانمان هم بسیار موجب رضایتمندی بود و فقط بَ...ـع!

حالا همه این حرف ها به کنار، خوزستانی های عزیز هم این روزها حرف های جالبی می زنند و مثلا می فرمایند چطور است ما 6 سال است خاک می خوریم کسی فکری نمی کند اما همین که گرد و خاک به تهران رسید همه به فکر چاره افتاده اند واز طرفی همه مملکت تعطیل شد؟ آیا ما انسان نبوده ایم؟ وما باید بگوییم بَ...ـع؟‍

همین بیست روز پیش بود که وزیر نیرو فرمودند که تابستان امسال قطعی برق نداریم! و من میزان رضایتمندیم خیلی رفت بالا ولی همین امروز که برقمان قطع شد گفتم بَ...-ع یعنی کاش وزیر نیرو می فرمود ما به خاطر تحریم واین که همه با ما دشمنند ممکن است گاهی خاموشی داشته باشیم البته می دانم این حرف ها دشمن شاد کن هستند و البته از دولت استکبار ستیز بعیده آیه یاس بخونه بنابراین همان بَ...ـع.

بگذارید یک مورد هم درباره احمدی نژاد بگویم:

پریروز در مصاحبه تلفنی با رادیو ایران پیشبینی فرمودند که ما تا سال 92 جزو 10 کشور اول جهان هستیم و من که رضایتمندیم گوش فلک رو پاره کرده بود یادم آمد دو سال پیش فرموده بودند ما قدرت اول جهانیم و یک آن بی اختیار و از فرط رضایتمندی بلند گفتم بَ............ـع!

حالا فهمیدید که من حق دارم به جای این که از شدت رضایتمندی دیوانه شوم یا به قول خودمون" اَ خوشی بزن سرم کَلو بشُم" دیگه کاری به کار هیچ چیز نداشته باشم و فقط بگویم بَ...ـع؟

شاید این پست به نوعی خداحافظی من از محیط مجازی باشد شاید هم نباشد ولی به هر حال فعلا ترجیح می دهم فقط بَ...-ع بَ...-ع کنم و کاری به کار مسائل مختلف نداشته باشم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 19:44  توسط امیر خسرو شجاعی | 

 

کوه دماوند

عکس از وبلاگhttp://iranikooh.blogfa.com/cat-1.aspx

قطره ها دریایند

لیک اگر دریابند

نقطه ها

نقطه نقطه ها خطند

چون به هم بپیوندند

شعله ها کوه آتش اند اگر

دست در دست یکدگر گیرند

ذره ها در کنار هم کوهند

خشت ها دیوار

خانه ها شهر می شوند با تکرار

×××

شعله ها می میرند

قطره ها مستحق تبخیرند

خس و خاشاک ها به باد درگیرند

مگر آن دم که یار شوند

از خواب بیدار شوند

 

امیر خسرو شجاعی

۱۵/۴/۸۸

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 21:35  توسط امیر خسرو شجاعی | 

مــــرد همت اگر که تشنـــــه بمیرد                     آب حیوان ز دست خضــــــر نگیرد

عاقل آن کس بود که حرف کسی را                     بــــــــی دلیل، ار ملک بود نپذیرد

                                                                                     (الهی قمشه ای)

از آن جا که مطلب بسیار طولانی بود و امکان درج آن در بلاگفا نیست شما را به لینک زیر ارجاع می دهم:

لینک شماره 1

لینک شماره 2

لینک شماره 3

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 19:25  توسط امیر خسرو شجاعی | 

 

اغتشاشگر

به نظر من او چه اغتشاش گر باشد چه قهرمان بسیار شجاع است. ببینید چگونه ماموران امنیتی را بهت زده کرده است. البته این عکس هیچ ربطی به حوادث اخیر کشورمان ندارد اما دیدنش خالی از لطف نسیت. راستی فکر می کنید اگر در ایران این اتفاق می افتاد چه بلایی سر این پسر شجاع می آمد؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 1:28  توسط امیر خسرو شجاعی | 

راه بازگرداندن اعتماد مردم بیان شده است، بروید تلاش کنید آن راهکار عملی شود.

 

سید محمد خاتمی با ابراز نگرانی از لطمه خوردن به اعتماد عمومی بخش قابل توجهی از جامعه، خواستار تشکیل هیأت بی‌طرفی برای حل مسائل پیش آمده در خصوص انتخابات شد و بر تغییر فضای امنیتی و نظامی کنونی تأکید کرد.

رئیس جمهوری سابق ایران در دیدار با هیأت منتخب کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: مطمئن هستم همه شما از سر دلسوزی برای نظام، اسلام، ایران و انقلاب تلاش می کنید. اما اجازه بدهید چند نکته را عرض کنم.
نظرات من خیلی روشن و شفاف هست. من خودم را فرزند مخلص انقلاب می‌دانم. همواره عشق به امام داشته‌ام و در حد خودم تلاش کرده‌ام. بعد از انقلاب هم هر جا که بودم و احساس کردم باید در عرصه باشم حضور داشته‌ام و الان هم همین طور است. نظام برایم امر مقدسی بوده که آن را حاصل انقلاب اصیل دینی و مردمی می دانم که برای آن هزینه پرداخته اند.
من در اصلاحاتی که از دیدگاه خودم تبیین کرده‌ام گفتم حرکت اصلاحی حرکتی است که بیش از صد سال است در جامعه ما بروز و ظهور دارد که اوج آن را در انقلاب اسلامی مشاهده می کنیم و حاصل انقلاب اسلامی هم جمهوری اسلامی است. تفاوتی که امام و انقلاب ما با سایر جنبش‌ها داشته این است که انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی را عرضه کرد و معتقدم یکی از موارد تضعیف نظام این است که در داخل از معیارهای جمهوری اسلامی منحرف شویم؛ طبیعی است بیگانگان هم هدفشان لطمه زدن به این دستاورد است.
وقتی انقلاب اسلامی رخ داد در عرصه حیات اجتماعی یک واقعیت رخ داد و در اینجاست که اصول‌گرایی و ارزش‌گرایی مطرح می‌شود و این سؤال پیش می‌آید که ما از چه دفاع می‌کنیم؟ پاسخ آن روشن است، از جمهوری اسلامی؛ همان‌گونه‌ای که امام راحل گفت و در قانون اساسی نیز آمده است.
سید محمد خاتمی سپس این سؤال را مطرح کرد که باید دید وقتی از نظام دفاع می‌کنیم در نظر ما نظام چیست؟ و چگونه و از چه دفاع می‌کنیم؟
لطمه به نظام این است که کاری بشود که به جمهوری اسلامی با همه لوازم آن از جمله محور بودن مردم لطمه بخورد.
نباید به سادگی سرمایه‌های اجتماعی را از دست بدهیم. بنده مهندس موسوی را از سرمایه‌های متدین، اصیل و ارزشمند انقلاب می‌دانم و آمدن ایشان در عرصه را یک فرصت و غنیمت می‌دانستم.
شور و هیجانی که در این انتخابات وجود داشت در هیچ یک از انتخابات‌های گذشته وجود نداشت. وقتی بنده از عرصه کناره‌گیری کردم دوستان خیلی گلایه می‌کردند اما در آغاز دهه چهارم انقلاب جو عظیمی ایجاد شد و در این انتخابات شعار تحریم را یا نمی‌شنیدیم یا آن را بسیار بی‌رمق می‌دیدیم.
یکی از مسائلی که به دغدغه‌های این روزهای من مبدل شده لطمه خوردن به اعتماد عمومی در بخش قابل توجهی از جامعه است. ما باید جلوی خدشه دار شدن اعتماد عمومی را بگیریم تا اصل نظام لطمه نبیند چرا که ضرر این مسأله بسیار بیشتر از آن است که چه کسی رئیس جمهوری است. پاسخ دادن به اعتراض منطقی و رفتار مدنی جامعه و بخش های عظیمی که به این انتخابات اشکال و ایراد دارند این نیست که با ایجاد فضای امنیتی و اعمال زور و دستگیری ها و نسبت های ناروا به مردم و شخصیت های محترم قصه را از مسیر خود منحرف کنیم. راه بازگرداندن اعتماد مردم بیان شده است، بروید تلاش کنید آن راهکار عملی شود.
به هر حال یک حادثه‌ای رخ داده و مردم به آن اعتراض دارند؛ باید اشکالات را رفع و مردم را قانع کرد. حل این مسأله می‌تواند با تشکیل یک هیأت بی طرف صورت پذیرد.
فضای امنیتی و نظامی کنونی نیز باید تغییر کند و جامعه را به سوی آرامش برد. من معتقدم هنوز هم همه راهها بسته نیست.
ما رهبری را دوست داریم و نسبت به ایشان علاقه داریم. ای کاش می‌توانستم آن چه در جلسه مشترک میان ما و ایشان در جلسه‌ای که در روزهای قبل از تصمیم گیری من برای کاندیداتوری گذشت را بیان می‌کردم.
برای ما اصل نظام و انقلاب مهم است. باید فضایی وجود داشته باشد که هر کس آزادانه حرف خودش را بیان کند و فضا طوری باشد که در آینده مطمئن باشیم مردم به عرصه می‌آیند.
باید اصولگرایی و اصلاح طلبی را از نو معنا کرد و عقلای قوم حتما می‌توانند به نظرات مشترکی برسند.
می‌شود ساز و کارهایی دید و تعریف جدیدی از موقعیتی که در دنیا داریم ارائه دهیم و با ایجاد توازن بین نیروهایی که در جامعه وجود دارد و رسیدن به راهکارهای منطقی‌تر برای خدمت به انقلاب، اسلام، نظام گام برداریم.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 14:28  توسط امیر خسرو شجاعی | 
 

سبز رنگ استکباری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 2:21  توسط امیر خسرو شجاعی | 

رستم

رستم فرخزاد (زادهٔ ۶۳۰– درگذشته ۶۵۱ میلادی) پسر سپهبد فرخ‌هرمز سردار معروف و مدبر و دلیر اواخر عهد ساسانی بود. در منابع گوناگون او را «رستم سپهبد»، «رستم فرخ‌هرمز» نیز نامیده‌اند، و مورخان ارمنی از پدر و پسر به «ایشخان» (شاهزاده) یاد کرده‌اند.

در زمان سلطنت آزرمی‌دخت، پدر رستم، فرخ‌هرمز مدعی سلطنت شد و ملکه را به زنی خواست. چون آزرمی‌دخت نمی‌توانست علناً مخالفت کند، در نهان وسایل قتل او را فراهم آورد. آنگاه رستم با سپاه خویش پیش راند و پایتخت را تصرف و آزرمی‌دخت را خلع و کور کرد. در زمان یزدگرد سوم، رستم نایب‌السلطنهٔ حقیقی ایران محسوب می‌گشت. وی کام از خطر عظیمی که درنتیجهٔ حملهٔ عرب به کشور ایران روی داده بود اطلاع داشت، پس فرماندهی کل نیروی لشکری را به عهده گرفت و در دفع دشمن جدید کوشش دلیرانه کرد. با سپاهی بزرگ در پیرامون پایتخت حاضر شد، اما عمر پیشدستی کرد. در سال ۶۳۶ میلادی سپاه ایران در قادسیه، نزدیک حیره، با سعدبن وقاص سردار عرب روبرو شد، جنگ سه روز طول کشید و به شکست ایرانیان خاتمه یافت. رستم که شخصاً حرکات افواج را اداره می‌کرد و درفش کاویانی را در برابر خود نصب کرده بود کشته شد.

به گفته برخی از منابع، جنگ قادسیه در ۴۰ کیلومتری شهر فعلی نجف درگرفت در ۴ روز و یک شب به درازا کشید. به علت اضافه شدن ۶۰۰۰ نفر به نیروهای اعراب در روز سوم، و همچنین توفان شن به سمت نیروهای ایران، شیرازهٔ ارتش ایران از هم گسست و در اوج درگیری چندین جنگاور عرب (عمربن معدی کرب، طلیحه بن خویلد اسدی، قرط بن جماح عبدی، و ضرار بن ازور اسدی) به رستم هجوم آورده و به قولی زهیر بن عبد شمس و به قولی عوام بن عبد شمس و به قولی هلال بن علفه تمیمی او را کشت. هنگامی که تن رستم را یافتند و جای صد ضربه شمشیر و نیزه بر تنش بود و هیچ کس نمی‌داند واقعا چه کسانی او را به قتل رساندند.

منبع:ویکی پدیا

یکی نامه سوی برادر به درد                       نوشت و سخن ها همه یاد کرد

گنهکارتر در زمانه منم                                ازیرا گرفتار اهریمنم

همه بودنی ها ببینم همی                         وز آن خامشی برگزینم همی

از ایرانیان زار و گریان شدم                          زساسانیان نیز بریان شدم

چنین است گفتار و کردار نیست                   جز از گردش کژ پرگار نیست

چو با تخت منبر برابر کنند                            همه نام بوبکر و عمر کنند

تبه گردد این رنج های دراز                          نشیبی دراز است پیش فراز

نه تخت  و نه دیهیم بینی نه شهر                ز اختر همه تازیان راست بهر

بپوشد از ایشان گروهی سیاه                    ز دیبا نهند از بر سر کلاه

نه تخت و نه تاج و نه زرینه کفش                 نه گوهر نه افسر نه بر سر درفش

به رنج یکی، دیگری برخورد                         به داد و به بخشش همی ننگرد

ز پیمان بگردند وز راستی                             گرامی شود کژی و راستی

رباید همی این از آن آن از این                      ز نفرین ندانند باز آفرین

نهان بدتر از آشکارا شود                              دل شاهشان آشکارا شود

بد اندیش گردد پدر بر پسر                            پسر بر پدر هم چنین چاره گر

شود بنده بی هنر شهریار                             نژاد و بزرگی نیاید به کار

به گیتی نماند کسی را وفا                           روان و زبان ها شود پر جفا

از ایران و از ترک و از تازیان                           نژادی پدید آید اندر میان

نه دهقان نه ترک و نه تازی بود                     سخن ها به کردار بازی بود

همه گنج ها زیر دامن نهند                            بمیرند و کوشش به دشمن دهند

بود دانشومند و زاهد به نام                            بکوشد از این تا که آید به کام

چنان فاش گردد غم و رنج و شور                   که شادی به هنگام بهرام گور

نه جشن و نه رامش نه کوشش نه کام          همه چاره ورزش و ساز دام

پـــدر بـا پــســر کـــــیـن سـیــم آورد              خـورش کـشـک و پـوشش گـلـیـم آورد

 زیــان کـسـان از پـی ســود خـویـش              بـجـویـنـد و دیــــن انــدر آرنـد پـیـش

نــبــاشــد بـهــــار و زمـستـان پـدیـد               نـیــارنـد هـنـگــــام رامــش نـبـیــد

چــو بـسـیـار از ایـن داستـان بـگـذرد              کـسـی ســــوی آزادگـــی نــنــگــرد


بــریــزنــد خــــــون از پـی خـواسـتـه           شــود روزگـــار مــهـــان کــاســتـــه


دل مـن پــر از خـون شـــد و روی زرد            دهن خــشـک و لـب ها شده لاژورد


چنین بی وفـا گـشت گـردان سپـهـر            دژم گـشـت و از مــا بـبـریــد مـهـر

ز راز سپهری کس آگاه نیست                     ندانند کین رنج کوتاه نیست

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 14:1  توسط امیر خسرو شجاعی | 

انتخابات خونین

به هیچ وجه اوضاع و احوال فعلی برایم خوشایند نیست و از این که هم وطنانم چه در لباس بسیجی چه معترض چه نیروی انتظامی و... در مقابل هم صف آرایی کرده اند و عزیزانی از این مرز و بوم به شهادت رسیده اند عمیقا متاسفم و ضمن عرض  تسلیت به خانواده های این عزیزان برای این شهدای عزیز علو درجات و رحمت الهی  را آرزو دارم.

اظهار نظر در باب صحت و سقم انتخابات را به مراجع ذی صلاح و افرادی که دست اندر کار انجام انتخابات هستند می سپارم و تنها به مواردی اشاره می کنم که خود دیده و قبلا درمورد آن مطلب نوشته ام، مطالبی از قبیل استفاده از امکانات دولتی برای تبلیغات، ارائه آمار نادرست و... که نمی دانم آیا به عنوان بخشی از روند انتخابات می تواند مورد اعتراض واقع شود یا خیر اما آن چه مورد تاکید حقیر است دوری از خشونت در برخورد با مردم است.

به هر دلیل فضایی مبهم به وجود آمده و عده ای به روند برگزاری انتخابات معترض هستند، به گمان من تنها راه برون رفت از این اوضاع اعتماد سازی و مجاب کردن مردم به درستی انتخابات است. این عده چه فریب خورده و چه محق، مردم این کشورند و باید حقوق آنان محترم شمرده شود. تصاویر و خبرهایی که این روزها منعکس می شود دل هر انسانی را به درد می آورد و چنان که این وضع ادامه یابد همه ما متضرر خواهیم شد بنابراین همه ما مسوولیم و به هر وسیله باید در بهبود اوضاع بکوشیم.

در پایان  با استعانت از خداوند متعال که همواره یاور مردمان پاک ایران بوده است  آرزو می کنم که هر چه سریع تر با درایت طرفین مناقشه اوضاع آرام شود و دوباره ایران و ایرانی هم دل و سربلند به سوی قله های افتخار پیش بروند.

انتخابات خونین

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 1:55  توسط امیر خسرو شجاعی | 
آفتاب: عباس پالیزدار، که سال گذشته با ایراد اتهاماتی به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، فرزندانش و شمار دیگری از روحانیون و علمای برجسته در سخنرانی معروفش در دانشگاه همدان، نامش بر سر زبان‌ها افتاد و پس از مدتی دستگیر و در دادگاه محاکمه شد، در نامه‌ای مهم به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ضمن پس گرفتن ادعاهای خود از رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام عذرخواهی کرد.

به گزارش گروه سیاسی آفتاب، متن کامل این نامه که مهدی خزعلی، از دوستان نزدیک پالیزدار، آن را در وبلاگ شخصی‌اش منتشر کرده به شرح زیر است:


حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی دام عزه
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام


باسلام؛ با توجه به تعبیر آن بزرگوار در نامه به رهبری به "باند پالیزدار" احتراماً موارد ذیل به استحضار می‌رسد:

1. اینجانب یک بسیجی جانباز معتقد به انقلاب اسلامی و ولایت فقیه می‌باشم، هیچ باندی ندارم و فقط به وظیفه خود در تحقیق و تفحص مجلس عمل کرده‌ام.

2. در 124 پرونده مورد بررسی تحقیق و تفحص مجلس هیچ پرونده‌ای از حضرتعالی و فرزندان شما نبود و در گزارش تحقیق و تفحص هم مدعی وجود پرونده علیه شما نشده‌ام.

3. متاسفانه در پایان سخنرانی در دانشگاه همدان، دانشجویی از خانواده شما سؤال کرد و اینجانب بدون هیچ مستنداتی به اتکای شنیده‌های غیر مستند از نزدیکان آقای احمدی نژاد مطالبی گفتم و در سخنرانی‌ها هم گفته‌ام که هیچ پرونده‌ای راجع به حضرتعالی و خانواده شما ندیده‌ام.

لذا بدینوسیله از محضر حضرتعالی عذر خواهی می‌کنم و امیدوارم این مختصر را به عنوان جبران بپذیرید تا باری بر دوش من در صحرای محشر نباشد.

4. پیشاپیش از صبر و بزرگواری شما که در طول این یکسال هیچ شکایتی از اینجانب ننموده‌اید تشکر می‌کنم، علی رغم این که تنها کسی که محق بر شکایت بود شما بودید.

والسلام علیکم و رحمه الله
عباس پالیزدار
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 20:1  توسط امیر خسرو شجاعی | 
آیت الله هاشمی رفسنجانی در خصوص مباحث اخیر انتخاباتی نامه مهمی به حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ارسال کرد.

به گزارش «فردا»، در نامه ارسالی دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی آمده است: بدنبال خلاف گویی ها و تهمت های دکتر محمود احمدی نژاد درباره بسیاری از بزرگان این کشور، از جمله آیت الله هاشمی رفسنجانی، مبارز نستوه انقلاب از سال 42 تا 57، عضو کمیته حل مشکل سوخت مردم در زمستان 57 برای مذاکره با اعتصابیون شرکت نفت آبادان، عضو هیئت حل مشکلات کردستان در سال 58، عضو شورای انقلاب، سرپرست وزارت کشور در دولت موقت، رئیس مجلس شورای اسلامی از سال 60 تا 68، فرمانده 8 سال دفاع مقدس، رئیس جمهوری ایران از سال 68 تا 76، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان رهبری، بسیاری از مردم شریف ایران در سراسر کشور به انحای مختلف خواستار پاسخ آیت الله هاشمی رفسنجانی به اتهامات و دفاع از دستاوردهای ارزشمند نظام اسلامی شدند و دفتر ایشان نیز در اولین فرصت از صدا و سیما خواستار وقتی برای پاسخگویی شد، اما صدا و سیما انجام این مهم را به بعد از برگزاری انتخابات موکول کرد که عملا تاثیری نخواهد داشت.

از آنجایی که طی روزهای اخیر موج اعتراض های مردمی از اقصی نقاط کشور برای علت عدم پاسخ به این دروغ سازی ها افزایش یافته و به خاطر اینکه موج سواران بیش از این با احساسات پاک و صادقانه مردم بازی نکنند، آیت الله هاشمی رفسنجانی تصمیم گرفته اند پاسخ به اتهامات رئیس جمهور را به مقام معظم رهبری و از طریق معظم له به مردم شریف ایران بدهند تا حداقل تاریخ انقلاب اسلامی در آینده های دور این تجربه تاریخی را در اختیار نسل های متمادی ایران عزیز قرار دهد که نگذارند پدیده زشت، دروغ، افترا و تهمت در این کشور نهادینه شود.

به گزارش «فردا» از خبرگزاری ها، متن کامل پیام بدین‌شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

مقام معظم رهبری آیت‌الله خامنه‌ای زیده عزّه

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 8:54  توسط امیر خسرو شجاعی | 

این روزها فضای پرتنش و عجیبی برفضای انتخابات حاکم شده که به هیچ وجه سابقه نداشته است.نمی دانم که گناه این وضعیت را باید به پای مناظره های تلویزیونی گذاشت یا چیز دیگر، اما به هر حال فضای موجود به هیچ وجه شایسته نیست. در این بین اوضاع و احوال اخبار و خبرگزاری ها هم به شدت آشفته است به طوری که شما به هیچ وجه اخبار یکسانی را در مورد مساله ای به خصوص در سایت ها و خبرگزاری های دو جناح نمی بینید و این تصمیم گیری را به شدت دشوار کرده و بسیاری از عزیزان را گمراه نموده است. آن چه مسلم است یکی از طرفین دروغ می گوید و تنها راه اثبات حقیقت این است که به سایت های مرجع و رسانه های بی طرف مراجعه شود.

هر چند بنده سواد اقتصادی چندانی ندارم اما حداقل تورم را خوب می فهمم و به مصداق ضرب المثل مشت نمونه خروار یکی از آمارهای مورد اشاره را طبق گزارش بانک مرکزی همراه با معرفی لینک های آن در معرض دید دوستان قرار می دهم شاید راه گشا باشد.

در دو مناظره اخیر دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور سابق و کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری تاکید فراوانی داشتند که نرخ تورم زیر ۱۵ درصد است. بنده بی هیچ قضاوتی شما را به مطالعه گزارش بانک مرکزی که همین پریروز اعلام شده است دعوت می کنم:

" به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ، خلاصه نتایج به دست آمده از شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران براساس سال پایه 100= 1383 (359 قلم کالا و خدمت) در اردیبهشت ماه 1388 به شرح ذیل است :
  شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران در اردیبهشت ماه 1388 نسبت به ماه قبل 2/1 درصد افزایش یافت. 
  در مقایسه با ماه مشابه سال قبل ، رشد شاخص مذکور در اردیبهشت ماه به 0/15 درصد رسید که نشان دهنده ادامه روند کاهشی می باشد. یادآور می گردد که در مهرماه 1387 نرخ رشد شاخص مذکور 5/29 درصد بوده که تا اردیبهشت ماه 1388 ، معادل 5/14 واحد درصد از رشد شاخص قیمت کاسته شده است.
  نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به اردیبهشت ماه سال 1388 نسبت به دوازده ماه منتهی به اردیبهشت  ماه سال 1387 معادل   6/23 درصد می باشد .    
  لازم به توضیح است که نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به فروردین ماه 1388 نسبت به دوازده ماه منتهی به فروردین ماه 1387 معادل 5/24 درصد بود که نشان دهنده ادامه آهنگ کاهش رشد نرخ تورم در اردیبهشت ماه می باشد."

البته این گزارش روند نزولی تورم را تایید می کند اما بین این رقم و رقم عنوان شده تفاوت بسیاری وجود دارد. در این مورد جا دارد که منحنی زیر را هم که مربوط به اواخر سال ۸۷ می باشد و از آدرس زیر(http://www.cbi.ir/simplelist/3484.aspx )استخراج شده است مشاهده نمایید و خود قضاوت کنید:

منحنی نرخ تورم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 2:43  توسط امیر خسرو شجاعی | 

سومین مناظره تلویزیونی بین کاندیداها در حالی شکل گرفت که دو مهمان این مناظره یعنی موسوی و رضایی به بهترین نحو به نقد اندیشه های یکدیگر پرداختند تا ثابت شود ایراد مناظره دوم وجود شخصی چون احمدی نژاد بود که به چیزی جز ارائه برنامه های خود فکر می کرد.

به عقیده من طرح دیدگاه های دو کاندیدا نشان داد که هر چند رضایی سعی کرده است که به تمامی سوالات فکر کند و برنامه ای جامع ـ خصوصا از لحاظ اقتصادی با توجه به تخصص ایشان ـ تهیه و ارائه نماید اما دید مهندس موسوی بر روی مسایل واقع بینانه تر است.

وقتی که امروز با توجه به درآمدهای بسیار نفتی ما در دولتمان با کسری بودجه مواجه می شویم به نظر می رسد ذخیره پول نفت در یک جا و ایجاد یک صندوق توسعه ملی، با توجه به ساختار وابسته به نفت نمی تواند عملیاتی شود. در این بین مهندس موسوی اعتقاد داشت نفت باید موتور مولدی برای سایر صنایع باشد یعنی به جای هزینه نفت در امور جاری و یا بهره برداری شعار گونه از این ظرفیت، باید از این سرمایه خدادادی در جهت رفع چالش های سایر قسمت ها استفاده نمود و طوری حرکت کرد که با این امکان، سریع تر بتوانیم خود را از اقتصاد نفتی نجات دهیم و این به عقیده من بسیار واقع بینانه تر است. همچنین ایشان مشکل صنعت نفت ما را مستقل بودن آن از مجموعه صنعت داخلی دانستند و افزودند: "استفاده به جا از صنعت نفت که خبرگی من است همان موتور نفت است."

همچنین ایراداتی که مهندس موسوی به برنامه های اصل ۴۴ قانون اساسی وارد کردند نیز موید همین واقع بینیست، چرا که برنامه ها هر چقدر زیبا و جامع باشند تا امکان عملیاتی شدن نداشته باشند بی فایده هستند. مشکلاتی که امروز در جهت اجرای اصل ۴۴ وجود دارد نیز همین نکته را تایید می کند.

نقد دولت در سایه آقای رضایی هم توسط موسوی نشان از تجربه بالای مدیریتی ایشان و آگاهی به بازخوردهای واقعی این طرح دارد به طوری که موسوی این طرح را باعث به وجود آمدن اغتشاش می داند و با توجه به تجارب گذشته خود به خوبی می داند که هر چه نهادهای تصمیم گیری موازی کمتر باشد سرعت انجام کار بیشتر خواهد بود. در همین راستا مطالعه لینک زیر را در باب مساله استعفای موسوی از نخست وزیری مفید می دانم:

تحليلي بر ماجراي استعفاي مير حسين 

البته شاید نظر دوستان در باب این مسایل با من متفاوت باشد اما به هر حال باید عرض کنم مناظره دیشب کاملا علمی و درخور و قابل افتخار بود و امیدوارم از این پس هم شاهد چنین مناظره هایی از سوی کاندیداها باشیم و نتیجه مطلوبی نیز از این جهت حاصل شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 10:4  توسط امیر خسرو شجاعی | 

آن چه در مناظره دیشب میان آقایان احمدی نژاد و میر حسین اتفاق افتاد کاملا قابل پیشبینی بود چرا که در این چهار سال عادت کرده ایم که رئیس جمهور به جای پرداختن به مسایل کشور، همه دولت های پیش از خود را دزد و خائن و همه دنیا را ظالم بداند.

به راستی می شود که همه بد باشند  و فقط و فقط احمدی نژاد خوب باشد؟

خوب است که دکتر احمدی نژاد یک بار هم فکر کند که شاید ایراد از اوست که همه با او مخالفت می کنند و به قول معروف به جای شکستن آینه خود را بشکند. البته دیشب همه چیز روشن شد و ایشان خودشان بیش از همه خود را تخریب کردند و با رفتار خاص خود آبروی نظام را بردند و چون همیشه خوراک تبلیغاتی خوبی برای دشمنان انقلاب آماده فرمودند.

جناب احمدی نژاد! این شجاعت نیست که برای بقای خود و باقی ماندنتان در هرم قدرت آبروی دیگران را هزینه کنید. شما اگر مدرکی برای ادعاهایتان داشتید چرا این چهار سال به دادگاه ارائه نکردید؟ قانون به شما اجازه نمی دهد که حتی با یک مجرم که هنوز حکمش صادر نشده چنین برخوردی صورت پذیرد.

جناب احمدی نژاد! می خواهم بدانم امام زمان (عج) از شما خواسته بود این گونه سخن بگویید و عکس همسر رقیبت را جلو دوربین بگیرید و "بگویم؟بگویم؟" کنید؟ می خواهم بدانم اگر کسی عکس همسر شما را جلو دوربین یک رسانه هفتاد میلیونی بگیرد و این گونه عمل کند شما چه می کنید؟

عجیب است که یک رئیس جمهور این قدر با ادب و اخلاق و انسانیت و قانون بیگانه باشد.

جناب احمدی نژاد این سخنان شما چه سودی برای نظام و مردم داشت؟ آیا می خواستید در بیستمین سال رحلت امام(ره) روحش را شاد کنید که این گونه آب به آسیاب دشمن ریختید؟

تمام نقدهایی که در این چهار سال وجود داشت از برنامه های شما بود و هیچ کس از خانواده شما حرفی نزده بود آن گاه شما به جای پاسخ گویی که وظیفه یک مسوول است تمام افراد شناخته شده انقلاب را دزد می نامید و خانواده هایشان را رسوا می کنید؟

متاسفانه دیشب احمدی نژاد را مصداق این کلام سعدی یافتم که می فرماید:

اذا یئس الانسان طال لسانه...

و او را تشنه قدرت، که به هر شکل ممکن و با هر ابزاری آن را می خواهد یافتم.

همچنین ادب و متانت موسوی را می ستایم و برایش دعا می کنم که بتواند این شب سیاه را از آسمان این کشور بزداید و خوشحالم که رئیس جمهور آینده این قدر با وقار و قابل افتخار است و خوشحالم که موسوی پرونده سیاهی نداشت که احمدی نژاد رو کند!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 9:13  توسط امیر خسرو شجاعی | 

هفته گذشته دوست گرامی و ارجمندم دکتر رمضانی مطلبی  را در وبلاگ شخصی خود درج کردند با عنوان عدالت اسلامی را از سارکوزی بیاموزیم که بسیار تامل برانگیز بود. گذشت تا این که دوشنبه این هفته رئیس جمهور سابق که هم اکنون کاندیدای ریاست جمهوری هستند نه تنها سفر دیگری را ـ این بار به پاکدشت ـ آغاز نمودند، که طبق معمول با استفاده از امکانات دولتی انجام می شد، بلکه ایشان از وسیله ای مانند هلی کوپتر برای این سفر استفاده کردند. این در حالیست که قانون منع استفاده از امکانات عمومی برای سه نامزد دیگر با سخت‌گیرانه‌ترین شکل ممکن اجرا می‌شود و سه نامزد دیگر با اتوبوس مسیرهای مشابه را طی می کنند. 
در این میان سئوال اصلی این است که دستگاه‌های نظارتی و کسانی که طبق قانون «موظف» هستند از تخلفات انتخاباتی جلوگیری کنند، کجا هستند و چه می‌کنند؟!
حال ابتدا عکس ایشان را ـ که مربوط به سفر اخیر است ـ در کنار هلی کوپتر ببینید تا سپس خاطره ای را از محمد علی ابطحی معاون پارلمانی سید محمد خاتمی در مورد رئیس جمهور اسبق(خاتمی) نقل کنم.

هلی کوپتر

لینک عکس از ایرنا

ابطحی می گوید:"دیروز داشتم نگاهی به دست­نوشته­ها و خاطرات دوران اول ریاست جمهوری آقای خاتمی می­کردم. در یادداشت­های ۲۱ اسفند ۱۳۷۹ نوشته بودم: امروز آقای خاتمی من را خواست و دوباره در مورد این­که تصمیم به شرکت در انتخابات دور دوم را ندارد صحبت کرد. ولی توصیه کرد که به دلیل احتمال کاندیداتوری در دور دوم، دفتر موظف است از این پس تا بعد انتخابات خرداد ماه سال آینده هیچ سفر جدیدی برای استان­ها و یا کشورهای دیگر برنامه­ریزی نکند. بیشتر کارها هم به سمت جلساتی برود که خبر آن منتشر نمی­شود. کاری کنید که جز در موارد ضرورت برنامه­های خبری از کارهای جاری من حذف شود. دستور آقای خاتمی برای این بود که اگر کاندیدا شود حق سایر کاندیداها که نمی­توانند از رسانه ملی استفاده کنند ضایع نشود."

با این اوصاف اگر چشم ها را باز کنیم عدالت را در رفتار رئیس جمهور اسبق می بینیم نه رئیس جمهور سابق و امیدوارم مردم این بار هم سکان اجرایی کشور را به کسی بدهند که فقط شعار ندهد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 17:3  توسط امیر خسرو شجاعی | 
 

کاریکاتور رئیس جمهور

 دوستان! لطفا در رابطه با پست"غم انگیزترین روز زندگی احمدی نژاد" آدرس زیر را هم ببینید:

مقایسه سفر کلینتون و خاتمی به فرانسه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 23:3  توسط امیر خسرو شجاعی | 

شب گذشته توطئه خرابكاری در مسیر پرواز اهواز - تهران با تلاش ماموران امنیت پرواز خنثی شد.

‌ديروز پس از سخنراني سيد محمد خاتمي در مسجد ارشاد، ‌هنگام ترك خوزستان به مقصد تهران، تيم حفاظت از وي به طور اتفاقي پرواز رئيس جمهور سابق را كه قرار بود ساعت 22 و 30 دقيقه انجام شود، تغيير داد.

صبح امروز خبرگزاری‌ها خبر از آن دادند که به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، شب گذشته 15 دقیقه پس از آنكه پرواز ساعت 30/22 هواپیمایی كیش ایر مسیر اهواز - تهران با 131 مسافر از فرودگاه اهواز برخاست ، ماموران امنیت پرواز هواپیما متوجه جاسازی یك بمب دست‌ساز در داخل هواپیما شدند.

بر اساس این گزارش، به دنبال این حادثه، هواپیما بلافاصله در فرودگاه اهواز به زمین نشست و پس از تخلیه مسافرین با تلاش مامورین، این بمب دست‌ساز خنثی شد.

تحقیقات در این زمینه توسط نهادهای ذیربط ادامه دارد.

پیش‌بینی می‌شود این دسیسه با برگشت خاتمی از اهواز به تهران بی‌ارتباط نباشد.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 0:42  توسط امیر خسرو شجاعی | 
این پست را به کسانی که دوست دارند میر حسین را ضد ولایت بدانند و دائم از اختلاف ایشان با مقام معظم رهبری صحبت می کنند تقدیم می کنم.

عکس زیر مربوط به عیادت چندی پیش رهبر انقلاب از پدر میرحسین موسوی است. حتی در اخبار آمده بود که رهبر انقلاب عصایی به پدر میر حسین تقدیم فرموده اند:

عیادت رهبر معظم انقلاب از پدر میر حسین

این هم لینک مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 1:4  توسط امیر خسرو شجاعی | 

نواندیش: محمود احمدی نژاد نامزد انتخابات ریاست جمهوری در رادیو گفتگو گفت : روزي كه رئيس‌جمهور سابق كشور با آن وضعيت به فرانسه رفت يكي از غم‌انگيزترين روزهاي زندگي‌ام بود؛ چرا كه شيراك بالاي پله‌ها ايستاده بود و رئيس‌جمهور ايران پله‌هاي متعدد را پشت‌سر گذاشت تا به او برسد.

عکس های زیر مربوط به سفر خاتمی به فرانسه است:

خاتمی و ژاک شیراک

سفرخاتمی به فرانسه و استقبال ژاک شیراک

قضاوت با شما

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 13:11  توسط امیر خسرو شجاعی | 

میرحسین موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان و سروران ارجمند، 22 خرداد 88 مقطعی حساس و سرنوشت ساز برای ملت بزرگ ایران است و می تواند گواهی دیگر برعظمت این ملت سرافراز باشد. در انتخابات پیش رو گزینه های کمی برای انتخاب وجود دارد و هر چهار گزینه هم از افراد شناخته شده و مورد وثوق نظام و مردم هستند که همین، انتخاب را بسیار دشوار می کند و این جاست که زاویه دید هرکس و ملاک های شخصی هر نفر می تواند تعیین کننده باشد. شخصا علاقه دارم که به دور از مسایل جناحی  و تنها بر اساس درک خود از اوضاع موجود و در راستای استفاده از حق انتخابم گزینه مورد نظرم را انتخاب نمایم.

لازم می دانم که دلایل خود را به صورت موجز و خلاصه(بدون پرداختن به انتقاد از دولت فعلی و همچنین بدون ادعای خالی از نقص بودن انتخابم) در این سطور مرقوم نمایم تا شاید اتمام حجتی برای خود و امکانی برای قضاوت دوستان باشد.

ضمن احترام به هر چهار کاندیدای معرفی شده  و با توجه به اوضاع فعلی مملکت که فضای نامطلوبی  از نظر سیاسی بر آن حاکم است و این موضوع امکان کار و فعالیت را در محیطی آرام تحت تاثیر قرار داده است  اجازه می خواهم که در همین ابتدا بر روی نام دکتر محمود احمدی نژاد و حجت الاسلام مهدی کروبی خط بکشم چرا که احساس می کنم که کابینه هر دو این افراد یک کابینه تماما حزبی  خواهد بود و طبیعیست که در این صورت جناح مقابل دست به انتقادات و حتی تخریب های شدید خواهد زد و مجددا فضا مثل امروز متشنج خواهد بود. همچنین از میان آقایان دکتر محسن رضایی و مهندس میرحسین موسوی هم میر حسین را معتدل تر و کار آمد تر می بینم و به گمان من ایشان می توانند کابینه ای متشکل از کارآمدان هر دوجناح را رهبری نمایند و گروه های مختلف سیاسی را به یک اجماع قابل قبول برسانند و با ادبیات ملایمی که دارند اوضاع را کمی آرامتر نمایند. ان شا الله ایشان با حمایت  مردم و در سایه رهبری عظیم الشان انقلاب افق های جدیدی را برای ایران اسلامی ترسیم خواهند نمود.

با توجه به مطالب عرض شده که سعی کردم در نهایت کوتاهی بیان شود این جانب قویا حمایت  خود را از مهندس میرحسین موسوی اعلام نموده، برایشان آرزوی موفقیت و کامیابی می نمایم.

ضمنا هر کدام از این چهار کاندیدا که مورد اعتماد مردم واقع شوند برای من محترم خواهند بود.

جاوید ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 12:35  توسط امیر خسرو شجاعی | 
این پست را به نقل اس ام اس های انتخاباتی اختصاص می دهم.البته با توجه به این که صحبت ها بیشتر بر سر موسوی و احمدی نژاد است اس ام اس های این دو کاندیدا را ذکر می کنم:

میرحسین موسوی در جوانی 

۱- مرا شمسی شبیه مولوی بود/ دلارایی که آرایش قوی بود/ یکی پرسید شمست کیست گفتم/ همانا میرحسین موسوی بود

2- گویند امام ما هوادارش بود/ ما نیز هوای موسوی را داریم

3- ای مومنین: یک یا حسین تا میرحسین

4- مردم ز سر صمیمیت می خوانند/ همواره به نام کوچکت میرحسین

5- هرچند که 20 سال دیر آمده است/ در بیشه ی انتخاب شیر آمده است/ گر سید ما برفت از عرصه برون/ برخیز برادرم که میر آمده است

6- دلسوخته مردی ، ازلی می خواهیم/ از جنس عدالت علی می خواهیم/ حرف دل هر چه عاشق این است آری/ ما میرحسین موسوی می خواهیم

7- هموطن برخیز و عزم کار کن/ دوم خرداد را تکرار کن/ سیدی دیگر به میدان آمده/ موسم تغییر ایران آمده/ موسوی از ماست همراهش شویم

8- ما به آن سید و این میر ارادت داریم/ ما به لبخند گل سرخ شباهت داریم/ رای هر پیر و جوان موسوی است/ ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم

9- بیا چون کوه دالاهو قوی باش / سرود مثنوی معنوی باش / بیا حالا که دیگر خاتمی نیست / رفیق میر حسین موسوی باش

10- گفت: بر گردن خود داری دین تا به یک رای، تو کاری بکنی در این بین...گفتمش: می دانم...سبز می اندیشم...رای من: میرحسین

11- صد شکر به بزم مهر، "میر" آمده است!/ امروز به همراهی "پیر" آمده است!/ برخیز به یاری اش شتابیم/ که باز
در معرکه، یک شیر دلیر آمده است

12- دلا اکنون زمان کاهلی نیست/ و اصلاحات امری سرسری نیست/ اگر خواهان تغییری برادر/ بدان مردش به غیر از موسوی نیست

13- تا آخرین روزهای بهار، ایران را سبز می کنیم !

14- تقویم چه بیقرار است امسال/ یک معجزه ای در انتظار است امسال/ از یمن حضور سبز سید بی شک/ خرداد سر آغاز بهار است امسال

15- وطن سرشار از درد است برخیز/ وطن محتاج یک مرد است برخیز/ در این خیزش بیا با موسوی باش/ چرا چون بی هماورد است برخیز


1- این جلوه عشق و اتحاد است/ یک عرصه دیگر از جهاد است/ رای همه عاشقان مهدی/ اینبار هم احمدی نژاد استاحمدی نژاد

2- سینه پر آهیم اما آهنیم/ نسل یوسف های بی پیراهنیم/ ما ز شور احمدی آکنده ایم/ ما ز گرمای خمینی زنده ایم

3- این کلبه، سرای عدل و داد است بیا/اینجا سخن از «وان یکاد» است بیا /در محفل ما حرف چپ و راست مزن /این خانه ی احمدی نژاد است بیا

4- ما پیرو مکتب رسول اللهیم/ در راه و منش پیرو روح اللهیم/ با رای به احمدی نژاد مظلوم/ ما حامی کاندیدای حزب اللهیم

5- او احمدي نژاد است مردانه در جهاد است قلب تمام ملت براي او ستاد است

6- گزافه نیست تو کوه اراده ای دکتر/ هنوز هم به خدا خوب و ساده ای دکتر/ دلیل اینکه دلیرو شجاع و نستوهی/ همین بود که یقین شیعه زاده ای دکتر

7- اخلاق خوش محمدی داری تو/ احسان و صفای سرمدی داری تو/ نامت همه جا سرامد اهل ولا/ زیرا که نژاد احمدی داری تو

8- رزمنده و در صف جهاديم هنوز/ نابودگر ظلم و فساديم هنوز/ سوگند به روح قدسي روح خدا/ ما ياور احمدي نژاديم هنوز

9- از ریشه بکن اساس کج را /دشمن صفتان ذوالعوج را فریاد بکن دوباره دکتر/ "عجل لولیک الفرج را

10- نه فکرپول و جیب ومکنت وحشمت هستی/ نه دنبال زر و زور و ریاو قدرت و ثروت هستی/ نژادت احمدی است قدرت بدانند/ چو آنکه عاشقانه شیفته ی خدمت هستی

11- تو احمدي ن‍ژادي و از تبار افتاب/ خيبرشكن به زمانه و شاگرد بوتراب/ راي تمام ملت ايران از آن تو/ تا هست گفتمان تو از جنس انقلاب

12- افسوس ازين حكايت دردآلود/ كه پاسخ خدمتت فقط تهمت بود/ در صبر و تحمل غرض ورزي ها/ افسانه شدي مثل جومونگ اي محمود

13- با گوهرولا، برعالمی سریم/ با احمدی نژاد در خط رهبریم/ روباه سیرتان حاصل نمی کنند/با کذب و با ریا چیزی در این حریم

14- از لطف علی جناح(ع) جناح حق پیروز است/ پیروزی اهل حق بدان هر روز است/ ما طالب احمدی نژادیم و یقین/این رای و نظر به دشمنان جانسوز است

15- این جلوه عشق و اتحاد است/ یک عرصه دیگر از جهاد است/ رای همه عاشقان مهدی/ اینبار هم احمدی نژاد است

16- هرچند فقیر خانه زادیم هنوز/ دور از شریان اقتصادیم هنوز/ بازار رقیب تازه داغ است ولی/ ما طالب احمدی نژادیم هموز

17- برای دسترسی به تو داد لازم نیست/رحیل و کوچ و عبور از بلاد لازم نیست/چه غم اگر که نباشی تو از بنی زهرا/ برای احمدی بودن نژاد لازم نیست

18- بیا بیا به دشت گل،شبیه ابروباد شو/به بزم اهل معرفت به رنگ لاله شاد شو/برای حفظ حرمت اصول و ارزش و وطن/رفیق عبدصالحی چو احمدی نژاد شو

19- میرسد مجموعه یوسف به پایان غم مخورمیشود سیمای ما روزی گلستان غم مخورگرنشد قسمت به یوسف گردش ایران زمین/میرود محمود ما استان به استان غم مخور

20- می غرد و با زخم زبان کار ندارد/کاری به لجن گویی اغیار ندارد/با دیو هوا سخت بجنگید که محمود/حاجت به جوانان هوادار ندارد

21- ما عاشق کیش کربلایی هستیم/ دلبسته ان روح خدایی هستیم/ در فکر خطای خود بمیر ای دشمن/ چون بار دگر پی رجایی هستیم

22- از نسل گل و نجابت و نور تویی/ محمود زمان به وادی طور تویی/ سوگند به آیه آیه دفتر عشق/ مظلوم ترین رئیس جمهور تویی

23- ارسال شده توسط یک کاربر: چار ميم آمد به دشت کارزار/ ميم محمود است دل هارا قرار/ ميم (حذف)/ مميم (حذف)/ ميم ديگر (حذف)/ دست حق محمود را چون ياور است/ خلق رابر پاکي او باور است.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 14:52  توسط امیر خسرو شجاعی | 

در این پست به نقل خاطره ی یکی از خلبانان تیز پرواز و افتخار آفرین ارتش جمهوری اسلامی ایران در باب آزاد سازی خرمشهر می پردازم. "بهروز مدرسی" در سایت خود به زیبا ترین شکل ممکن خاطرات جالب خود را از ماموریت های مختلف پروازی عنوان می کند که می توانید آن ها را در آدرس زیر مطالعه کنید:www.oldpilot.ir

خرمشهر آزاد شد

خرمشهر ؛ پیش از انقلاب ...

از نخستین روزی که افتخار پرواز با هواپیمای سی - ۱۳۰ رو پیدا کردم ، ماموریت به دو شهر همیشه برایم خاطره انگیز و بیاد ماندنی بود . اولی پرواز به مشهد بود که به خاطر حضور خانواده ام و دیدار با آن ها همیشه با اشتیاق داوطلب پرواز می شدم . دومی مسیر طولانی " دریایی " بود که به خرمشهر ختم می شد . و من عاشقانه پرواز در این مسیر را دوست داشتم . چون همان گونه که از اسم اش پیداست ، ما در اختیار نیروی دریایی بوده و از تهران به بوشهر ، خارک ، اهواز و آبادان رفته و خانواده ها رو جا به جا می کردیم . شب هم میهمان این نیرو بودیم و در خرمشهر استراحت کرده و روز بعد همین مسیر رو برعکس انجام می دادیم .. جزیره خارک و بوستان معروف اش ، زیبا بودن بندر خرمشهر و مردمان خونگرمش از همه مهم تر ساعت پرواز طولانی که خیلی به ان نیاز داشتم ، همه و همه باعث دل بستن ام به این مسیر شده بود . البته برای رفتن به این مسیر هیچ مشکلی نداشتم .. چون همکارانم از خدا می خواستند یک دیوونه داوطلب شده و به جای آن ها این ماموریت سخت رو برود ! همین امر سبب شده بود انس و الفتی خاص به پرسنل نیروی دریایی پیدا کنم . دوستان قدیمی حتمآ یادشون است که در یکی از پست های گذشته ( اینجا ) در باب چگونگی حل مشکل ازدواج ام به دست یکی از والاحضرت های دربار که در پرواز همین مسیر حضور داشت ، توضیح داده ام ..

خرمشهر در آغاز چنگ عراق ...

 همین خرمشهر زیبا که یکی از بنادر مهم تجاری در خاورمیانه محسوب شده و قادر بود کشتی های اقیانوس پیما در اسکله های متعدد ان لنگر بیندازند ، از مدت ها قبل چشم صدام حسین رو گرفته بود ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 13:2  توسط امیر خسرو شجاعی | 

آری من رای می دهم، پیش از آن که مهم باشد چه کسی را انتخاب می کنم. برایم مهم است که از حقی که دارم استفاده کنم و نسبت به اوضاع و احوال مملکتم بی تفاوت نباشم.

من رای می دهم البته نه به عنوان یک وظیفه دینی یا شرعی بلکه به عنوان پاسداری از حقی که برای انتخاب به من داده شده است. حقی که سالیان سال مردم این سرزمین برایش خون داده اند و هزینه کرده اند. حقی که نمی خواهم از دست برود.

می دانم که کسانی خرده خواهند گرفت که پیش از تو شورایی دیگر انتخاب می کند اما گمان می کنید اگر کنج خانه بنشینید و سکوت و تحریم را پیش بگیرید گلستان خواهید ساخت؟

من رای می دهم که حضور خود را اعلام کنم

من رای می دهم تا بهترین اوضاع ممکن را رقم بزنم و در سایه آن فرزندم اوضاعی بهتر...

من رای می دهم تا کسانی که می خواهند از نبودنم سوء استفاده کنند به خود بلرزند

من رای می دهم

من رای می دهم

من رای می دهم

اما آگاهانه رای می دهم...

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 0:25  توسط امیر خسرو شجاعی | 

آیت الکرسی

بسم الله الرّحمن الرّحیم


اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ
مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ
عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ
بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ
وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ «255»
لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ
بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ
لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ «256» اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ
آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ
أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ
أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ «257»

صدق الله العلی العظیم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 23:54  توسط امیر خسرو شجاعی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
با سلام حضور شما دوست گرامی
حضورتان را در این وبلاگ خوش آمد عرض می کنم

پیوندهای روزانه
الهه ناز
گلبانگ شهر سبز
آشنا
ایران را چرا باید دوست داشت؟
خنجولک
شهر سبز من، کازرون
فرید صلواتی
هیلو سوار
نارنجستان
پسر کازرون
هر چی که دلم بخواد
خداحافظ ای سرزمین آریایی
اقتصادنویس
گروه کوهنوردی زاگرس جنوبی
ستاره
نخل، نفت، دریا
پیش نویس
دمیاط عجم
رسم عاشقی
پنجه سبز
مجدالدین
کازرون شهر سبز
تو کلیک چه خبر؟
همشهری
علمدار
سایت شخصی دکتر فاضل نیا
کازرون ندا
آماتور
گروه گرا
چرا میگن من تنهام؟ پس خدا چیه؟
پارس بانو
مردکاغذی
یادداشت های یک دانشجوی الکترونیک
جغرافیای طبیعی کازرون
یاس
سیمرغ آریایی
تک ستاره امید
مقالات علمی دکتر دشمن زیاری
شراره های آفتاب
آوای شاهپور و چنارشاهیجان
کازرون آباد
سالار شهر
مروت و مدارا
کشکول زائر
آفاق
قهرمان
پیامبر دیوانه
گرنک
معلم
مدیریتی بر جنوب کشور
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
پیوندها
*اخبارکازرون
*سایت شهرستان کازرون
*شبکه خبر
*شبکه ورزش ایران
*خبرگزاری دانشجویان ایران
*خبرگزاری زنان ایران
*هفته نامه بازار کار (آگهی استخدام)
*سامانه پیگیری کارت هوشمند سوخت
*وزارت علوم تحقیقات و فن آوری
*نهج البلاغه
*فرهنگ نام های رایج دختران وپسران
*مرکز فرهنگ ومعارف قرآن
*پژوهشکده باقرالعلوم
*مرکز اطلاعات فنی ایران(آخرین اخبار ایران وجهان - نرخ ارز -سکه وطلا و...)
*گیم نیوز(آخرین اخبار بازیهای رایانه ای)
*فرهنگستان زبان وادبیات فارسی
*ثبت نام متقاضيان فاقد مسكن در شركت هاي مسكن مهر
*مرکز آمار ایران- طرح هدفمند کردن یارانه ها
*وبسایت شهرداری کازرون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

خطاطي نستعليق آنلاين