تبليغاتX
گلبانگ سربلندی


















گلبانگ سربلندی

 

شادی

فکر می کنم که همه شما از این که به جای این پیر مرد باشید و در ورطه یک سیلاب بزرک گیر بیفتید وحشت دارید(خود من که این طور هستم) اما اگر به چهره او نگاه کنید می بینید که او از ته دل شاد است.

اما چطور می تواند در این ورطه هایل خوشحال باشد؟

شاید برای این که تنها وسیله امرار معاش خود را نجات داده است.

این عکس مصداق بسیار خوبی برای این کلام سعدیست که می فرماید:

قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.

امیدوارم که شما دوستان همیشه ملبس به لباس عافیت باشید و مصیب را هرگز ملاقات نکنید. این آرزوی من برای تمام انسان هاست که در صلح و شادی زندگی کنند و آزاد باشند از زورگویی ها و ظلم و ستمی که دنیا را فرا گرفته است. در این شب های پایانی ماه مبارک رمضان از خداوند هم می خواهم که همواره ما انسان ها را در مسیر رشد و عدالت قرار دهد و ما را از ستم به هم نوعان خود دور کند و کاش دیگر این بلایای طبیعی را به مشکلات ما انسان ها اضافه نکند. که ضعیف و کوچکیم در مقابل قهر پروردگار.

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت4:59توسط امیر خسرو شجاعی | |

عصرايران: بخش خبري 20:30 كه به تهيه و انتشار اخبار يكسويه و جناحي شهرت دارد ،‌در اقدامي نادر ،‌ گزارشي نسبتاً‌ مفصل از بازداشتگاه كهريزك و جنايت هاي صورت گرفته در آن را پخش كرد به گونه اي كه اين بخش خبري كوتاه ،‌اين بار تا دقايقي بعد از ساعت 21 نيز ادامه يافت.

به گزارش عصرايران ، در اين گزارش ،‌ براي اولين بار تصاويري نزديك از بيرون و درون بازداشتگاه مخوف كهريزك به نمايش در‌آمد كه نشان مي داد ،‌اين مكان ، نه يك بازداشتگاه متعارف كه مجموعه اي از سوله ها و بناهاي احداث شده در يك محيط بياباني بوده است كه متاسفانه از آن براي نگهداري انسان ها در شرايط بسيار وخيم و مرگبار استفاده مي شد.

در اين گزارش كه مشخص بود دستور ويژه اي خارج از روال معمول 20:30 براي ساخت آن وجود داشته ،‌ نه تنها از توجيهات مبتذلي مانند اين كه قربانيان كهريزك قبل از بازداشت بيمار بوده اند خبري نبود وعاملان جنايات صورت گرفته ،‌نفوذي و ايادي دشمن خارجي معرفي نشدند بلكه در گفت و گو با پدر يكي از قربانيان كهريزك(مرحوم كامراني) وي به صراحت از برخي اظهارات عجيب از جمله اين كه كشته شدگان كهريزك ،‌مننژيتي بوده اند ،‌انتقاد شد و به علاوه سردار تشكري ،‌رئيس بازرسي كل نيروي انتظامي نيز صراحتاً‌ اعلام داشت متهماني كه جنايات كهريزك را رقم زدند ،‌ نيروهاي رسمي اين نيرو از درجه دار تا سرهنگ بوده اند و همچنين ذكر شد كه برخي قضات نيز در اعزام متهمان به كهريزك مرتكب تخلف شده اندكه پرونده هاي آنان نيز در مراجع قانوني تحت رسيدگي است.

در واقع اين بخش از گزارش ،‌رديه اي بود بر اظهارات تعدادي از مسوولان كه همواره تصور مي كنند با پاك كردن صورت مساله و انداختن تقصيرها بر دوش دشمن و عوامل بي نام و نشان نفوذي و ... مي توانند از بحران ها عبور كنند و به زعم خود آبروي نظام را حفظ نمايند يا دوستان متخلف يا مجرم خود را تبرئه كنند.

همچنين بهرامي ، ‌رياست دادسراي نيروهاي مسلح نيز به صراحت گفت كه شرايط و رفتارهاي صورت گرفته در بازداشتگاه عامل مرگ تعدادي از بازداشتي ها بوده است و نه بيماري قبلي آنها و عللي از اين دست.

در واقع تصريح مقامات مسوول بر گناهكار بودن تعدادي از ماموران انتظامي و قضايي ،‌نويد بخش اين بود كه نوعي واقع گرايي در بررسي اين پرونده وجود دارد.

در اين گزارش همچنين به شرايط وخيم بهداشتي در كهريزك و ضرب و شتم بي رحمانه افراد دربند آن اذعان شد و خبرنگار سيما ،‌پاي صحبت برخي افراد شكنجه شده نشست كه از اقدامات انجام شده در دوران بازداشت ،‌شكايت ها داشتند.

در برنامه سيما ،‌همچنين از دستور مقام معظم رهبري در خصوص تعطيلي بازداشتگاه كهريزك و اقداماتي كه متعاقب آن توسط شوراي عالي امنيت ملي ،‌ قوه قضاييه ،‌مجلس شوراي اسلامي ،‌ نيروي انتظامي و استانداري تهران براي پيگيري موضوع و احقاق حقوق بازداشتي ها صورت گرفته نيز اطلاعاتي منتشر شد كه در بخشي از آن مشخص شد كه تا كنون 98 ميليون تومان به رها شدگان از كهريزك غرامت پرداخت شده و تعدادي از آنان براي درمان عوارض ناشي از بازداشت ،‌به بيمارستان هايي در تهران و كرج معرفي شده اند.

حتي يكي از مسوولان استانداري تهران اين را هم گفت كه براي اشتغال افرادي كه مشكل اشتغال داشته و در پي بازداشت بيكار شده اند با وزارت كار رايزني شده است تا مشكلات آنها حل شود و جالب اينجاست كه برخي آزاد شدگان ،‌تقاضاي وام نيز داشته اند كه با اين تقاضاها هم موافقت شده است.

در بخش ديگري از اين گزارش سردار تشكري از شكايت صدها شهروند از نيروي انتظامي خبر داد و گفت به تمام اين شكايت ها رسيدگي و هر جا كه ثابت شده ماموران پليس خسارتي وارد كرده اند ،‌غرامت پرداخت شده است.

اين در حالي است كه پيشتر برخي مسوولان مدعي بودند ماموران پليس هيچ تخلفي نداشته اند و خسارت هاي وارده به اموال مردم توسط اراذل و اوباشي بوده است كه لباس پليس پوشيده بودند!

در اين گزارش ،‌ همچنين تصاويري از ضرب و شتم مردم توسط نيروهاي ويژه پليس به نمايش درآمد و هنگامي كه اين تصاوير تكان دهنده پخش مي شد ، گزارشگر سيما در متني كه مي خواند بر لزوم برخورد با اين ماموران تصريح مي كرد و البته تاكيد داشت كه حساب اين افراد را بايد از حساب كليت نيروي انتظامي كه حافظ امنيت جامعه است ،‌ جدا كرد.

در پايان اين گزارش ،‌ سردار تشكري ،‌رئيس بازرسي كل نيروي انتظامي در مقابل دوربين صدا و سيما ،‌رسماً‌ از تمام كساني كه در هر مرتبه اي متحمل خسارت و آسيب شده اند ،‌ عذرخواهي كرد و همچنين محاكمه بي اغماض عاملان جنايات كهريزك و اجراي سريع احكام قضايي درباره آنها ،‌خواسته افكار عمومي جامعه اعلام شد.

از آنجا كه برنامه هايي مانند 20:30 نوعاً‌ عهده دار آماده سازي افكار عمومي براي رويدادهاي آتي هستند و رويكردهاي آنان در سطوح بالا -و نه فقط در حوزه تهيه كنندگان- تدوين مي شود ،‌به نظر مي رسد پخش چنين گزارشي كه در كارنامه سيما كم سابقه و شايد هم بي سابقه باشد ،‌نشان از عزم مسوولان ارشد نظام براي برخورد جدي با عملان جنايات كهريزك داشته باشد .

مع الوصف ،‌اين نگراني وجود دارد كه كل وقايع ناگوار رخ داده بعد از انتخابات ،‌به رويدادهاي تلخ يك بازداشتگاه خلاصه شود و با محاكمه آخرين و ضعيف ترين حلقه هاي "زنجيره قانون شكني"، پرونده مختومه شود. اين نگراني از آن جهت جدي است كه در چنان وضعيتي ،‌هر چند با مجازات مرتكبان نهايي جرائم ،‌ بخشي از عدالت اجرا شده ، اما ريشه ها و بسترهايي كه موجب شكل گيري اين اوضاع و حوادث شده اند ،‌همچنان به حيات خود ادامه خواهند داد و اين زخم ،‌در جايي ديگر ،‌ باز سر برخواهد آورد.

و نكته پاياني اين كه در كنار انتقادات انبوهي كه به 20:30 وارد است ،‌ برنامه طولاني يك شنبه شب آن را بايد يك فراز مثبت دانست و آرزو كرد كه اي كاش رسانه ملي ،‌هميشه -و نه مقطعي و از سر مصلحت- ‌بازتاب دهنده صداي مردم باشد.
 

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت1:57توسط امیر خسرو شجاعی | |

وزير منتخب بهداشت و درمان پس از اخذ راي اعتماد از نمايندگان مجلس ضمن با اظهار خوشحالي از اين مساله گفت: انتخاب يك زن در كابينه قطعا براي زنان كشور ما مهم است و من امروز سربلندم و افتخار مي‌كنم.

به گزارش ایسنا مرضيه وحيد دستجردي در حاشيه جلسه امروز مجلس در جمع خبرنگاران گفت: فكر مي‌كنم خانم‌ها امروز به آرزوي ديرينه خود رسيدند كه يك زن در كابينه دولت قرار بگيرد و مطالبات آنها را دنبال كند، فكر مي‌كنم اين انتخاب قدم مهمي براي خانم‌ها باشد.

اولین وزیر زن

اما اولین وزیر زن ایران چه کسی بود؟

فرخ‌رو پارسا تحصیلات ابتدایی خویش را در دبستان هما در تهران سپری نمود و برای ادامه تحصیل در دوره متوسطه به دانشسرای مقدماتی رفت. وی توانست دوره متوسطه را با کسب رتبه اول به پایان رسانده و به دانشسرای عالی راه یابد. او در سال ۱۳۲۱ دانشسرای عالی را با اخذ مدرک لیسانس در رشته علوم طبیعی به پایان رسانید و به دانشگاه تهران راه یافت. وی تحصیلات دانشگاهی خویش را در رشته پزشکی ادامه داد و توانست در سال ۱۳۲۹ با اخذ درجه دکترا از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل گردد.

فرخ‌رو پارسا در سال ۱۳۲۱ با احمد شیرین‌سخن ازدواج کرد و از همان سال پس از اخذ مدرک لیسانس از دانشسرای عالی به تدریس در دبیرستان‌های تهران پرداخت. او پس از پایان تحصیلات دانشگاهی تا مقطع دکترا، علیرغم اینکه در رشته پزشکی دانش‌آموخته شده بود کار طبابت را رها کرد و ترجیح داد که به کار فرهنگی بپردازد؛ بدین ترتیب او در وزارت فرهنگ آن دوران مشغول به کار شد.

وی در سال ۱۳۳۳خ به همراه تنی چند از همکارانش «انجمن بانوان فرهنگی» را برای دبیرستان‌های دخترانه آن دوران تأسیس نمود و در سال ۱۳۳۵خ به عنوان یکی از اعضای هیات رئیسه «شورای همکاری جمعیت‌های بانوان ایرانی» انتخاب شد.

فرخ‌رو پارسا همچنین نخستین مدیر کل زن در ایران بود. در سال ۱۳۳۹ با آغاز به کار دانشگاه ملی ایران، وی عهده‌دار سِمَت مدیر کلی دبیرخانه دانشگاه ملی ایران شد. انتصاب یک زن به این سمت، اعتراضات زیادی را در محافل اداری، فرهنگی و سیاسی تهران به راه انداخت ولی مقامات دانشگاه توانستند از برکناری فرخ‌رو پارسا جلوگیری کنند.

او در سال ۱۹۶۸ به عنوان وزیر آموزش و پرورش ایران انتخاب شد.

پس از انقلاب ۱۳۵۷ خورشیدی، وی با اتهاماتی چون: «حیف و میل اموال بیت المال و ایجاد فساد در وزارت آموزش و پرورش و کمک به نشو و نمای فحشا در آموزش و پرورش و همکاری موثر با ساواک و اخراج فرهنگیان انقلابی از وزارت فرهنگ ایران و غیره...» در دادگاه انقلاب اسلامی شعبه تهران به ریاست صادق خلخالی محاکمه شد و به عنوان «مفسد فی الارض» (عامل فساد بر روی زمین) در تاریخ ۱۸ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ برابر با ۸ مه سال ۱۹۸۰ اعدام گردید.

 منبع ویکی پدیا

همچنین در وبلاگ گلبانگ شهر سبز می توانید آخرین اثر استاد شجریان را که پس از حوادث اخیر اجرا کرده اند بخوانید و دانلود کنید.

 

+نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت1:55توسط امیر خسرو شجاعی | |

هنوز از تب و تاب عطش ناک تابستان چیزی کاسته نشده است و همگان به دنبال خنک کردن خود هستند و به دنبال چیزهای سرد می گردند تا شاید از فشار گرمای تابستان بر جسم خود بکاهند اما این سردی ها تنها مطبوع جسم هستند و بر عکس، روح انسان در همین گرما هم سردی را دوست ندارد. این روزها فضای بی روحی بر جامعه حاکم است که بی ربط به مسایل سیاسی اخیر نیست. حتما شما هم توجه دارید که یک نوع کرختی و سردی فضا را احاطه کرده است و هیچ چیز مزه سابق را نمی دهد.نود

به عنوان مثال رمضان امسال را در نظر بگیرید که هر چند معنویت و روح بخشی خود را به عنوان ماه میهمانی خدا داراست اما چون سال های پیش طعم دعای ربنای استاد شجریان را در هنگام افطار ندارد. نوایی که سال هاست رمضان را عطرآگین می کند و به قول یکی از مجریان تلویزیون نمک ماه رمضان است. و این باعث شده که رمضان امسال حداقل نزد من آن گرمای همیشگی را نداشته باشد.

مورد دوم که باز هم گرمای سال های قبل را ندارد لیگ برتر فوتبال است که در غیاب برنامه نود برگزار می شود . برنامه ای پر طرفدار که باعث دقت عمل مسوولین فوتبال کشور می شد و همه مراقب رفتار خود بودند که مبادا خلافی مرتکب شوند و در حضور "عادل" محاکمه شوند. واقعا جای آن بحث های داغ و پر تب و تاب، مسابقه پیامک، خنده های صمیمی فردوسی پور و... در فوتبال ما خالیست.

و اما مورد سوم که شاید تنها برای من و شمایی که با فضای مجازی کار داریم مانوس باشد سردی فضای مجازیست که بعد از انتخابات بر این محیط حاکم شده و دوستان کمتر می نویسند و کمتر می خوانند و کمتر نظر می دهند. البته گروهی خود اذعان داشته اند که پس از اتفاقات اخیر دچار دو گانگی و حیرت شده اند و حتی در قبول اخبار هم مردد هستند  اما باز هم این کم رمقی عجیب است. شخصا این وبلاگ را تنها جایی می دانم که گاه می توان در آن از دغدغه ها گفت و درد دل کرد. همیشه شاد بودم که دوستانی این مطالب را می خوانند و با هم تبادل نظر می کنیم. در گذشته دوستان بسیار فعال بودند و محیط گرمی برای تبادل افکار به وجود آمده بود که متاسفانه  امروز اثری از آن حرارت نیست. 

به هر حال امیدوارم که در سایه ی درایت مسوولین و جناح های مختلف سیاسی دوباره فضایی آرام و شایسته فراهم شود و این کرختی و سردی جای خود را به فضایی پر شور و پر کار و پر حرارت بدهد.

 

+نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت3:53توسط امیر خسرو شجاعی | |

 

در ادبیات علمی داریم به نام "معانی" که به یارای آن چگونگی مطابقت کلام با مقتضای حال و مقام شنونده و خواننده بررسی می شود و موضوع این علم بررسی جمله ها از نظر معانی ثانویه است.

جمله ها گاه می توانند دو معنای کاملا متفاوت داشته باشند که معنای اولیه، همان معنای ظاهریست و معنای ثانویه آن در بطن جمله نهفته است. همچنین گاه معانی خاصی برای برخی کلمات عرف می شود که به هیچ وجه نمی توان این معنی را از کلمات مترادف آن مستفاد کرد. به عنوان مثال در عبارت "صلیب سرخ" اگر ما کلمه سرخ را برداریم و به جای آن مترادف آن "قرمز" را قرار دهیم هرگز مخاطب ما، تشکیلات جهانی برای نجات بیماران در مواقع خاص را، در ذهن نخواهد آورد و ذهن او سریعا به سمت صلیبی قرمز رنگ متمایل می شود.

در موارد دیگری نیز چنین کاربردهایی را برای کلمات می بینیم که یک انسان بلیغ و فرهیخته در هنگام سخن گفتن با وسواس به این نکات و معانی دقت می کند و اصولا فرق یک انسان دانشمند و ادب آموخته با یک فرد عادی در به کار بردن همین ظرافت های کلامیست به طوری که تا شخصی سخن بگوید شما می توانید عیار دانش او را بسنجید. چنان که شاعر می فرماید:

                                  تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد 

تمام این مقدمه را عرض کردم تا به "هلو" برسم همه شما عزیزان خوب می دانید که وقتی کلمه"هلو" برای تعریف از انسان به کار می رود دقیقا معنای زیبا رویی را به ذهن متبادر می کند  و خوردن چنین هلویی هم باز معنایش مشخص است! و این ادبیات هرگز برای سخن گفتن در باب خوبی و ایمان کسی به کار نمی رود. اما به هر حال کسی هست که هیچ یک از قواعد روزگار را محترم نمی شمارد(نه این که نداند) و این نوع سخن گفتن سزاوار ایرانیانی که در دنیای ادبیات سرآمد هستند نیست و امیدوارم این نقص روزی بر طرف شود.

به همین بهانه کاریکاتور زیر را هم از نو اندیش ببینید:

هلو

 

+نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت0:20توسط امیر خسرو شجاعی | |