|
فکر می کنم که همه شما از این که به جای این پیر مرد باشید و در ورطه یک سیلاب بزرک گیر بیفتید وحشت دارید(خود من که این طور هستم) اما اگر به چهره او نگاه کنید می بینید که او از ته دل شاد است. اما چطور می تواند در این ورطه هایل خوشحال باشد؟ شاید برای این که تنها وسیله امرار معاش خود را نجات داده است. این عکس مصداق بسیار خوبی برای این کلام سعدیست که می فرماید: قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید. امیدوارم که شما دوستان همیشه ملبس به لباس عافیت باشید و مصیب را هرگز ملاقات نکنید. این آرزوی من برای تمام انسان هاست که در صلح و شادی زندگی کنند و آزاد باشند از زورگویی ها و ظلم و ستمی که دنیا را فرا گرفته است. در این شب های پایانی ماه مبارک رمضان از خداوند هم می خواهم که همواره ما انسان ها را در مسیر رشد و عدالت قرار دهد و ما را از ستم به هم نوعان خود دور کند و کاش دیگر این بلایای طبیعی را به مشکلات ما انسان ها اضافه نکند. که ضعیف و کوچکیم در مقابل قهر پروردگار.
وزير منتخب بهداشت و درمان پس از اخذ راي اعتماد از نمايندگان مجلس ضمن با اظهار خوشحالي از اين مساله گفت: انتخاب يك زن در كابينه قطعا براي زنان كشور ما مهم است و من امروز سربلندم و افتخار ميكنم. اما اولین وزیر زن ایران چه کسی بود؟ فرخرو پارسا تحصیلات ابتدایی خویش را در دبستان هما در تهران سپری نمود و برای ادامه تحصیل در دوره متوسطه به دانشسرای مقدماتی رفت. وی توانست دوره متوسطه را با کسب رتبه اول به پایان رسانده و به دانشسرای عالی راه یابد. او در سال ۱۳۲۱ دانشسرای عالی را با اخذ مدرک لیسانس در رشته علوم طبیعی به پایان رسانید و به دانشگاه تهران راه یافت. وی تحصیلات دانشگاهی خویش را در رشته پزشکی ادامه داد و توانست در سال ۱۳۲۹ با اخذ درجه دکترا از دانشگاه تهران فارغالتحصیل گردد. فرخرو پارسا در سال ۱۳۲۱ با احمد شیرینسخن ازدواج کرد و از همان سال پس از اخذ مدرک لیسانس از دانشسرای عالی به تدریس در دبیرستانهای تهران پرداخت. او پس از پایان تحصیلات دانشگاهی تا مقطع دکترا، علیرغم اینکه در رشته پزشکی دانشآموخته شده بود کار طبابت را رها کرد و ترجیح داد که به کار فرهنگی بپردازد؛ بدین ترتیب او در وزارت فرهنگ آن دوران مشغول به کار شد. وی در سال ۱۳۳۳خ به همراه تنی چند از همکارانش «انجمن بانوان فرهنگی» را برای دبیرستانهای دخترانه آن دوران تأسیس نمود و در سال ۱۳۳۵خ به عنوان یکی از اعضای هیات رئیسه «شورای همکاری جمعیتهای بانوان ایرانی» انتخاب شد. فرخرو پارسا همچنین نخستین مدیر کل زن در ایران بود. در سال ۱۳۳۹ با آغاز به کار دانشگاه ملی ایران، وی عهدهدار سِمَت مدیر کلی دبیرخانه دانشگاه ملی ایران شد. انتصاب یک زن به این سمت، اعتراضات زیادی را در محافل اداری، فرهنگی و سیاسی تهران به راه انداخت ولی مقامات دانشگاه توانستند از برکناری فرخرو پارسا جلوگیری کنند. او در سال ۱۹۶۸ به عنوان وزیر آموزش و پرورش ایران انتخاب شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ خورشیدی، وی با اتهاماتی چون: «حیف و میل اموال بیت المال و ایجاد فساد در وزارت آموزش و پرورش و کمک به نشو و نمای فحشا در آموزش و پرورش و همکاری موثر با ساواک و اخراج فرهنگیان انقلابی از وزارت فرهنگ ایران و غیره...» در دادگاه انقلاب اسلامی شعبه تهران به ریاست صادق خلخالی محاکمه شد و به عنوان «مفسد فی الارض» (عامل فساد بر روی زمین) در تاریخ ۱۸ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ برابر با ۸ مه سال ۱۹۸۰ اعدام گردید. منبع ویکی پدیا همچنین در وبلاگ گلبانگ شهر سبز می توانید آخرین اثر استاد شجریان را که پس از حوادث اخیر اجرا کرده اند بخوانید و دانلود کنید.
هنوز از تب و تاب عطش ناک تابستان چیزی کاسته نشده است و همگان به دنبال خنک کردن خود هستند و به دنبال چیزهای سرد می گردند تا شاید از فشار گرمای تابستان بر جسم خود بکاهند اما این سردی ها تنها مطبوع جسم هستند و بر عکس، روح انسان در همین گرما هم سردی را دوست ندارد. این روزها فضای بی روحی بر جامعه حاکم است که بی ربط به مسایل سیاسی اخیر نیست. حتما شما هم توجه دارید که یک نوع کرختی و سردی فضا را احاطه کرده است و هیچ چیز مزه سابق را نمی دهد. به عنوان مثال رمضان امسال را در نظر بگیرید که هر چند معنویت و روح بخشی خود را به عنوان ماه میهمانی خدا داراست اما چون سال های پیش طعم دعای ربنای استاد شجریان را در هنگام افطار ندارد. نوایی که سال هاست رمضان را عطرآگین می کند و به قول یکی از مجریان تلویزیون نمک ماه رمضان است. و این باعث شده که رمضان امسال حداقل نزد من آن گرمای همیشگی را نداشته باشد. مورد دوم که باز هم گرمای سال های قبل را ندارد لیگ برتر فوتبال است که در غیاب برنامه نود برگزار می شود . برنامه ای پر طرفدار که باعث دقت عمل مسوولین فوتبال کشور می شد و همه مراقب رفتار خود بودند که مبادا خلافی مرتکب شوند و در حضور "عادل" محاکمه شوند. واقعا جای آن بحث های داغ و پر تب و تاب، مسابقه پیامک، خنده های صمیمی فردوسی پور و... در فوتبال ما خالیست. و اما مورد سوم که شاید تنها برای من و شمایی که با فضای مجازی کار داریم مانوس باشد سردی فضای مجازیست که بعد از انتخابات بر این محیط حاکم شده و دوستان کمتر می نویسند و کمتر می خوانند و کمتر نظر می دهند. البته گروهی خود اذعان داشته اند که پس از اتفاقات اخیر دچار دو گانگی و حیرت شده اند و حتی در قبول اخبار هم مردد هستند اما باز هم این کم رمقی عجیب است. شخصا این وبلاگ را تنها جایی می دانم که گاه می توان در آن از دغدغه ها گفت و درد دل کرد. همیشه شاد بودم که دوستانی این مطالب را می خوانند و با هم تبادل نظر می کنیم. در گذشته دوستان بسیار فعال بودند و محیط گرمی برای تبادل افکار به وجود آمده بود که متاسفانه امروز اثری از آن حرارت نیست. به هر حال امیدوارم که در سایه ی درایت مسوولین و جناح های مختلف سیاسی دوباره فضایی آرام و شایسته فراهم شود و این کرختی و سردی جای خود را به فضایی پر شور و پر کار و پر حرارت بدهد.
در ادبیات علمی داریم به نام "معانی" که به یارای آن چگونگی مطابقت کلام با مقتضای حال و مقام شنونده و خواننده بررسی می شود و موضوع این علم بررسی جمله ها از نظر معانی ثانویه است. جمله ها گاه می توانند دو معنای کاملا متفاوت داشته باشند که معنای اولیه، همان معنای ظاهریست و معنای ثانویه آن در بطن جمله نهفته است. همچنین گاه معانی خاصی برای برخی کلمات عرف می شود که به هیچ وجه نمی توان این معنی را از کلمات مترادف آن مستفاد کرد. به عنوان مثال در عبارت "صلیب سرخ" اگر ما کلمه سرخ را برداریم و به جای آن مترادف آن "قرمز" را قرار دهیم هرگز مخاطب ما، تشکیلات جهانی برای نجات بیماران در مواقع خاص را، در ذهن نخواهد آورد و ذهن او سریعا به سمت صلیبی قرمز رنگ متمایل می شود. در موارد دیگری نیز چنین کاربردهایی را برای کلمات می بینیم که یک انسان بلیغ و فرهیخته در هنگام سخن گفتن با وسواس به این نکات و معانی دقت می کند و اصولا فرق یک انسان دانشمند و ادب آموخته با یک فرد عادی در به کار بردن همین ظرافت های کلامیست به طوری که تا شخصی سخن بگوید شما می توانید عیار دانش او را بسنجید. چنان که شاعر می فرماید: تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد تمام این مقدمه را عرض کردم تا به "هلو" برسم همه شما عزیزان خوب می دانید که وقتی کلمه"هلو" برای تعریف از انسان به کار می رود دقیقا معنای زیبا رویی را به ذهن متبادر می کند و خوردن چنین هلویی هم باز معنایش مشخص است! و این ادبیات هرگز برای سخن گفتن در باب خوبی و ایمان کسی به کار نمی رود. اما به هر حال کسی هست که هیچ یک از قواعد روزگار را محترم نمی شمارد(نه این که نداند) و این نوع سخن گفتن سزاوار ایرانیانی که در دنیای ادبیات سرآمد هستند نیست و امیدوارم این نقص روزی بر طرف شود. به همین بهانه کاریکاتور زیر را هم از نو اندیش ببینید:
|
About
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 Links
گلبانگ شهر سبز
*مرکز آمار ایران- طرح هدفمند کردن یارانه ها |