![]() |
![]() |
|
|
فقر و محرومیت یکی از دردناک ترین مقولات زندگی بشر است و بسیاری از مردم کشور ما یا خود درگیر این پدیده هستند و یا به وضوح جلوه های غم انگیز آن را در گوشه و کنار شهر ها و روستاهای کشور دیده اند. پس از انقلاب امام خمینی (ره) در اقدامی به جا و مناسب به منظور فقر زدایی از جامعه اقدام به تاسیس نهادی غیر دولتی به نام کمیته امداد امام خمینی نمود که هدف آن جمع آوری کمک های مردمی و رسیدگی به اوضاع فقرا بود. امروز پس از حدود ۳۰ سال از این واقعه اما انگار این نهاد انقلابی هم وظیفه خود را فراموش کرده و کمک های مردمی را در جهاتی غیر از آن چه مردم می اندیشند مصرف می کند که این امر ضرورت بازنگری را در اعتماد به این نهاد افزایش می دهد. حقیر خود تا امروز این نهاد را مورد اعتماد می پنداشتم اما خبر زیر باعث شد که طور دیگری بیندیشم خبر را بخوانید: ایلنا: سرپرست کمیته امداد امام خمینى (ره) علت کمک این کمیته به مردم برخى از کشورها را نوعى سرمایهگذارى براى نظام جمهورى اسلامى مىداد ند و معتقد است این کمکها برخى تهدیدات نسبت به جمهورى اسلامى را خنثى مىکند.
حسین انوارى در رابطه با سیاست کمیته امداد براى کمک به کشورهاى خارجى گفت: کمکى که کمیته امداد به کشورهاى خارجى مى کند در واقع انتقال الگوهاى حمایتى و امدادى است. انوارى افزود: کمیته امداد شکم گرسنگان این کشورها را سیر نمى کند بلکه با برپایى کلاسهاى آموزشى سعى در توانمندسازى دختران و پسران این کشورها و ایجاد اشتغال براى آنها دارد. سرپرست کمیته امداد امام خمینى (ره) در واکنش به این سوال که شما مىگویید کمیته امداد کمک نقدى به این کشورها نمىکند درحالى که خبرها حاکى از این است که این کمیته به دختران دمبخت برخى از این کشورها جهیزیه مىدهد، گفت: کمیته امداد در پى ترویج فرهنگ اسلامى است. هدف کمیته امداد جلوگیرى از ایجاد مفاسد اجتماعى در این کشورها و ترویج فرهنگ ازدواج است، به همین جهت بخشى از جهیزیه دختران آنها را تامین مىکنیم. سرپرست کمیته امداد در پاسخ به این سوال که گمان نمى کنید چراغى که به خانه رواست به مسجد حرام است، چنین پاسخ داد: اگر قرار باشد چنین شعارى سر داده شود باید وزارت امور خارجه، سازمان ارتباطات اسلامى و همه کمیسیونهاى مشترکى که ایران در خارج از کشور دارد تعطیل شود، زیرا در بسیارى از دستگاههاى کشور هزینههاى بسیار زیادى صرف سیاستهاى جمهورى اسلامى ایران در سطح بینالمللى مى شود زیرا ایران با بسیارى از کشورها بده بستان دارد. سرپرست کمیته امداد یادآور شد: براى اینکه تهدیدات نسبت به جمهورى اسلامى کم شود باید یک سرى سرمایه گذارى بر مردم کشورهاى مختلف صورت گیرد و یک سرى سرمایهگذارى هم روى مسئولان کشورها؛ بنابر این اگر درست نگاه کنیم اقدامات کمیته امداد در کمک به کشورهاى دیگر براى پرنور نگه داشتن این چراغ است. کمک من و شما به این نهاد برای آن است که در کشورمان و در گوشه خیابان ها تصاویر رقت باری را که همه بارها دیده ایم شاهد نباشیم اما مسوولان این نهاد از کمک مردم استفاده سیاسی می کنند. آیا نباید این نهاد را تحریم کرد؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 15:21 توسط امیر خسرو شجاعی |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 12:2 توسط امیر خسرو شجاعی |
|
|
علی رغم انتقادات بسیار از سوی مردم ، علما و مراجع به دولت نهم برای استفاده از مشایی، در دولت دهم ایشان نه تنها کنار گذاشته نمی شوند بلکه به عنوان معاون اول رئیس جمهور فعالیت خواهند کرد تا ثابت شود روابط فامیلی در دولت هیچ جایی ندارد! به گزارش فارس: رييس جمهور در آخرين جلسه هيات دولت كه در مشهد مقدس برگزار شدتعدادي از معاونان جديد خود را معرفي و اعلام كرد |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 10:57 توسط امیر خسرو شجاعی |
|
|
گفته بودم که شاید دوباره مطلب ننویسم ولی چه باید کرد که به جز این وبلاگ جایی برای درد دل کردن نمی یابم و این بار هم مجبور به بازگشت شدم. این بار هم درد جانکاهی بر قلبم سنگینی می کند که مرهمی بر آن نیست. با چشمانی گریان این مطلب را می نگارم و از درد به خود می پیچم. حتما شما هم خبر تاسف بار سقوط هواپیمای شرکت کاسپین را با ۱۶۸ مسافر شنیده اید و می دانید این هواپیما هم از نوع معروف روسی بود که تا کنون سوانح زیادی داشته است. این حادثه اولین حادثه نبود و آخرین نیز نخواهد بود. این داستان تکراریست که توپولوفی به واسطه نقص فنی سقوط می کند و تعداد کشته شدگان آن بیش از ظرفیت مجاز این نوع هواپیماست و پس از آن هم مسوولین گوی سبقت را در تسلیت گویی به ملت از یکدیگر می ربایند تا هر چه بیشتر مردمی بودن خود را القا کنند، تلویزیون هم سریعا می گردد و اخبار سوانح مشابه را در کشورهای دیگر پخش می کند(هرچند یک هواپیمای شخصی باشد که از قضا مسافران آن هم جان سالم به در برده اند) و پس از مدت کوتاهی هم همه چیز فراموش می شود و هیچ برخوردی هم با مسوولین امر نمی شود. با کمال تاسف و تاثر این مصیبت را به تمام ملت ایران تسلیت عرض می کنم و برای جان باختگان این حادثه رحمت و مغفرت الهی مسالت می نمایم. در همین رابطه مطلب زیر را هم از وبلاگ اقتصاد نویس مطالعه فرمایید: لینک زیر را هم بخوانید تا بیشتر در جریان شایسته سالاری ها در این مملکت قرار بگیرید: و این هم کاریکاتور پر معنای روزنامه مردمسالاری:
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 22:36 توسط امیر خسرو شجاعی |
|
|
تعجب نکنید. دقیقا منظورم صدای گوسفند بود. آری تصمیم گرفته ام که به قول آقای "ریاضی" من هم گوسفند باشم و فقط" بَ...ـع بَ...ـع" کنم و از این به بعد کاری به کار اوضاع مملکت نداشته باشم چرا که گوسفند بودن را به دیوانگی ترجیح می دهم. حتما می پرسید حالا چرا این قدرعصبانی هستم؟ نه من عصبانی نیستم! چرا که به عنوان یک ایرانی بنا بر فرمایش "دکتر دشمن زیاری" عزیز من از مردم تمام جهان خصوصا آمریکا و کانادا رضایمند ترم و وقتی می بینم همه چیز خوب و درست پیش می رود که دیگر نباید بی خود و بی جهت انتقاد کنم و طبعا بهترین کار این است که حرف زیادی نزنم و فقط بگویم بَ...ـع . فقط یک مشکل وجود دارد و آن این که هر روز در این اینترنت و رادیو و تلویزیون و سایر اسباب ساخت دست بیگانگان اخبار جالبی وجود دارد که هی میزان رضایتمندی مرا افزایش می دهد و این است که می ترسم از این همه خبر مسرت بخش، از شدت خوشی دیوانه شوم و برای همین هم دیگر نه اخبار می خوانم و نه می شنوم و فقط می گویم بَ...ـع! به عنوان مثال فقط به برخی از اخبار دو روز گذشته اشاره می کنم تا شما هم بگویید بَ...ـع چیز ببخشید منظورم این است که بفرمایید حق با من است و من فقط باید بگویم بَ...ـع! حتما شما هم در جریان اخبار مربوط به اتفاقات اخیر چین قرار گرفته اید و می دانید که دست کم 150 نفر از مسلمانان "ایغوری" به دست حاکمان کمونیست و از خدا بی خبر چینی کشته شده اند. می خواهم بدانم دولت به صرف این که رئیس جمهور چین یکی از معدود کشورهای جهان است که ریاست جمهوری احمدی نژاد(دکتر محمود احمدی نژاد) رو تبریک گفته نباید این رفتار را محکوم کند؟ مگر نه این است که طبق قانون اساسی، ما باید از همه کشور های مظلوم دفاع کنیم؟ پس چرا وقتی مسلمانان چینی کشته می شوند خفه می شویم؟ و چرا وقتی مسلمانان چچن به دست ولادمیر پوتین کشته می شوند خفه می شویم؟ آیا فقط فلسطینی ها مسلمانند؟ اونوقت برخی می فرمایند ما می خواهیم در جهان عدالت برقرار کنیم و من که هی به میزان رضایتمندیم اضافه میشه می گویم بَ...ـع! یکی دیگر از مسایلی که رضایتمندی مرا افزایش می دهم مساله انتخابات اخیر است که در این مورد فقط می گویم بَ...ـع! کشته شدن هموطنانمان هم بسیار موجب رضایتمندی بود و فقط بَ...ـع! حالا همه این حرف ها به کنار، خوزستانی های عزیز هم این روزها حرف های جالبی می زنند و مثلا می فرمایند چطور است ما 6 سال است خاک می خوریم کسی فکری نمی کند اما همین که گرد و خاک به تهران رسید همه به فکر چاره افتاده اند واز طرفی همه مملکت تعطیل شد؟ آیا ما انسان نبوده ایم؟ وما باید بگوییم بَ...ـع؟ همین بیست روز پیش بود که وزیر نیرو فرمودند که تابستان امسال قطعی برق نداریم! و من میزان رضایتمندیم خیلی رفت بالا ولی همین امروز که برقمان قطع شد گفتم بَ...-ع یعنی کاش وزیر نیرو می فرمود ما به خاطر تحریم واین که همه با ما دشمنند ممکن است گاهی خاموشی داشته باشیم البته می دانم این حرف ها دشمن شاد کن هستند و البته از دولت استکبار ستیز بعیده آیه یاس بخونه بنابراین همان بَ...ـع. بگذارید یک مورد هم درباره احمدی نژاد بگویم: پریروز در مصاحبه تلفنی با رادیو ایران پیشبینی فرمودند که ما تا سال 92 جزو 10 کشور اول جهان هستیم و من که رضایتمندیم گوش فلک رو پاره کرده بود یادم آمد دو سال پیش فرموده بودند ما قدرت اول جهانیم و یک آن بی اختیار و از فرط رضایتمندی بلند گفتم بَ............ـع! حالا فهمیدید که من حق دارم به جای این که از شدت رضایتمندی دیوانه شوم یا به قول خودمون" اَ خوشی بزن سرم کَلو بشُم" دیگه کاری به کار هیچ چیز نداشته باشم و فقط بگویم بَ...ـع؟ شاید این پست به نوعی خداحافظی من از محیط مجازی باشد شاید هم نباشد ولی به هر حال فعلا ترجیح می دهم فقط بَ...-ع بَ...-ع کنم و کاری به کار مسائل مختلف نداشته باشم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 19:44 توسط امیر خسرو شجاعی |
|
|
عکس از وبلاگhttp://iranikooh.blogfa.com/cat-1.aspx قطره ها دریایند لیک اگر دریابند نقطه ها نقطه نقطه ها خطند چون به هم بپیوندند شعله ها کوه آتش اند اگر دست در دست یکدگر گیرند ذره ها در کنار هم کوهند خشت ها دیوار خانه ها شهر می شوند با تکرار ××× شعله ها می میرند قطره ها مستحق تبخیرند خس و خاشاک ها به باد درگیرند مگر آن دم که یار شوند از خواب بیدار شوند
امیر خسرو شجاعی ۱۵/۴/۸۸ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 21:35 توسط امیر خسرو شجاعی |
|
|
مــــرد همت اگر که تشنـــــه بمیرد آب حیوان ز دست خضــــــر نگیرد عاقل آن کس بود که حرف کسی را بــــــــی دلیل، ار ملک بود نپذیرد (الهی قمشه ای) از آن جا که مطلب بسیار طولانی بود و امکان درج آن در بلاگفا نیست شما را به لینک زیر ارجاع می دهم: |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 19:25 توسط امیر خسرو شجاعی |
|
|
به نظر من او چه اغتشاش گر باشد چه قهرمان بسیار شجاع است. ببینید چگونه ماموران امنیتی را بهت زده کرده است. البته این عکس هیچ ربطی به حوادث اخیر کشورمان ندارد اما دیدنش خالی از لطف نسیت. راستی فکر می کنید اگر در ایران این اتفاق می افتاد چه بلایی سر این پسر شجاع می آمد؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 1:28 توسط امیر خسرو شجاعی |
|
|
|||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 14:28 توسط امیر خسرو شجاعی |
|
|||||||
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 2:21 توسط امیر خسرو شجاعی |
|
|
رستم فرخزاد (زادهٔ ۶۳۰– درگذشته ۶۵۱ میلادی) پسر سپهبد فرخهرمز سردار معروف و مدبر و دلیر اواخر عهد ساسانی بود. در منابع گوناگون او را «رستم سپهبد»، «رستم فرخهرمز» نیز نامیدهاند، و مورخان ارمنی از پدر و پسر به «ایشخان» (شاهزاده) یاد کردهاند. در زمان سلطنت آزرمیدخت، پدر رستم، فرخهرمز مدعی سلطنت شد و ملکه را به زنی خواست. چون آزرمیدخت نمیتوانست علناً مخالفت کند، در نهان وسایل قتل او را فراهم آورد. آنگاه رستم با سپاه خویش پیش راند و پایتخت را تصرف و آزرمیدخت را خلع و کور کرد. در زمان یزدگرد سوم، رستم نایبالسلطنهٔ حقیقی ایران محسوب میگشت. وی کام از خطر عظیمی که درنتیجهٔ حملهٔ عرب به کشور ایران روی داده بود اطلاع داشت، پس فرماندهی کل نیروی لشکری را به عهده گرفت و در دفع دشمن جدید کوشش دلیرانه کرد. با سپاهی بزرگ در پیرامون پایتخت حاضر شد، اما عمر پیشدستی کرد. در سال ۶۳۶ میلادی سپاه ایران در قادسیه، نزدیک حیره، با سعدبن وقاص سردار عرب روبرو شد، جنگ سه روز طول کشید و به شکست ایرانیان خاتمه یافت. رستم که شخصاً حرکات افواج را اداره میکرد و درفش کاویانی را در برابر خود نصب کرده بود کشته شد. به گفته برخی از منابع، جنگ قادسیه در ۴۰ کیلومتری شهر فعلی نجف درگرفت در ۴ روز و یک شب به درازا کشید. به علت اضافه شدن ۶۰۰۰ نفر به نیروهای اعراب در روز سوم، و همچنین توفان شن به سمت نیروهای ایران، شیرازهٔ ارتش ایران از هم گسست و در اوج درگیری چندین جنگاور عرب (عمربن معدی کرب، طلیحه بن خویلد اسدی، قرط بن جماح عبدی، و ضرار بن ازور اسدی) به رستم هجوم آورده و به قولی زهیر بن عبد شمس و به قولی عوام بن عبد شمس و به قولی هلال بن علفه تمیمی او را کشت. هنگامی که تن رستم را یافتند و جای صد ضربه شمشیر و نیزه بر تنش بود و هیچ کس نمیداند واقعا چه کسانی او را به قتل رساندند. منبع:ویکی پدیا یکی نامه سوی برادر به درد نوشت و سخن ها همه یاد کرد گنهکارتر در زمانه منم ازیرا گرفتار اهریمنم همه بودنی ها ببینم همی وز آن خامشی برگزینم همی از ایرانیان زار و گریان شدم زساسانیان نیز بریان شدم چنین است گفتار و کردار نیست جز از گردش کژ پرگار نیست چو با تخت منبر برابر کنند همه نام بوبکر و عمر کنند تبه گردد این رنج های دراز نشیبی دراز است پیش فراز نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر ز اختر همه تازیان راست بهر بپوشد از ایشان گروهی سیاه ز دیبا نهند از بر سر کلاه نه تخت و نه تاج و نه زرینه کفش نه گوهر نه افسر نه بر سر درفش به رنج یکی، دیگری برخورد به داد و به بخشش همی ننگرد ز پیمان بگردند وز راستی گرامی شود کژی و راستی رباید همی این از آن آن از این ز نفرین ندانند باز آفرین نهان بدتر از آشکارا شود دل شاهشان آشکارا شود بد اندیش گردد پدر بر پسر پسر بر پدر هم چنین چاره گر شود بنده بی هنر شهریار نژاد و بزرگی نیاید به کار به گیتی نماند کسی را وفا روان و زبان ها شود پر جفا از ایران و از ترک و از تازیان نژادی پدید آید اندر میان نه دهقان نه ترک و نه تازی بود سخن ها به کردار بازی بود همه گنج ها زیر دامن نهند بمیرند و کوشش به دشمن دهند بود دانشومند و زاهد به نام بکوشد از این تا که آید به کام چنان فاش گردد غم و رنج و شور که شادی به هنگام بهرام گور نه جشن و نه رامش نه کوشش نه کام همه چاره ورزش و ساز دام پـــدر بـا پــســر کـــــیـن سـیــم آورد خـورش کـشـک و پـوشش گـلـیـم آورد زیــان کـسـان از پـی ســود خـویـش بـجـویـنـد و دیــــن انــدر آرنـد پـیـش نــبــاشــد بـهــــار و زمـستـان پـدیـد نـیــارنـد هـنـگــــام رامــش نـبـیــد چــو بـسـیـار از ایـن داستـان بـگـذرد کـسـی ســــوی آزادگـــی نــنــگــرد
ز راز سپهری کس آگاه نیست ندانند کین رنج کوتاه نیست |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم تیر 1388ساعت 14:1 توسط امیر خسرو شجاعی |
|
|
به هیچ وجه اوضاع و احوال فعلی برایم خوشایند نیست و از این که هم وطنانم چه در لباس بسیجی چه معترض چه نیروی انتظامی و... در مقابل هم صف آرایی کرده اند و عزیزانی از این مرز و بوم به شهادت رسیده اند عمیقا متاسفم و ضمن عرض تسلیت به خانواده های این عزیزان برای این شهدای عزیز علو درجات و رحمت الهی را آرزو دارم. اظهار نظر در باب صحت و سقم انتخابات را به مراجع ذی صلاح و افرادی که دست اندر کار انجام انتخابات هستند می سپارم و تنها به مواردی اشاره می کنم که خود دیده و قبلا درمورد آن مطلب نوشته ام، مطالبی از قبیل استفاده از امکانات دولتی برای تبلیغات، ارائه آمار نادرست و... که نمی دانم آیا به عنوان بخشی از روند انتخابات می تواند مورد اعتراض واقع شود یا خیر اما آن چه مورد تاکید حقیر است دوری از خشونت در برخورد با مردم است. به هر دلیل فضایی مبهم به وجود آمده و عده ای به روند برگزاری انتخابات معترض هستند، به گمان من تنها راه برون رفت از این اوضاع اعتماد سازی و مجاب کردن مردم به درستی انتخابات است. این عده چه فریب خورده و چه محق، مردم این کشورند و باید حقوق آنان محترم شمرده شود. تصاویر و خبرهایی که این روزها منعکس می شود دل هر انسانی را به درد می آورد و چنان که این وضع ادامه یابد همه ما متضرر خواهیم شد بنابراین همه ما مسوولیم و به هر وسیله باید در بهبود اوضاع بکوشیم. در پایان با استعانت از خداوند متعال که همواره یاور مردمان پاک ایران بوده است آرزو می کنم که هر چه سریع تر با درایت طرفین مناقشه اوضاع آرام شود و دوباره ایران و ایرانی هم دل و سربلند به سوی قله های افتخار پیش بروند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 1:55 توسط امیر خسرو شجاعی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با سلام حضور شما دوست گرامی
حضورتان را در این وبلاگ خوش آمد عرض می کنم |
|
RSS
|