تبليغاتX
گلبانگ سربلندی


















گلبانگ سربلندی

 

راویان اخبار و ناقلان آثار و طوطیان شکر شکن شیرین گفتار چنین حکایت کنند که هزاران هزارن سال پیش بکازرون از بلاد پارس که گاهواره ی نامدارانی  چون کورش شاه و داریوش شاه و شاهپور و شاهپورگان بودی  مردی زیستی که دو صد هزار مرکب در حمل ثروت بی حدش زبون بودی و در ادب بی چون نمودی.

ازنعمت و جلال هرآنچه در گمان آید بداشتی  و هنرها در یاد انگاشتی.

صیت ( آوازه) شهرتش عالم را تسخیر نمودی و حلاوت صحبتش بزرگان را درگیر.

وزیر و وکیل و فقیر و دبیر رنج سفر بر خویش هموار کردی و بر دکان معرفتش بنشستی و هر یک از کان زرین محبتش توشه ای بربستی.

کلامش روان بود و طبعش جوان

مرامش چو جان جهان بیکران

گویند زرگر همی بوده و لیک در تتبعات اخیر گویی غیر از آن هنرها بسیار عیان نموده.

از قهرمانان بنام ایران شهر در " گوی دست بازی" که در آن عهد " هندبال " ش خواندندی همی بوده شعر نیکو همی سروده و در انشای متون زبردست ترین بلاد خویش همی بوده.

گروهی در باب جاودانگی اش حیرانند که چه سان از پس اعصار نبشته هایش دست به دست همی گردد و محققان اخیر احادیث بسیار نقل کرده اند و کوشش ها نموده اند تا شاید رمز جاودانگی اش را باز گویند و کمتر توفیق داشته اند.

اما حقیردست نبشته های تازه ای از جناب ایشان در یک تارنمای کهن که گویی خصوصی در آن همی نگاشته یافته ام که بسیاری از اسرار را هویدا همی سازد و جان را به نشاط اندازد.

بهادر خان ریاضی که بها چون دُر همی دارد، از ریاضت ها ریاضی (باغ ها) همی ساخت که بوی گل های آن همچنان از پس دیوار قرون و اعصار مشک و عنبر را بی رونق داشته و در دل ها عطر محبت کاشته.

و اما راز ماندگاری اش آن است که:

هر کس و از هر جناحی دست سویش دراز کردی دستش به سختی همی فشردی، که با قامت رشیدش فراتر از انسان های هم عهدش، دانستی که دنیا در گذر است و تنها نیکی همی ماند و سیاست و سیاستمداران رفتنی اند و انسان ها با هر مرام و مسلک محترم. او نیک دانستی که گر انسانی کوتاه بودی و نتوانستی افق دید او را دریابد بی گناه است و نیک دانستی که گر کسی را چشم احول(لوچ) است و درست همی نبیند گناهی نکرده و او نیز محترم است. همگان را به چشم دوستی همی بنگرید و برادرهمی پنداشت و کار بدانجا رسید که همگانش چون " دُر" در میان جان عزیز داشتندی و سینه به سینه از نیکی هایش حکایت ها نقل کردندی و تذکره ها به نامش مزین نمودندی و تا عهد ما زنده اش نگاه داشتندی که یگانه متاع جاودان جز نیکی نباشد.

  

هر دم از عمر میرود نفسی

چون نگه میکنم نماند بسی

ای که پنجاه رفت و در خوابی  

مگر این جند روزه دریابی

خواب نوشین بامداد رحیل

باز دارد پیاده را ز سبیل

هرکه امد عمارتی نو ساخت

رفت و منزل به دیگری پرداخت

نیک وبد، چون همی بباید مرد

خنک آن کس که گوی نیکی برد

هرکه مزوروع خود بخورد به خوید

وقت خرمنش خوشه باید چید

 

+نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت9:3توسط امیر خسرو شجاعی | |

دیشب برنامه رو به فردا رو تماشا می کردم. مهمانان برنامه آقایان دکتر بروجردی و روح الله حسینیان بودند که این بار بر خلاف روال معمول این برنامه هر دو اصول گرا بودند. البته یکی (دکتر بروجردی) منطقی تر و یکی کاملا تندرو یا شاید یکی از تند روترین های جناح اصول گرا.

شخصا اعتقاد دارم که بعد از انتخابات هر دو جناح عمده سیاسی کشور اشتباهات زیادی را انجام داده اند که حاصل این اشتباهات وجود بحران کنونیست. یکی از مشکلاتی که باعث شده تا کنون این بحران حل و فصل نشود وجود افرادی چون حسینیان است. در مورد گذشته این شخص سخنان بسیاری وجود دارد که دوستان اهل مطالعه از آن مطلع هستند و لزومی به تکرار نیست اما آن چه مهم و گفتنیست این است که امشب وقتی سخنان ایشان را شنیدم و با سخنان چند روز پیش مقام معظم رهبری مقایسه کردم به یاد این دو بیت از ایرج میرزا افتادم که می گوید:

 آن که پیغمبر ما بود همــــــی         ما عرفناک بفرمود همــــــی

 تو دگر مته به خشخاش مشو         کاسه ی داغ تر از آش مشو

مقام معظم رهبری چند روز پیش در سخنان خود از نخبگان سیاسی خواستند تا شفاف سخن بگویند و مرز خود را با بیگانگان مشخص کنند که این می تواند به منزله ی فرصتی دوباره به سران اصلاحات و روزنه ی امیدی به سوی وحدت و آرامش کشور باشد. اما جناب حسینیان امشب نشان داد که تمامیت طلبی یعنی چه. حتی بارها مجری برنامه به نوعی از مواضع تند حسینیان با سوالات پی در پی انتقاد کرد و در یکی از سوالات خود از او پرسید: "یعنی شما هیچ راهی را برای بازگشت اصلاح طلبان و وحدت جامعه متصور نیستید؟" که حسینیان صریحا تنها راه را برخورد قاطع با آنان دانست و هرگونه مجامله را با آنان رد کرد. این سخنان ایشان هیچ تعبیری بهتر از کاشه داغ تر از آش را به ذهن متبادر نمی کند.

شاید بهترین حرف را دکتر مطهری ـ نماینده ی اصولگرای مجلس ـ  زد که خطاب به آقای شریعتمداری گفت: اگر شما و چند نفر دیگر چند روزی به مسافرت بروید و استراحت کنید فتنه می خوابد.

 

+نوشته شده در جمعه دوم بهمن 1388ساعت13:54توسط امیر خسرو شجاعی | |

خبر آنلاین نوشت :

تازه ترین ارزیابی ها از ارزش برابری واحد پول کشورهای مختلف جهان در برابر دلار آمریکا حاکیست، ریال ایران تنها از واحد پول سائوتام و ویتنام با ارزش تر است.

این در حالی است که 5 سال قبل خبرگزاری بلومبرگ اعلام کرده بود، ریال ایران دهمین پول کم ارزش دنیاست. بر اساس آن گزارش در سال 2005 میلادی( 1383 خورشیدی) هر دلار آمریکا برابر 8 هزار و 764 ریال بود، کم ارزش ترین پول خارجی در برابر دلارآمریکا لیر ترکیه بود که هر دلار آمریکا بیش از یک میلیون و 500 هزار لیر ترکیه ارزش داشت.

این گزارش اعلام کرده بود، ارزش برابری پول کشورهای اکوادور، غنا، اندونزی، ماداگاسکار، موزامبیک، رومانی، سائوتام و ویتنام هم از ایران کمتر است. ارزش برابری پول این کشورها را در برابر یک دلار آمریکا برابر 25 هزار سوکر اکوادور، 9 هزار و 45 کدی غنا، 9 هزار و 92 روپیه اندونزی، 10 هزار و 200 فرانک ماداگاسکار، 20 هزار و 865 شیکل موزامبیک، 33 هزار و 424 لئو رومانی، 8 هزار و 898 دوبرا سائوتام و 15 هزار و 757 دونگ ویتنام اعلام شده بود.

به گزارش خبرآنلاین، حال 5 سال بعد و همزمان با پایان کار دولت نهم و آغاز به کار دولت دهم، 1.4 لیر ترکیه در برابر 1 دلار مبادله می شود. 2040 فرانک ماداگاسکار هم به ازای یک دلار آمریکا داد و ستد می شود. همچنین 31.19 شیکل موزامبیک هم 1 دلار آمریکا ارزش دارد. 10 هزار کدی غنا هم در برابر یک دلار آمریکا داد و ستد می شود. 9223 روپیه اندونزی نیز معادل یک دلار آمریکاست. همچنین هر دلار آمریکا در برابر 2.89 لئوی رومانی مبادله می شود. واحد پول اکوادور هم به دلار آمریکا تغییر یافته است.

بر این اساس در حالی که هم اکنون هر دلار آمریکا با 10 هزار 20 ریال در بازار تهران مبادله می شود، 15560 دوبرای سائوتام یک دلار ارزش دارد و 18420 دونگ ویتنام با یک دلار آمریکا هم ارزش است.

بدین ترتیب ریال ایران در فاصله 5 سال به سومین پول کم ارزش جهان در برابر دلار آمریکا تبدیل شده است. این در شرایطی است که دلار زیمباوه که بحران تورمی و پولی شدیدی را طی سال های اخیر داشته هم اکنون از ریال ایران با ارزش تر است و 368.49 دلار زیمباوه یک دلار آمریکا ارزش دارد.

گفتنی است حفظ ارزش پول ملی مهمترین وظیفه بانک مرکزی است.

نقل از تابناک

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت13:12توسط امیر خسرو شجاعی | |

نظامیان آمریکایی همانند جنگ عراق، کارت‌هایی با عکس اصلی‌ترین تروریست‌های تحت تعقیبشان درست نکرده‌اند، حتی در برخی از موارد نمی‌دانیم که آنها چه شکلی هستند!تروریست

به گزارش سرویس بین‌الملل «فردا» به نقل از سایت "نیوزویک"، با افزوده شدن 30 هزار نیرو در افغانستان و هواپیما‌های بدون سرنشین که آسمان مناطق قبیله‌ای در پاکستان را تیره و تارکرده‌است، آمریکایی‌ها در تلاش برای به‌دام انداختن رهبران القاعده و طالبان هستند.

با کمک بروس هافمن، نویسنده کتاب «تروریسم داخلی»، نیوزویک لیستی از بزرگ‌ترین سردمداران گروه‌های تروریستی که هنوز دستگیر یا کشته نشده‌ان، به همراه دلیل گزینش و محل احتمالی اختفای آنها تهیه کرده‌است.

آدام یحیی گدان
گدام (با نام اصلی آدام پیرل‌من) اولین آمریکایی در 50 سال اخیر است که به خیانت محکوم شده‌است. این فرد 31 ساله که در اورگون آمریکا بدنیا آمده، هنگامی‌که دانشجو بود مسلمان شد. وی در سال 1998 به پاکستان رفت و با یک مهاجر افغانی ازدواج کرد. در سال 2004، تصاویر وی در ویدئوهای القاعده با نام "عزام الآمریکی" (عزام آمریکایی) دیده شد. امروز، متخصصین معتقدند که وی بیشتر نقش ابزار تبلیغاتی تا فرد عملیاتی را دارد. با این وجود وی همچنان در لیست اصلی‌ترین افراد تحت تعقیب اف.بی.آی. قرار دارد که به قتل رسیدنش یکی از اهداف اصلی نیروهای آمریکایی است. احتمالاََ در افغانستان است.



مصطفی ابو الیزید
مرد شماره 3 القاعده،‌ فردی که به باور کارشناسان مسئول کمیته تهاجمات القاعده را برعهده دارد و نقش برنامه‌ریزی حملات و راهبرد اصلی را دارد. این تندرو متولد مصر در سال 1980 به اتهام دست داشتن در ترور رئیس‌جمهور انور سادات، بازداشت شده بود. اخیراَ نیز گزارش‌ها حاکیست که در کشتن بینظیر –نخست‌وزیر پاکستان- در سال 2007 هم رد پای او دیده‌ شده‌است. یکی از تخصص‌های وی تامین مالی فعالیت‌های تروریستی است: در زمان حمله 11 سپتامبر،‌ او مسئول بخش مالی تشکیلات بود. عهده‌دار بودن مرد شماره 3 القاعده‍‌ کار خطیری‌است: در چند سال اخیر آمریکا چندین دارنده این پست را کشته (مانند ابو لیث ال‌لیبی که حمله به دیک چنی را طرح‌ریزی کرده‌بود) و برخی را بازداشت کرده (مانند خالد شیخ محمد، معمار حمله 11 سپتامبر). احتمالاَ در منطقه فدرال قبیله‌ای پاکستان است.

ابو یحیی ال‌لیبی
نشریه فارین پالیسی در مطلب یک خود از وی به عنوان "اسامه بعدی" نام برد. جارت براچمن، کارشناس تروریسم، با تغییراتی که در 8 سال اخیر القاعده کرده‌است و به چهره‌های جوان‌تر روی آورده است، وی توانسته به عنوان نماد نسل جدید، خود را در سطوح عالی سازمان برساند.
این متولد لیبی، مسئول بخش قضایی القاعده است و به عنوان یک تحصیل‌کرده، تلاش می‌کند که این فکر را جا بیانداز که پیش‌بردن اهداف اسلامی، منافاتی با حمله به مردم غیر نظامی ندارد. وی در افغانستان توسط آمریکا بازداشت شد ولی سرانجام فرار کرد. اگر بن‌لادن و ظواهری(نفر دوم) از بین بروند، به احتمال زیاد لیبی به رهبری القاعده خواهد رسید. احتمالاَ در پاکستان است.


جلال‌الدین حقانی
حقانی(نفر سمت راست در این عکس که اکتبر 2001 گرفته شده)، به عنوان فرمانده شبکه حقانی، یکی از شاخه‌های متعصب طالبان، قبایل مختلفی را گردهم آورده که نیروهای آمریکایی و ناتو را هدف اصلی خود قرار داده‌اند. آنها مسئولیت حمله‌هایی همچون انتخاری یک جاسوس دوطرفه که روز 30 دسامبر 2009 رخ داد و منجر به قتل 7 کارمند سازمان سیا در افغانستان شد، را برعهده گرفتند. خود حقانی،‌ که ارتباطاتی با القاعده دارد؛ سال‌ها همزمان با قاچاق سلاح و مواد مخدر، با پول آمریکا با شوروی می‌جنگید! وی با پسرش در منطقه وزیرستان پاکستان مستقر هستند.



ملا عبدالغنی برادر
به عنوان رئیس یک چشمی طالبان افغانستان، ملا محمد عمر، اخیراَ‌ فعالیت‌های خود را کاهش داده‌است و به پشت‌پرده رفته. در نتیجه «برادر» جای وی را اشغال کرده‌است. نیوزویک تابستان گذشته نوشته بود:«‌ یک فرد زیرک، کمتر شناخته شده، احتمالاَ از ملا عمر هم خطرناک‌تر است.» وی خزانه‌دار طالبان است و از جنوب غربی پاکستان، عملیات‌ها را هدایت می‌کند. عنوان رسمی‌اش مشخص نیست، اما عملاَ برادر رهبر طالبان است، در نتیجه مسئولیت بسیاری از عملیات‌هایی که منجر به کشته‌شدن نیروهای آمریکایی و ناتو شد، برعهده وی است. نکته منخصر به فرد درباره برادر این است که نه سرویس‌های اطلاعاتی دولتی و نه خصوصی، عکسی از وی ندارند!


ایمن ظواهری
ظواهری مغز متفکر پشت‌سر بن‌لادن است. وی از ابتدای تشکیل القاعده، در اطراف القاعده بوده و در سال 1998 این فیزیک‌دان مصری زمینه‌ساز پیوند آن با جهاد اسلامی مصر شد.
وی رئیس راهبردی القاعده، برنامه‌ریز علمیات‌های تروریستی سازمان و به طور کلی بر تمام جنبش احاطه دارد.
به احتمال زیاد درمناطق غربی یا بلوچستان پاکستان مستقر است.






اسامه بن‌لادن
در سال 2002 جرج بوش اولویت خود را بر بازداشت مرتکبین حمله 11 سپتامبر و رهبر جهانی القاعده قرارداد. حتی اوباما نیز چنین مطلبی را گفته است تا موجب پایان یافتن بزرگترین کابوس مردم کشورش بشود. اما در حقیقت آنها در این زمینه کاملاَ ناموفق بوده‌اند و این بیشتر شبیه یک ادعاست. (برخی، مانند ژنرال دیوید پترائوس اهمیت بن‌لادن را به عنوان یک هدف، چندان مهم ندانسته‌است.) وی که در حلقه‌های داخلی پنتاگون به عنوان OBL شناخته شده‌است، فرزند خانوانده ثروتمند بن‌لادن عربستان است. وی با نبرد علیه اشغالگران شوروی در دهه 80 در افغانستان شهرت یافت. با وجود آنکه در صورت کشته شدن، توسط دوستانش به عنوان یک شهید تقدیس خواهد شد، ولی هدف اصلی فرماندهان آمریکایی و ناتو است. هیچ‌کس مطمئن نیست اما به نظر می‌رسد که وی در پاکستان و در نزدیکی مرز با افغانستان است

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت15:1توسط امیر خسرو شجاعی | |

چنان که می دانید  وظیفه ی یک منتقد تنها دیدن نقاط ضعف نیست و یک منتقد منصف وظیفه دارد که نکات مثبت را نیز ببیند و از آن تقدیر به عمل آورد.

دیروز پس از مدت ها فرصتی دست داد تا از دریاچه پریشان دیدن کنیم. اولین چیزی که از راه دور توجه را جلب می کرد بازگشت مقداری از آب دریاچه  بود که در نتیجه بارندگی های اخیر حاصل شده است. در این باب خداوند را سپاس می گویم و امیدوارم که این روند ادامه اداشته باشد و ما به زودی دریاچه پریشان را مثل روزهای گذشته، زیبا و پر رونق ببینیم.

مقصد ما قسمت غربی پریشان بود. جایی که دارای سکوهایی برای استفاده گردشگران است و در گذشته جایگاهی مناسب برای قایقرانی بود.

به محض ورود، آلاچیق هایی زیبا که در کنار آن ها منقل هایی برای افروختن آتش قرار داشت و همچنین سطل های زباله ای که همگی یکدست و یکرنگ بودند، خودنمایی می کرد. هر چند متوجه نشدم که کدام نهاد یا سازمان این کار نیک و جالب را انجام داده است اما به هر حال وظیفه خود دانستم که از این همت مسوولان قدردانی نمایم.

دریاچه پریشان یک موهبت خدادادی برای این شهرستان است و بازگشت آن به روزهای پر رونق خود و رسیدگی هایی از این دست و ایجاد امکاناتی مناسب در این مکان حتی می تواند موجب کسب درآمد و اشتغال زایی برای مردم منطقه و شهرستان باشد و امیدوارم بازهم شاهد این کارهای زیبا و خداپسندانه در گوشه گوشه شهرستان با استعدادمان باشیم.

به همین بهانه ذکر چند نکته دیگر نیز که در بهبود  این تفرجگاه می تواند موثر باشد لازم می نماید که در زیر به آن ها اشاره می شود:

1-   مهم ترین نکته ای که باید در نظر گرفته شود و ان شا الله در آینده به آن پرداخته شود، اصلاح تقاطع جاده اصلی (جاده کازرون شیراز) به فرعی (پریشان) در محل روستای " پل آبگینه " است. که با توجه به ترافیک سنگینی که در این جاده  - خصوصا در ایام عید – وجود دارد جان مسافران و گردشگران این ناحیه را به خطر می اندازد.

2-     ایجاد یک پارکینگ مناسب در محل تفرجگاه.

3-     هماهنگی مسوولان جهت روشنایی برج نور تفرجگاه.

به هر حال باید در نظر داشت که این کار علاوه بر ایجاد جاذبه بیشتر، امنیت را نیز برای گردشگران عزیز به همراه خواهد داشت. مکان هایی اینچنین، در صورت تاریک بودن مکان مناسبی برای گرد آمدن اشرار و وقوع حوادث گوناگون می باشد  که امیدوارم برای رفع نگرانی ها، این روشنایی تامین شود.

4-   آخرین نکته، تقاضایی است از همشهریان عزیزی که به  این مکان مراجعه می کنند تا ساعتی را در کنار طبیعت بگذرانند. باید به خاطر داشت که وظیفه تک تک ما نگهداری از این امکانات و حفظ پاگیزگی این مکان است تا مسوولان هم با دیدن برخورد مناسب ما شهروندان، دلگرم تر از پیش به انجام چنین کارهایی بپردازند. متاسفانه علی رغم وجود تعداد بسیاری سطل آشغال باز هم زباله های بسیاری  در گوشه گوشه ی این تفرجگاه مشاهده می شد که به هیچ وجه شایسته نیست.

امیدوارم که با همت من و شما و مسوولان و همچنین لطف خداوند متعال در نزول رحمت بیکران خود دوباره دریاچه پریشان را زیبا و با نشاط ببینیم و باز هم شاهد پرواز پرندگان زیبای مهاجر بر فراز این تالاب بین المللی و ارزشمند باشیم.

توضیح: مطلب فوق در هفته نامه سلمان کازرون موخه ۲۲/۱۰/88 به چاپ رسیده است.

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت9:52توسط امیر خسرو شجاعی | |

"همش میگن مرگ، مرگ"

جمله فوق جمله ای بود که دیروز از دهان دختر ۵/۲  ساله من ـ موژان ـ در واکنش به برنامه های شبکه های گوناگون تلویزیون خارج شد!

واقعا نمی دانم تا کی این قدرت نمایی های خیابانی باید ادامه داشته باشد.

یک روز یزیدیان لشکر کشی می کنند  و یک روز حسینیان.یاحسین

یک روز معاویه سخنرانی می کند و یک روز زینب(س)!

مدارس، دانشگاه ها، بازار و ادارات هر روز به بهانه ای تعطیل می شوند.

و در این بین معلوم نیست این همه کارهای عقب مانده مملکت را که از ۲۲ خرداد به این طرف بر زمین مانده چه کسی انجام می دهد.

آقایان اگر فتنه ای در کار است و دست اجانب در کار، یک بار برای همیشه تمامش کنید.

اگر قاتلان مردم را می شناسید یک بار یکی از آنان را در طول این هفت ماه معرفی می کردید.

اگر کسی که با وانت پلیس از روی یک انسان سه بار رد شده دزد بوده، چرا شما نتوانسته اید یک دزد بگیرید و او را به مردم معرفی کنید؟

تا کی این وضع ادامه خواهد داشت؟

چه کسی سود می برد؟

تا کی باید همش گفت مرگ، مرگ و تا کی باید مرگ هموطنان را دید؟

 

+نوشته شده در جمعه یازدهم دی 1388ساعت0:23توسط امیر خسرو شجاعی | |

يكي بود، يكي نبود؛ غير از خدا هيچ كس نبود .

جانم برايتان بگويد كه روزي روزگاري، پهلوان اول پايتخت ولايت غربت ، عمرش را داد به شما . خلايق جمع شدند در ميدان شهر، كه چه بكنيم چه نكنيم ؟ يك عده گفتند : « اصلا ما پهلوان اول مي خواهيم چه كار؟» يك عدة ديگر گفتند : «پايتخت بدون پهلوان اول، مثل آش بي نمك است.» بعضي ديگر گفتند : « اگر پهلوان اول هم نشد، يك پهلوان دومي، پهلوان سومي، چيزي كه بايد داشته باشيم.» بعضي ديگر گفتند: « پهلوان اول داشته باشيم كه چي ؟ كه هي بيايد بگويد: برايم تهديدنومچه فرستاده اند ؟ »

خلاصه بحث بالا گرفت. در همين گير و دار ، ناغافلي روح پهلوان مرحوم ، آمد وسط ميدان شهر و گفت : « جماعت ! شما اول برويد بگرديد ببينيد كه اصلا توي اين مملكت پهلواني پيدا مي شود ، بعدا سرش جر و بحث كنيد . » بعد هم يك دفعه ناپديد شد .

مردم ديدند كه اي دل غافل، راست مي گويد اين خدابيامرز. اين شد كه گفتند ما همين جا مي نشينيم تا يك پهلوان اول پيدا كنيم .

يك نفر پاشد و رفت ايستاد روي سكوي ميدان گفت : « آهاي جماعت ! مي خواستم دو كلوم عرض كنم در باب اين كه پهلوون اول براي پايتخت از شوم شب واجب تره . لذا من را انتخاب كنيد براي پهلوون اولي . »

مردم كفتند : « حالا اگر تو پهلوان اول شهر بشوي ، چه گلي بر سر ما مي زني ؟ »

پهلوان گفت : « يك جامعة مدني برايتان درست مي كنم به چه خوبي . طوري كه گرگ و ميش كنار هم زندگي كنند . اصلا همه اش تساهل و تسامح ! »

مردم گفتند : « اي آقا ، پهلواني به زور است . نقل اين حرف ها نيست . »
پهلوان بندة خدا از سكو آمد پايين و يكي ديگر رفت بالا و گفت : « آهاي جماعت ، در خصوص اين فقره خواستم عرض كنم كه مرا انتخاب كنيد . زور من خيلي زياد است . ميتوانم يك گاري را يك تنه با بارش از زمين بلند كنم .»

مردم گفتند : « اين كار را "ژان والژان" خدا بيامرز هم مي توانست بكند . تازه ، آن بنده خدا با آن زور و بازو نهايتا شد شهردار ؛ پهلوان اول كه نشد . نخير . نقل اين حرف ها نيست . »

پهلوان دوم هم آمد پايين و پهلوان سوم رفت بالا . يك نگاهي به مردم كرد و گفت : « آهاي جماعت ، اصلا شما اينجا ميتينگ راه انداخته ايد كه چي ؟ من باب تذكر عرض مي كنم كه راهتان را بكشيد برويد خانه هايتان . هر كس نرود ، حكما كتك مي خورد . »

مردم گفتند : « بر و بابا دلت خوش است . ما فكر اينجايش را هم كرده ايم . از وزارت كشور مجوز گرفته ايم . نقل اين حرف ها نيست !»

پهلوان گفت : « كه اين طور ! » بعد از سكو آمد پايين وهمة جماعت را لت و پار و تار و مار كرد .

مردم كه ديدند نه بابا ، اين بندة خدا جوهرة بزن بهادري دارد ، به اتفاق آرا ، او را انتخاب كردند به پهلوان اولي شهر !

ما از اين داستان نتيجه مي گيريم كه نقل اين حرف ها نيست !
قصة ما به سر رسيد ، غلاغه به خونش نرسيد !

نوشته:ابوالفضل زرويي نصرآباد

+نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388ساعت1:32توسط امیر خسرو شجاعی | |

 

منتظری

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت19:15توسط امیر خسرو شجاعی | |

یک متخصص محیط زیست معتقد است: با وجود سهم اندک ایران در تولیدات صنعتی کشورمان بین رتبه های 6 تا 8 جهان از نظر تولید آلاینده های گلخانه ای به خصوص CO2 قرار دارد.

دکتر اسماعیل کهرم در گفتگو با خبرنگار مهر، با اعلام اینکه آمارهای منتشر شده در بانک جهانی و موسسات محیط زیستی نشان می دهد کشور ایران سهم بالایی در آلاینده های گلخانه ای جهان دارد و بعد از کشورهای تولید کننده بزرگ در تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین موثر بوده است.

این استاد دانشگاه گفت: مصرف انرژی در ایران 5/2 برابر کشور صنعتی ژاپن است. در ایران سوخت زیادی مصرف می شود و انرژی الکتریسته و فسیلی قابل توجهی هدر می رود. چنانکه آمارها نشان می دهد تمام هدر رفتهای انرژی در ایران در حد رکوردهای جهانی است.

کهرم با انتقاد از مسئولان محیط زیست کشور اضافه کرد: تا کنون هیچ برنامه ای برای شرکت در اجلاس کپنهاگ از سوی سازمان محیط زیست و یا دفاتر مرتبط با تغییرات اقلیمی در ایران اعلام نشده است و اساساً این سازمانها در این خصوص بی برنامه هستند و من نشنیده ام که با کسی مشورتی شده باشد و یا تیمی کارشناس برای شرکت در این اجلاس معرفی شده باشد.

  مصرف انرژی در ایران 5/2 برابر کشور صنعتی ژاپن است. در ایران سوخت زیادی مصرف می شود و انرژی الکتریسته و فسیلی قابل توجهی هدر می رود

دکتر کهرم

این کارشناس مسائل زیست محیطی تاکید کرد: گاهی تیمی را می فرستند که حتی زبان انگلیسی هم بلد نیستند. امیدواریم شرکت کنندگان ایرانی تنها تماشاچی نباشند و از کلی گویی هم پرهیز کنند. ایران در پروتکل کیوتو تیمی منفعل داشت و هیچ نظم و برنامه ای در کار نبود. دکتر اسماعیل کهرم با تاکید بر اینکه ما همه ساکن یک کشتی هستیم و هر کس این کشتی را سوراخ کند همه ما را غرق می کند، ایران را نیز متاثر از تغییرات اقلیمی در جهان دانست و افزود: همه جهان از این پدیده متاثر شده است و ما باید به طور موثر در این اجلاس شرکت کنیم.

پیش از این رئیس مرکز ملی تغییرات آب و هوایی و نماینده ایران در اجلاس کپنهاگ گفته بود: میزان تولید گازهای گلخانه ای ایران به نسبت تولید اقتصادی و سرانه جمعیت بسیار بالا است و باید زنگ خطر را به صدا درآورد. 

دکتر محمد سلطانیه در نشستی خبری پیش از حضور در اجلاس بین المللی تغییرات اقلیمی جهان در کپنهاگ با اعلام اینکه 60 الی 70 درصد دلیل غلظت گازهای گلخانه ای در جهان مربوط به مصرف انرژی است افزود: این رقم در کشور ما به 75 درصد می رسد که نسبت به مصرف کشورهای با سوخت فسیلی رقم بالایی است.

منبع:مهر

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت0:57توسط امیر خسرو شجاعی | |

خبر آنلاین: به گفته اکبرترکان معاون سابق وزیر نفت در امور برنامه ریزی در طول 100 سال گذشته 44 درصد از ذخایر نفتی ایران برداشت شده در حالیکه 80 درصد درآمد ناشی از فروش نفت طی این سال ها در بودجه های جاری صرف شده و تنها 20 درصد این درآمدها در بخش توسعه زیرساخت ها درکشورصرف شده است.

براساس گفته های این مدیر باسابقه نفتی ،در حالی سال گذشته 100 سالگی نفت را جشن گرفته ایم که با وجود اظهارات مختلف کارشناسان و مسوولان در خصوص تجربه داشتن نفت در طول سالیان گذشته اما به اصلی ترین موضوع که هزینه کردن درآمد نفت در کشور بوده است پرداخته نشده و هنوز هم پول نفت بدون برنامه ریزی دقیق در بودجه های جاری صرف می شود .

وی تصریح کرد: طی 100 سال گذشته بهره چندانی از نفت برده نشده و علت اصلی این امر را باید در صرف پول نفت در بودجه عمرانی کشور جستجو کرد.

وی در گفت و گو با "خبر آنلاین " با اشاره بر آمار تولید نفت طی سالیان گذشته و تاکید بر وجود 138 میلیارد بشکه ذخایر هیدروکربوری در ایران ، متذکر شد : درست است که ایران دارای 138 میلیارد بشکه ذخایر هیدروکربوری است اما بخشی از این میزان را میعانات گازی ، پروپان و بوتان تشکیل می دهد به طوریکه سهم نفت خام از این میزان ذخایر هیدروکربوری در کشور 85 میلیارد بشکه است .

وزیر راه و ترابری دوران سازندگی تصریح کرد: در صورت برداشت 4 میلیون بشکه نفت در هر روز و با احتساب 85 میلیارد بشکه ذخایر نفتی ، 56 سال دیگر نفت ایران تمام می شود.

براساس اظهارات وی ، این آمار در حالت خوشبینانه در نظر گرفته شده است و تنها در صورتی می توان امیدوار به داشتن نفت در 56 سال آینده بود که تزریق گاز به میادین به موقع انجام شود ضمن آنکه تولید صیانتی نیز مبنای تولید قرار بگیرد .

این در حالی است که براساس برنامه سوم و چهارم توسعه ایران از تزریق گاز به میادین نفتی خود بسیار عقب است و همین امر نیز طی سالیان گذشته باعث نگرانی کارشناسان شده است .

+نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت20:45توسط امیر خسرو شجاعی | |